بازی پنتاگون با آمار تلفات؛ تلاشی برای پنهان کردن بحران جنگی آمریکا
تلاش پنتاگون برای دستکاری آمار تلفات جنگ، نشاندهنده بحران مشروعیت و بنبست راهبردی واشنگتن در درگیری نظامی با ایران و فرسایش اعتماد عمومی است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بازی پنتاگون با آمار تلفات؛ تلاشی برای پنهان کردن بحران جنگی آمریکا» به قلم لیو شواندی (Liu Xuandi) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل تلاشهای پنتاگون برای دستکاری آمار تلفات جنگ با ایران میپردازد و نشان میدهد که چگونه این پنهانکاری، بحران مشروعیت دولت آمریکا، بنبست راهبردی در میدان نبرد و فرسایش اعتماد عمومی را آشکارتر میکند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
بهرغم توقف حملات هوایی ارتش آمریکا به ایران، هنوز مشخص نیست که آیا این درگیری پرتنش و نامنظم واقعاً به نقطه عطفی رسیده است یا خیر. همزمان با نوسانات بازارهای سهام و قیمت نفت در پی هر تحول، پنتاگون نیز بارها آمار تلفات نظامیان آمریکایی را «اصلاح» کرده است. این اقدام، تازهترین نمونه از تلاشهای ایالات متحده برای کماهمیت جلوه دادن خسارات انسانی و هزینههای یک جنگ نامحبوب است. پنتاگون ابتدا آمار کشتهشدگان را از ۱۸ به ۱۴ نفر کاهش داد، اما پس از واکنش شدید کهنهسربازان و خانوادههای نظامی، بیسروصدا پایگاه داده خود را بهروزرسانی کرد و ضمن بازگرداندن چهار سرباز حذفشده، بیش از ۲۰۰ مجروح جدید را نیز ثبت کرد. بااینحال، با ایجاد یک دستهبندی جدید تحت عنوان «عملیاتهای اضطراری فرامرزی»، بخشی از تلفات را از صفحه اصلی آمار جنگ جدا کرد. این حرکت جنجالی که رسانههای آمریکایی آن را «بازی با اعداد» برای کاهش تأثیر سیاسی شکستهای میدانی توصیف کردند، انتقادات گستردهای را برانگیخت و به «پنهانکاری شرمآور» برای تحریف حقیقت و دستکاری افکار عمومی متهم شد.
شاید آمار فعلی ۱۸ کشته و بیش از ۶۰۰ زخمی در تاریخ طولانی جنگهای آمریکا چندان چشمگیر به نظر نرسد، اما پرسش اصلی، تعداد تلفات نیست، بلکه این است که چرا واشنگتن اینچنین برای تغییر نحوه ارائه این ارقام درمانده شده است. این موضوع نشاندهنده موقعیت دشوار واشنگتن و بحران مشروعیت جنگ است. رئیسجمهور فعلی آمریکا در کارزار انتخاباتی ۲۰۲۴ وعده داده بود که در صورت بازگشت به کاخ سفید، کشور را درگیر هیچ جنگ خارجی نخواهد کرد. بااینحال، امروز ایالات متحده بار دیگر در یک درگیری نظامی طولانیمدت با ایران گرفتار شده است. ادعای «پایان جنگ در ساعت اول» جای خود را به یک جنگ فرسایشی پنجماهه داده که در آن آمریکا به اهداف راهبردی خود نیز دست نیافته است. تنها دستاورد قطعی این جنگ، افزایش جهانی قیمت نفت، بیثباتی بازارها، هزینههای بالاتر زندگی برای مردم آمریکا و فهرست روبهرشد تلفات بوده است.
وقتی خسارات اقتصادی با تلفات انسانی همراه میشود، این درگیری که از پیش با مشکلات نظامی دستوپنجه نرم میکند، فشار بیشتری را در آستانه چرخه انتخاباتی بعدی بر دولت وارد خواهد کرد. این جنگ بهسرعت در حال تبدیل شدن به یک مسئولیت سیاسی است که واشنگتن در توضیح آن به مردم آمریکا ناتوان است. بر اساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، تنها یکسوم آمریکاییها از جنگ با ایران حمایت میکنند. به همین دلیل است که دولت آمریکا تلاش کرده تا با کنترل انتشار اطلاعات، پیامدهای سیاسی آن را کاهش دهد. پنتاگون ماههاست که هیچ نشست خبری برگزار نکرده و گزارشهای جامع و بهموقعی از تلفات ارائه نمیدهد. همچنین محدودیتهایی برای تردد خبرنگاران در بخشهای زیادی از ساختمان پنتاگون اعمال کرده است. این رویکرد به یکی از اعصاب اصلی سیاست دموکراتیک مدرن ضربه میزند؛ یعنی قرارداد اساسی میان حق مردم برای دانستن درباره جنگ و تعهد دولت به شفافیت. دستکاری دادهها توسط دولت آمریکا در واقع این حقیقت را آشکار میکند که مسئله دیگر «چند نفر کشته شدهاند» نیست، بلکه این است که «چه کسی تصمیم میگیرد شما چه زمانی از تعداد کشتهها مطلع شوید.»
وقتی آمار تلفات قابل «طبقهبندی مجدد» باشد، افکار عمومی بهطور طبیعی خواهد پرسید: آیا ادعاهای ارتش در مورد تواناییهای پدافند هوایی، اثربخشی رهگیری موشکها و ذخایر تسلیحاتی نیز مشمول افشای گزینشی میشود؟ آیا ارتش آمریکا همانطور که مقامات ادعا میکنند «کاملاً آماده» است یا منابع آن تحلیل رفته است؟ هرچه دولت اطلاعات کمتری منتشر کند، تردید بیشتری در میان شهروندان، رسانهها و جامعه جهانی ایجاد میکند. زمانی که اعتماد عمومی آسیب ببیند، بازسازی آن بسیار دشوارتر از طبقهبندی مجدد چند عدد خواهد بود. این جنگ در نهایت یک حقیقت اساسی را برملا میکند: قدرت بهاصطلاح هژمونیک، هرچقدر هم از نظر نظامی قدرتمند باشد، نامحدود نیست. این قدرت توسط منابع نظامی، ذخایر تسلیحاتی، سطح حمایت متحدان و مهمتر از همه، افکار عمومی داخلی و واقعیتهای سیاسی محدود میشود./منبع



