معامله نفتی ترامپ با ونزوئلا؛ چرا چین میتواند صبر کند و نظارهگر باشد؟
معامله نفتی ترامپ با ونزوئلا، بیش از آنکه سلطه انرژی آمریکا را تضمین کند، آزمونی برای سرمایه، فناوری و توان واشنگتن در کنار زدن نفوذ چین است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «معامله نفتی ترامپ با ونزوئلا؛ چرا چین میتواند صبر کند و نظارهگر باشد؟» به قلم ونران جیانگ (Wenran Jiang) در ساوت چاینا مورنینگ پست (South China Morning Post) منتشر شده است. مقاله استدلال میکند که ساختار معامله نفتی آمریکا با ونزوئلا از نظر سیاسی پرسروصدا، اما از نظر اقتصادی و فنی شکننده است و چین با تکیه بر قراردادها، بدهیها و اهرمهای حقوقی خود میتواند منتظر آشکارشدن محدودیتهای آن بماند. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
دونالد ترامپ در روز ۲۸ آگوست اعلام کرد آمریکا از طریق شرکت خصوصی «شرکای انرژی آبی آمریکای شمالی» (North American Blue Energy Partners) کنترل اکثریت بر حدود ۶۵ میلیارد بشکه ذخایر نفت ونزوئلا را بهدست آورده و آن را «بزرگترین معامله نفتی تاریخ» خواند. بر اساس گزارهبرگ کاخ سفید، این شرکت امتیاز یکصد ساله ۱۷ میدان نفتی را در اختیار دارد، پنتاگون ۳۵ درصد سهم خواهد داشت، وزارت خارجه ۲۰ درصد نفت تولیدی را دریافت میکند و واشنگتن بر انتصاب هیئتمدیره حق وتو دارد. این ساختار جایگزینی اپراتورهای انرژی رقیب در ونزوئلا با واسطهای تحت کنترل دولت آمریکا است.
با این حال، رقم ۶۵ میلیارد بشکه گمراهکننده است. ونزوئلا حدود ۳۰۳ میلیارد بشکه ذخیره درجا دارد؛ تولید آن اندکی بیش از یک میلیون بشکه در روز است. ریستاد انرژی برآورد کرده بازگرداندن تولید به سه میلیون بشکه در روز به ۱۸۳ میلیارد دلار سرمایهگذاری طی پانزده سال نیاز دارد؛ بیش از تعهد ۱۰۰ میلیارد دلاری. شرکت خصوصی شرکای انرژی آبی آمریکای شمالی درآمد ۲۰۹ میلیارد دلاری طی ۲۵ سال را پیشبینی کرده و کاخ سفید نیز رقم تقریبی دویست میلیارد دلار را مطرح کرده است.
توسعه نفت فوقسنگین اورینوکو پروژهای چنددههای است. هزینه سربهسر برخی پروژهها بیش از ۸۰ دلار برای هر بشکه برنت است و از آستانه ۵۰ تا ۶۰ دلاری معمول بالاتر است. نفت سنگین و پرگوگرد ونزوئلا نیز با تخفیف فروخته میشود و به مواد رقیقکننده و تأسیسات ارتقادهنده نیاز دارد؛ بنابراین حاشیه سود تولیدکننده محدودتر است. سرمایه موردنیاز نیز بسیار بیشتر از تعهد آمریکا است. تجربه آلبرتا نیز بر زمانبر بودن توسعه چنین منابعی تأکید دارد. بنابراین، جریان سریع ۶۵ میلیارد بشکه به پالایشگاههای آمریکا بیشتر روایت سیاسی است تا واقعیت مهندسی.
اهمیت معامله در ساختار شرکت شرکای انرژی آبی آمریکای شمالی است. واشنگتن در مورد ایران نتوانست تحریمها را بدون هدف قرار دادن چین، خریدار اصلی نفت ایران، اجرا کند؛ از این رو به مدلی خصوصی و قابلانکار روی آورده که در آن دولت آمریکا سهم مالکیتی و تضمین خرید دارد. این یک مصادره سرمایه دولتی است. ۶ قرارداد از ۱۴ قرارداد جدید پیشتر در اختیار شرکتهای خارجی بود که پنج مورد آن چینی بودند و یکی روسی.
چین واکنشی محتاطانه نشان داد. سخنگوی وزارت خارجه چین در اول ماه سپتامبر گفت حقوق و منافع مشروع چین در ونزوئلا باید تضمین شود و از تهدید به تلافی خودداری کرد. این رفتار یک محاسبهای راهبردی است. پکن میداند دولت موقت ونزوئلا به واشنگتن وابسته است، قانون اساسی منابع نفت و گاز را دولتی میداند و شرکت شرکای انرژی آبی آمریکای شمالی را شکننده میداند. چین همچنین از سال ۲۰۰۷ بیش از ۶۰ میلیارد دلار تأمین مالی نفت در برابر وام در ونزوئلا داشته و این بدهیها با تغییر اپراتورها از میان نمیرود.
در نهایت، تولید ونزوئلا در کوتاهمدت جهش نخواهد کرد و سرمایه وعدهدادهشده نیز تحقق نخواهد یافت. چین اهرمهای حقوقی و اقتصادی مهمی دارد. معامله واشنگتن به سرمایهگذاران جنوب جهانی این پیام را میدهد که واسطهای مورد حمایت آمریکا میتواند حقوق قراردادی آنان را ناگهان بیاثر کند. با این حال، واشنگتن نمیتواند فیزیک تولید نفت فوقسنگین یا تقاضای انرژی را تغییر دهد. سلطه انرژی به سرمایه، فناوری و زمان نیاز دارد؛ و شرکت شرکای انرژی آبی آمریکای شمالی از هر سه مورد فاصله دارد./ منبع



