اوراسیانظام بین‌الملل و نهادها

جنگ جهانی یا آنارشی معمول؟

جهان هنوز وارد جنگی جهانی نشده و در وضعیت آنارشی رقابتی باقی مانده است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ جهانی یا آنارشی معمول؟» نوشته ایوان تیموفیف (Ivan Timofeev) و منتشرشده در شورای امور بین‌الملل روسیه (Russian International Affairs Council)، با مقایسه بحران‌های کنونی با جنگ‌های جهانی گذشته، استدلال می‌کند که نظام بین‌الملل هنوز وارد جنگی جهانی نشده، بلکه در وضعیتی آنارشیک و خطرناک قرار دارد که در آن دولت‌ها بدون وجود یک قدرت برتر، برای امنیت، نفوذ و منابع رقابت می‌کنند. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

بحران‌های هم‌زمان در روابط روسیه و غرب، جنگ اوکراین، عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران و درگیری‌های غزه و یمن، تصویری از جهانی آشفته و در معرض گسترش جنگ ارائه می‌کنند. بااین‌حال، تعدد جنگ‌ها و استفاده هم‌زمان از ابزارهای نظامی، تحریمی، اطلاعاتی و سایبری، به‌تنهایی به معنای آغاز جنگ جهانی نیست. وضعیت کنونی بیشتر بیانگر بازگشت آشکار آنارشی در نظام بین‌الملل است؛ فضایی که در آن دولت‌ها بدون وجود قدرتی برتر و مشروع برای مهار خشونت، امنیت و منافع خود را از طریق رقابت، بازدارندگی و ائتلاف‌سازی دنبال می‌کنند.

جنگ جهانی از نظر تاریخی نیازمند حضور بخش بزرگی از قدرت‌های اصلی، گسترش جغرافیایی وسیع نبردها و شکل‌گیری اردوگاه‌هایی نسبتاً منسجم است. جنگ‌های جهانی اول و دوم میان ائتلاف‌هایی مشخص رخ دادند و طیف گسترده‌ای از ابزارهای نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی را برای شکست کامل طرف مقابل به کار گرفتند. جنگ سرد نیز، هرچند به رویارویی مستقیم هسته‌ای نینجامید، ساختاری جهانی داشت و دو بلوک نظامی، اقتصادی و ایدئولوژیک را در برابر یکدیگر قرار داد.

در شرایط کنونی چنین ساختاری دیده نمی‌شود. جنگ اوکراین، بحران خلیج فارس، تنش هند و پاکستان، اختلافات چین و هند و منازعات قفقاز از منطق واحدی پیروی نمی‌کنند. روسیه، ایران و چین با یکدیگر همکاری دارند، اما اتحادی نظامی با تعهد دفاع متقابل تشکیل نداده‌اند. در سوی دیگر، آمریکا شبکه‌ای گسترده از متحدان دارد، اما هنوز ائتلاف جهانی منسجمی در برابر آن شکل نگرفته است. کشورهای جنوب جهانی نیز اهداف، وابستگی‌ها و روابط متفاوتی دارند و نمی‌توان آن‌ها را یک اردوگاه سیاسی یا راهبردی واحد دانست.

نبود ایدئولوژی جایگزین مشترک نیز مانع شکل‌گیری دو جبهه جهانی شده است. غرب همچنان از مفاهیم سیاسی دوران جنگ سرد بهره می‌گیرد، اما روسیه، چین، هند و دیگر قدرت‌ها هنوز فلسفه سیاسی مشترکی برای سازمان‌دهی یک بلوک رقیب ارائه نکرده‌اند. حتی کاربرد گسترده جنگ ترکیبی، عملیات اطلاعاتی، حملات سایبری و تحریم‌های مالی نیز ماهیت بحران را تغییر نمی‌دهد؛ این ابزارها سابقه‌ای طولانی دارند و فناوری فقط سرعت و دامنه آن‌ها را افزایش داده است.

در چنین محیطی، معضل امنیت همچنان تعیین‌کننده است: افزایش توان نظامی یک دولت، حتی با هدف دفاع، از سوی رقیبان تهدید تلقی می‌شود و به مسابقه تسلیحاتی یا اتحادهای تازه می‌انجامد. دولت‌ها ناچارند میان خوداتکایی، ائتلاف با قدرت‌های هم‌تراز و پذیرش حمایت قدرت‌های بزرگ‌تر یکی را برگزینند.

بنابراین، مسئله اصلی جهان امروز جنگ جهانی نیست، بلکه آنارشی خطرناکی است که می‌تواند از طریق خطای محاسباتی یا تشدید کنترل‌نشده بحران‌ها پیامدهایی جهانی ایجاد کند. برخورد مستقیم قدرت‌های هسته‌ای، اختلال گسترده در زنجیره‌های تأمین یا پیوند یافتن چند جنگ منطقه‌ای می‌تواند وضعیت را به مرحله‌ای متفاوت برساند. رویارویی روسیه و غرب نیز در حال حاضر ادامه بحران ناشی از پایان جنگ سرد و رقابت بر سر فضای پساشوروی است، نه بخشی از جنگی جهانی. تشخیص این تفاوت اهمیت دارد، زیرا سیاست مناسب برای مدیریت آنارشی، مهار بحران و جلوگیری از اتصال درگیری‌هاست، نه رفتار بر مبنای فرض وجود دو اردوگاه جهانی تثبیت‌شده./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا