هرمز باید به سوئز ایران تبدیل شود
مدیریت حاکمیتی هرمز میتواند بازدارندگی ایران و هزینه فشار خارجی را افزایش دهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «هرمز باید به سوئز ایران تبدیل شود» نوشته علی ملکی و منتشرشده در فرهیختگان، با بررسی اهمیت اقتصادی و امنیتی تنگه هرمز، استدلال میکند که ایران باید از مدیریت این آبراه برای تثبیت حاکمیت دریایی، دریافت هزینه خدمات و حفظ بازدارندگی خود استفاده کند؛ سیاستی که بهجای انسداد دائمی، بر ایجاد نظمی تازه برای عبور کشتیها متمرکز است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
تنگه هرمز در این چارچوب نه صرفاً یک مسیر عبور انرژی، بلکه یکی از مهمترین ابزارهای بازدارندگی و اعمال حاکمیت ایران تلقی میشود. استدلال اصلی آن است که تهران طی دهههای گذشته هزینههای تأمین امنیت دریایی، پاکسازی مسیر، مقابله با تهدیدهای نظامی و حفاظت زیستمحیطی خلیج فارس را پرداخت کرده، در حالی که کشتیهای خارجی بدون پذیرش هزینه متناسب از این گذرگاه استفاده کردهاند. پس از جنگ و افزایش تهدیدهای مستقیم علیه ایران، ادامه عبور بیقیدوشرط کشتیها دیگر با منافع امنیتی کشور سازگار دانسته نمیشود.
مقایسه تنگه هرمز با کانال سوئز بر همین مبنا شکل میگیرد. ملی شدن کانال سوئز در دوره جمال عبدالناصر، کنترل یک آبراه راهبردی را به نمادی از حاکمیت و استقلال مصر تبدیل کرد. بر این اساس، ایران نیز میتواند با تعیین مقررات تازه، دریافت هزینه خدمات دریایی و اعمال نظارت امنیتی، نقش خود را در مدیریت هرمز تثبیت کند. تفاوت طبیعی بودن هرمز و مصنوعی بودن سوئز، از این منظر مانع دریافت هزینه نیست، زیرا حفظ امنیت و قابلیت بهرهبرداری از هر دو مسیر نیازمند صرف منابع مادی و انسانی است.
اهمیت هرمز فقط به صادرات نفت محدود نمیشود. حجم قابل توجهی از گاز، فرآوردههای انرژی، کودهای شیمیایی، گوگرد و کالاهای اساسی از این آبراه عبور میکند و زیرساختهای جایگزین عربستان و امارات ظرفیت انتقال همه این محمولهها را ندارند. خطوط لوله ممکن است بخشی از نفت را جابهجا کنند، اما نمیتوانند جایگزین کامل حملونقل دریایی برای کالاهای حجیم و متنوع شوند. ازاینرو، اختلال در هرمز میتواند بازار انرژی، امنیت غذایی و زنجیرههای تأمین جهانی را همزمان تحت فشار قرار دهد.
مدیریت فعال این آبراه بهعنوان ابزاری فوریتر از ظرفیت هستهای معرفی میشود، زیرا اثر اقتصادی آن میتواند در مدت کوتاهی آشکار شود. همین ویژگی، هرمز را به اهرمی برای جلوگیری از تشدید جنگ و افزایش هزینه اقدامات نظامی علیه ایران تبدیل میکند. از دست رفتن این اهرم، در این نگاه، نهتنها قدرت چانهزنی تهران را کاهش میدهد، بلکه میتواند طرفهای مقابل را به گسترش فشارهای امنیتی و حمایت از بیثباتی داخلی تشویق کند.
بااینحال، هدف نهایی انسداد دائمی تنگه نیست. بسته ماندن کامل آبراه در بلندمدت برای ایران نیز زیان اقتصادی و سیاسی ایجاد میکند. راهبرد مطلوب، حفظ جریان کشتیرانی در چارچوب نظمی تازه است که در آن کشتیها مقررات امنیتی و مالی تعیینشده را رعایت کنند. دریافت هزینه خدمات، کنترل کشتیهای متخلف و کاهش حضور تهدیدآمیز قدرتهای خارجی، اجزای چنین الگویی هستند.
در مجموع، تنگه هرمز بهعنوان یک دارایی اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی دیده میشود که حفاظت از آن با حفظ تمامیت ارضی و قدرت بازدارندگی ایران پیوند خورده است. تبدیل کنترل عملی این مسیر به سازوکاری قانونی و روزمره میتواند جایگاه منطقهای ایران را تقویت کند، هرچند اجرای چنین سیاستی بدون مدیریت خطر درگیری، واکنش حقوقی و فشار اقتصادی بینالمللی امکانپذیر نخواهد بود./منبع



