خطرات پیشروی قدرت روسیه؛ آیا مسکو میتواند سیاست خارجی خود را با جهان در حال تغییر تطبیق دهد؟
قدرت روسیه در نظم پرآشوب کنونی همچنان قابلتوجه است، اما بازگشت احتمالی ثبات و جهانیشدن میتواند ضعفهای ساختاری مسکو را آشکار کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «خطرات پیشروی قدرت روسیه؛ آیا مسکو میتواند سیاست خارجی خود را با جهان در حال تغییر تطبیق دهد؟» به قلم آندری کورتونوف (Andrey Kortunov) در فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است. مقاله با بررسی مزیتهای کنونی روسیه و آسیبپذیریهای بلندمدت آن استدلال میکند که تداوم قدرت مسکو به توانایی این کشور برای سازگاری با تغییر نظم جهانی، فناوری و اقتصاد بستگی دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
تصور رایج در واشنگتن مبنی بر افول نهایی روسیه با واقعیت فاصله دارد. مسکو، ۳۵ سال پس از فروپاشی اتحاد شوروی، همچنان یک قدرت هستهای است، ناتو آن را تهدید اصلی خود میداند، تحریمهای گسترده نتوانستهاند اقتصاد و ثبات سیاسی روسیه را فروبپاشانند. روسیه با تقویت نهادهایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای و تعمیق شراکت «بدون محدودیت» با چین، در نظم پساغربی شکلگیری نفوذ خود را حفظ کرده است.
با این حال، این قدرت بیش از حد به شرایط کنونی نظام بینالملل وابسته است. بیثباتی، رقابت قدرتها، جنگهای منطقهای، مسابقه تسلیحاتی، عقبنشینی جهانیشدن، رشد ملیگرایی و پوپولیسم و شکافهای درون غرب، محیطی ایجاد کردهاند که با نقاط قوت روسیه سازگار است. اگر جهان دوباره به سمت همکاری و ثبات حرکت کند، مزیتهای کنونی مسکو کاهش خواهد یافت.
روسیه در محیط پرآشوب کنونی از توان نظامی و هستهای برخوردار است. این کشور تنها قدرتی است که از نظر سلاحهای هستهای راهبردی با آمریکا برابری میکند و برای مسکو بازدارندگی و اهرم دیپلماتیک فراهم میکند. روسیه ناوگان اقیانوسی و توان حمله دوربرد دارد. جنگ اوکراین ضعفهای اولیه ارتش روسیه را آشکار کرد، اما نیروهای مسلح این کشور طی چهار سال و نیم گذشته خود را بازسازی کرده و تجربه منحصربهفردی در جنگ زمینی نسل جدید بهدست آوردهاند.
منابع طبیعی نیز اهرم دیگری هستند. نفت، گاز، زغالسنگ، گندم، کود، اورانیوم، فلزات حیاتی و الماس به روسیه امکان میدهند در جهانی که امنیت عرضه بر قیمت اولویت یافته، نقش تأمینکننده و معاملهگر داشته باشد. وابستگی چین به انرژی روسیه نیز بخشی از نابرابری میان دو کشور را جبران میکند. نظام سیاسی و اقتصادی متمرکز روسیه به کرملین امکان میدهد منابع را آمادهسازی و ثبات داخلی را حفظ کند.
اما همین تمرکزگرایی میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود. روسیه بازار داخلی محدود، روند جمعیتی نامطلوب و ظرفیت اندکی برای بهرهگیری از بازگشت جهانیشدن دارد. کاهش تقاضای سوختهای فسیلی، جذب سرمایهگذاری خارجی را دشوارتر میکند و وابستگی تصمیمگیری به دولت، انرژی کارآفرینانه و ظرفیت نوآوری بخش خصوصی را محدود کرده است. در هوش مصنوعی، رباتیک، انرژی پاک، رایانش کوانتومی و ویرایش ژن، مدل دولتی قرن بیستم برای رقابت آینده کافی نیست.
روسیه نباید موفقیت کنونی خود را پایدار تصور کند. مدل «دژ محاصرهشده» میتواند خطرهای فوری را کاهش دهد، اما مانع استفاده از جغرافیا، منابع و سرمایه انسانی روسیه میشود. مسکو به همزیستی و همکاری محدود با غرب نیاز دارد. احیای روابط با اتحادیه اروپا، پس از پایان جنگ اوکراین، مهم است؛ زیرا اروپا زمانی شریک اقتصادی و منبع اصلی فناوری روسیه بود.
روسیه باید از منافع نظم مبتنی بر زور فراتر رود و به حفظ قواعد حقوق بینالملل کمک کند. قدرت روسیه در جهان امروز واقعاً واقعی است، اما تداوم آن به توانایی سازگاری با تغییر موازنه جهانی، تحولات فناوری و نیازهای اقتصادی آینده بستگی دارد. خاطره دردناک دهه ۱۹۹۰ توضیح میدهد چرا رهبران روسیه ثبات را بر تغییر ترجیح میدهند، اما همین ترجیح، اگر به امتناع از سازگاری تبدیل شود، میتواند در نهایت روسیه را از جایگاه قدرت بزرگ کنار بزند./ منبع



