امنیت و دفاعخاورمیانه

سقوط موکا برای جنگ یمن و کشتی‌رانی منطقه‌ای چه معنایی دارد؟

سقوط موکا می‌تواند اهرم حوثی‌ها و ایران بر باب‌المندب را افزایش داده و خطرات امنیت کشتیرانی در دریای سرخ را تشدید کند.

به گزارش اطلس دیپلماسی، مقاله‌ای با عنوان «سقوط موکا برای جنگ یمن و کشتی‌رانی منطقه‌ای چه معنایی دارد؟» به قلم هیئت تحریریه اندیشکده استراتفور (Stratfor) با تمرکز بر پیامدهای راهبردی تصرف این بندر توسط حوثی‌ها، منتشر شده است. نویسندگان استدلال می‌کنند که تثبیت کنترل حوثی‌ها بر موکا و پیشروی احتمالی به سوی ذباب و جزایر اطراف باب‌المندب، می‌تواند جنگ یمن را گسترش داده، فشار بر عربستان را افزایش دهد و خطرات دریایی منطقه را تشدید کند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.

سقوط موکا به دست حوثی‌ها می‌تواند جنگ یمن را تشدید و خطرات امنیت دریایی در دریای سرخ را افزایش دهد. این گروه در روز ۱۰ سپتامبر، پس از چند روز درگیری با نیروهای دولت مورد حمایت عربستان، شهر بندری راهبردی موکا را تصرف کرد. نیروهای مقاومت ملی، تیپ‌های العمالقه و نیروهای سپر ملت، دستور تجدید سازمان دریافت کردند. حملات موشکی و پهپادی حوثی‌ها به شهرهای خمیس مشیط، ابها و جیزان، واکنش هوایی عربستان را در پی داشت و ریاض از اقدامات دفاعی خبر داد. این تشدید تنش در حالی رخ داد که عربستان از طریق پاکستان به ایران درباره مهار حوثی‌ها هشدار داده بود.

موکا در هفته‌های اخیر به هدف اصلی حوثی‌ها تبدیل شد؛ زیرا موقعیت آن در ورودی باب‌المندب، اهمیت نظامی و لجستیکی دارد. پس از فروپاشی آتش‌بس سال ۲۰۲۲ در ماه جولای، حوثی‌ها فشار خود را افزایش دادند و در ماه سپتامبر حمله‌ای چندمحوره را آغاز کردند. تصرف موکا، علاوه بر تضعیف یکی از مهم‌ترین نیروهای دولت در ساحل غربی، امکان فشار بیشتر به‌سمت ذباب، جزیره پریم و دیگر جزایر نزدیک باب‌المندب را فراهم می‌کند. این بندر همچنین به دارایی اقتصادی دولت تبدیل شده بود و طرحی ۱۳۸.۹ میلیون دلاری برای توسعه آن و رساندن ظرفیت سالانه به ۲.۲۷۵ میلیون تن در اجرا بود. کنترل حوثی‌ها می‌تواند این طرح را متوقف کرده و مسیر تجاری تعز را مختل کند.

در صورت تثبیت موکا، جنگ احتمالاً در چند جبهه گسترش می‌یابد. نیروهای مورد حمایت عربستان برای جلوگیری از پیشروی حوثی‌ها به‌سوی باب‌المندب، ذباب و پریم فشار وارد خواهند کرد و تلاش برای حفظ تعز افزایش می‌یابد. در مقابل، دولت ممکن است از جبهه‌های مأرب، الجوف و به‌سوی صنعا فشار وارد کند. عربستان احتمالاً ابتدا با اطلاعات، تسلیحات و حملات هوایی بیشتر از نیروهای دولتی حمایت خواهد کرد، نه اینکه فوراً به عملیات زمینی گسترده بازگردد. با این حال، تلفات سعودی یا آسیب به زیرساخت‌ها می‌تواند فشار برای پاسخ شدیدتر و حتی مشورت درباره پیمان دفاعی جدید با ترکیه و پاکستان را افزایش دهد. مشارکت پاکستان در چنین شرایطی احتمالاً بیشتر دفاع هوایی، اطلاعات و شناسایی خواهد بود. حملات گسترده‌تر حوثی‌ها علیه کشتی‌رانی نیز می‌تواند احتمال حملات اسرائیل را افزایش دهد، هرچند مداخله گسترده همچنان کم‌احتمال‌تر است.

اهمیت تعیین‌کننده زمانی ایجاد می‌شود که حوثی‌ها موکا را تثبیت کرده و به ذباب، پریم و جزایر نزدیک پیشروی کنند. چنین وضعیتی حضور نظامی آنان در باب‌المندب را پیوسته‌تر کرده و امکان استقرار رادارهای ساحلی، پهپادها، موشک‌های ضدکشتی، شناورهای بدون سرنشین و مین‌ها را افزایش می‌دهد. این امر به‌معنای کنترل کامل آبراه نخواهد بود، اما می‌تواند اخلال و رهگیری گزینشی کشتی‌ها را آسان‌تر و مقابله را پرهزینه‌تر کند. برای ایران، این تحول اهرم فشار دیگری در یک گلوگاه دریایی ایجاد می‌کند، در حالی که تنگه هرمز نیز تحت فشار است. حضور جنوبی‌تر حوثی‌ها می‌تواند دسترسی به مسیرهای خلیج عدن و شبکه‌های دریایی را تسهیل کرده است. در واکنش، عربستان و شرکای آن احتمالاً با فشار بیشتری برای تبدیل ابتکارات دریایی به گشت‌زنی، اسکورت، اشتراک اطلاعات و عملیات دفاعی مستمر در باب‌المندب و خلیج عدن مواجه خواهند شد./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا