آمریکاداخلیسیاسی

داستان‌های جنگ: نمایش شورش

تسلیم شدن کنگره در برابر ترامپ ضعف ساختاری قانون اختیارات جنگ را عیان کرد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «داستان‌های جنگ» به قلم فرد کاپلان (Fred Kaplan) در نشریه آمریکایی اسلیت (Slate) منتشر شده و به تحلیل تقابل پوشالی کنگره با دونالد ترامپ بر سر جنگ ایران می‌پردازد؛ این گزارش تحلیلی تبیین می‌کند که چگونه ساختار ضعیف قانون اختیارات جنگ مصوب ۱۹۷۳ و بی‌میلی سناتورها به پذیرش مسئولیت‌های استراتژیک، دست رئیس‌جمهور را برای پیشبرد سیاست‌های یک‌جانبه باز گذاشته و تلاش‌های قانونی برای مهار اختیارات اجرایی کاخ سفید را به یک نمایش سیاسی بی‌اثر تبدیل کرده است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

شورش اخیر نمایندگان کنگره علیه مواضع نظامی دونالد ترامپ در قبال ایران، پیش از آنکه یک چالش قانونی واقعی باشد، نمایشی سیاسی بود که به سرعت تحت فشارهای کاخ سفید درهم شکست. ریشه این ناکامی در بی‌توجهی دیرینه به «قانون اختیارات جنگ مصوب ۱۹۷۳» نهفته است. این قانون که در دوران ضعف ریچارد نیکسون پس از رسوایی واترگیت و با رای قاطع دو‌سوم نمایندگان برای مهار قدرت اجرایی رئیس‌جمهور تصویب شد، عملاً در دهه‌های بعد کارایی خود را از دست داد. اگرچه بر اساس این قانون روسای جمهور موظفند اعزام نیروها به مناطق جنگی را به کنگره اطلاع دهند، اما در عمل، مجالس قانون‌گذاری همواره بدون اعتراض جدی با تصمیمات اجرایی همراهی کرده‌اند. حتی در مواردی مانند مداخله نظامی باراک اوباما در لیبی یا بمباران کوزوو توسط بیل کلینتون، روسای جمهور فراتر از ضرب‌الاجل‌های قانونی عمل کردند و قوه‌قضاییه نیز همواره با ارجاع به اختیارات رئیس‌جمهور در قانون اساسی، از ورود به این منازعات سیاسی خودداری کرده است.

حقیقت این است که اکثر اعضای کنگره تمایلی به پذیرش مسئولیت‌های سنگین مرتبط با جنگ و صلح ندارند؛ چرا که نمی‌خواهند در صورت شکست استراتژی‌های نظامی، مورد ملامت افکار عمومی قرار گیرند. ترامپ برای خاموش کردن صدای اعتراض چهار سناتور جمهوری‌خواه که با دموکرات‌ها همراه شده بودند، به پیچیدگی‌های حقوقی متوسل نشد، بلکه با متهم کردن آن‌ها به تضعیف اهرم‌های چانه‌زنی آمریکا در مذاکرات صلح و حتی خیانت، آن‌ها را وادار به عقب‌نشینی کرد. وی مدعی شد که ایران را در موقعیت تسلیم قرار داده است؛ ادعایی که با واقعیت‌های میدانی همخوانی ندارد. تفاهم‌نامه‌های امضاشده، امتیازات اقتصادی فراوانی نظیر رفع تحریم‌های نفتی را بدون دریافت هزینه‌ای سنگین به تهران واگذار کرده و کنترل ایران بر تنگه هرمز همچنان پابرجا است. با این حال، فشارهای ترامپ و هراس سناتورها از پیامدهای سیاسی، باعث شد که دو تن از نمایندگان معترض فوراً تغییر موضع دهند.

در نهایت، قطعنامه مشترک کنگره فاقد ضمانت اجرایی لازم بود و حتی در صورت تصویب قوانین الزام‌آورتر، رئیس‌جمهور می‌توانست آن را وتو کند؛ در حالی که مخالفان جنگ فاقد اکثریت دو‌سوم برای ابطال وتو بودند. این تقابل نشان داد که دموکرات‌ها و تعداد انگشت‌شماری از جمهوری‌خواهان صرفاً تمایل داشتند همسویی خود را با افکار عمومیِ مخالفِ جنگ نشان دهند، اما ترامپ اثبات کرد که علی‌رغم مخالفت‌های عمومی و حزبی، همچنان می‌تواند سیاست‌های فردی خود را پیش ببرد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا