افول حمایت عمومی از جنگ با ایران بستر مناسبی را برای سازماندهی جنبشهای مدنی پایدار فراهم میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چگونه جنبشهای ضد جنگ برمیخیزند، کمرنگ میشوند و دوام میآورند» به قلم فابیو روخاس (Fabio Rojas) در اندیشکده آمریکایی بروکینگز (The Brookings Institution) منتشر شده و به واکاوی رفتار جامعه مدنی در قبال جنگ آمریکا با ایران میپردازد؛ این گزارش تحلیلی تبیین میکند که چگونه اثر روانشناختی «تجمع گرد پرچم» در مراحل اولیه منازعه، مانع از شکلگیری اعتراضات خیابانی گسترده شده، اما با آشکار شدن هزینههای اقتصادی و انسانی جنگ، جامعه مدنی میتواند با اتکا به ائتلافهای فراجناحی و راهبردهای بلندمدت، به اهرمی موثر برای پایان دادن به درگیریهای نظامی تبدیل شود. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
آغاز جنگ ایالات متحده علیه دولت ایران بر پایه راهبرد تغییر رژیم، تغییرات ملموسی را در پویاییهای رفتاری جامعه مدنی آمریکا ایجاد کرده است. اگرچه این نبرد در ابتدا از حمایت نسبی ۴۱ درصدی برخوردار بود، اما با گذشت زمان و نمایان شدن پیامدهای مخرب آن، میزان حمایت عمومی کاهش یافته است. این روند نزولی تکرارکننده یک الگوی روانشناختی ثابت در تاریخ جنگها است؛ در آغاز هر منازعه، پدیدهای تحت عنوان «تجمع گرد پرچم» شکل میگیرد که غریزه همبستگی اجتماعی در برابر تهدیدات خارجی را تقویت کرده و موقتاً مانع از بروز انتقادهای علنی میشود. به همین دلیل، علیرغم محبوبیت پایین جنگ فعلی با ایران، صحنه اعتراضات خیابانی برخلاف دوران جنگ ویتنام، تا کنون نسبتاً خاموش و کمرمق باقی مانده است. با این حال، تجربیات تاریخی نشان میدهند که با فرسایشی شدن درگیری، پایداری این حمایتهای اولیه به سرعت متزلزل میشود.
بخش عمدهای از این تغییر رویکرد ناشی از بروز هزینههای واقعی و ملموس جنگ برای شهروندان است. منازعه نظامی با ایران به واسطه اختلال در زنجیره تامین انرژی، قیمت نفت را به شدت افزایش داده و منجر به جهش بهای سوخت و کالاهای اساسی شده است؛ فشاری اقتصادی که بیشترین آسیب را به خانوارهای کمدرآمد وارد میآورد. این هزینههای فزاینده در کنار تلفات انسانی، دولتهای مدرن را به سمت استفاده از جنگهای پنهان، پیمانکاران نظامی و نیروهای مزدور سوق میدهد تا حساسیت افکار عمومی را کاهش دهند. کاهش حمایتهای مردمی، فضا را برای کنشگری جامعه مدنی باز میکند؛ اما تداوم مقاومت در برابر ماشین جنگی نیازمند سازماندهی منسجم توسط تشکلهای مدنی، مذهبی و اتحادیههای کارگری است که هویتی مستقل از ساختارهای دولتی دارند.
برای موفقیت جنبشهای صلحطلب در این مرحله، اتخاذ دو راهبرد اساسی ضروری است: نخست، آمادگی برای مبارزات سیاسی بلندمدت و تبدیل هیجانات اولیه به برنامههای اجرایی پایدار؛ و دوم، پرهیز از وابستگی مفرط به یک جریان سیاسی خاص. از آنجا که بخش زیادی از جامعه مدنی حمایت از جنگ را سندی بر پشتیبانی از سربازان میداند، ایجاد ائتلافهای فراجناحی و جلب حمایت تمام احزاب اصلی، تنها راه موثر برای تشکیل جبههای قدرتمند جهت متوقف کردن جنگهای غیرضروری خواهد بود./منبع



