توافق هستهای با عربستان؛ یک سابقه خطرناک برای اشاعه
توافق هستهای اخیر میان آمریکا و عربستان با نادیده گرفتن استانداردهای سختگیرانه منع اشاعه، از جمله پروتکل الحاقی، سابقهای خطرناک ایجاد میکند که میتواند نظم جهانی هستهای را تضعیف کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق هستهای با عربستان؛ یک سابقه خطرناک برای اشاعه» به قلم ارین دی. دامباکر (Erin D. Dumbacher) در شورای روابط خارجی (Council on Foreign Relations) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی ابعاد نگرانکننده توافق هستهای آمریکا و عربستان میپردازد و استدلال میکند که این توافق با نادیده گرفتن استانداردهای منع اشاعه مانند پروتکل الحاقی و ایجاد یک استثنای خطرناک، میتواند به تضعیف نظم جهانی هستهای و تشویق دیگر کشورها به دنبال کردن مسیرهای مشابه منجر شود. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
توافقنامه همکاری هستهای غیرنظامی که اخیراً میان دولتهای آمریکا و عربستان اعلام شد، این نگرانی را برانگیخته است که رویکرد چندین دههای برای به اشتراک گذاشتن این فناوری زیر و رو شده باشد. این توافقنامه که به «توافق ۱۲۳» معروف است، طبق قوانین آمریکا باید برای بازنگری به کنگره ارسال شود، اما آینده کوتاهمدت آن به دلیل گره زدن این معامله از سوی رئیسجمهور سابق، دونالد ترامپ، به پیوستن ریاض به «پیمان ابراهیم» و عادیسازی روابط با اسرائیل، در هالهای از ابهام قرار دارد. بااینحال، کارشناسان منع اشاعه، جنبههایی از این توافق را برجسته کردهاند که به گفته آنها، کنترلهای استاندارد برای جلوگیری از تبدیل فناوری هستهای به مصارف نظامی را تضعیف میکند. این توافق در زمانی مطرح میشود که پایههای نظم جهانی هستهای شروع به ترک خوردن کرده است. این معامله یک سابقه مهم ایجاد میکند؛ اگرچه فرصت صادرات برای صنعت هستهای آمریکا و تأمین انرژی پاک و قابلاعتماد در سراسر جهان به نفع منافع ملی ایالات متحده است، اما تصویب این توافق میتواند شکافها در پایههای نظم جهانی هستهای به رهبری آمریکا را عمیقتر کند.
این توافق رویکردی متمایز از اقدامات سختگیرانه منع اشاعهای دارد که ایالات متحده در گذشته بر آن اصرار میورزید. در گذشته، توافقهای همکاری هستهای غیرنظامی آمریکا، استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای برای انرژی، پزشکی و اهداف تحقیقاتی را بدون امکانات غنیسازی مواد هستهای فراهم میکرد. سطح غنیسازی زیر ۵ درصد تمام آن چیزی است که برای تولید انرژی لازم است و غنیسازی در سطوح بالا، احتمالاً به معنای حرکت به سمت تسلیحاتی شدن است. سیاست تاریخی آمریکا همواره بر محدود کردن غنیسازی و درخواست از کشورها برای امضای سیستم نظارت و بازرسیهای بینالمللی استوار بوده است. بهعنوان مثال، امارات در سال ۲۰۰۹ داوطلبانه به سختگیرانهترین سیستم پادمانها پایبند شد. این توافق با عربستان این استاندارد را برآورده نمیکند و به نظر میرسد گزینه غنیسازی مواد شکافتپذیر در آینده را برای ریاض باز نگه میدارد. همچنین، این توافق شامل دقیقترین پادمانها، یعنی بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی تحت «پروتکل الحاقی» نمیشود؛ پروتکلی که میتوانست به منطقه و جهان اطمینان دهد که این برنامه صلحآمیز باقی میماند.
کنگره باید میان منافع تجاری کشور و سیاست دیرینه منع اشاعه هستهای آمریکا توازن برقرار کند. تخمینهای صنعتی حاکی از آن است که در صورت تصویب این توافق، ۱۲ هزار و ۵۰۰ شغل جدید برای یک دوره ۲۵ ساله در آمریکا ایجاد میشود. از سوی دیگر، ۱۴۴ کشور در سراسر جهان پروتکل الحاقی را امضا کردهاند؛ چرا عربستان نباید یکی از آنها باشد؟ اگر ریاض این توافق را به دست آورد، آیا امارات نیز به دنبال تسهیلات مشابهی نخواهد بود؟ این یک سراشیبی لغزنده به سمت داشتن مواد هستهای توسط کشورهای بیشتر، بدون اقداماتی است که تاکنون تعداد کشورهای دارای سلاح هستهای را به تنها ۹ کشور محدود کرده است. عربستان بهوضوح اعلام کرده است که برنامههایش به وضعیت مسئله هستهای ایران مرتبط است. رهبران سعودی گفتهاند که اگر ایرانیها به سمت سلاح هستهای بروند، آنها نیز همین مسیر را دنبال خواهند کرد. این توافق ممکن است به معنای حمایت ایالات متحده از راهبرد پوششی عربستان برای دستیابی به توانایی اشاعه باشد. قابلتوجه است که عربستان پیش از نهایی کردن این توافق با آمریکا، در سال ۲۰۲۵ یک پیمان دفاعی با پاکستان که دارای حداقل ۱۷۰ سلاح هستهای است، منعقد کرد. این پیمان این احتمال را باز میگذارد که پاکستان بتواند با سلاحهای هستهای خود از عربستان دفاع کند و یک چتر هستهای دوجانبه بالقوه ایجاد نماید./منبع



