آسیاجهاننظام بین‌الملل و نهادها

پکن و برزیل؛ طرحی برای دنیایی چندقطبی

همکاری راهبردی چین و برزیل در چارچوب بریکس، پاسخی به یکجانبه‌گرایی و مداخله‌جویی‌های آمریکا است و پایه‌های یک نظم نوین جهانی مبتنی بر چندجانبه‌گرایی، حاکمیت ملی و تجارت عادلانه را بنا می‌نهد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پکن و برزیل؛ طرحی برای دنیایی چندقطبی» به قلم لئوناردو آتوچ (Leonardo Attuch) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت استدلال می‌کند که گفتگوی رهبران چین و برزیل، نشان‌دهنده تثبیت یک چشم‌انداز جایگزین برای نظم بین‌المللی است که در برابر یکجانبه‌گرایی و سیاست‌های تقابلی آمریکا، بر چندجانبه‌گرایی، حاکمیت ملی و راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز تأکید دارد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

در برهه‌ای که جهان به شکلی خطرناک به سوی عصر جدیدی از تقابل میان قدرت‌های بزرگ حرکت می‌کند، گفتگوی تلفنی رهبران برزیل و چین چیزی فراتر از یک تبادل دوجانبه عادی بود. این گفتگو نشان از تثبیت چشم‌اندازی متفاوت برای نظم بین‌المللی داشت؛ نظمی مبتنی بر چندجانبه‌گرایی، همکاری میان کشورهای مستقل، تجارت عادلانه و راه‌حل‌های مبتنی بر مذاکره برای حل مناقشات. این تماس در زمانی به‌ویژه پرتلاطم برقرار شد که دولت آمریکا هم جنگ تجاری و هم منطق گسترده‌تر جنگ را در آغوش گرفته است. تعرفه‌ها، تحریم‌ها، تهدیدها و فشارهای اقتصادی به‌طور فزاینده‌ای به‌عنوان ابزار فشار علیه کشورهایی به کار گرفته می‌شوند که به دنبال حفظ حاکمیت و دفاع از منافع ملی خود هستند. بااین‌حال، سیاست خارجی آمریکا از اختلافات تجاری فراتر رفته و واشنگتن به دنبال مداخله در فرآیندهای سیاسی و انتخاباتی آمریکای لاتین است تا انتخاب‌های مستقل شهروندان منطقه را شکل دهد و نیروهای راست افراطی همسو با منافع راهبردی خود را تقویت کند. این رویکرد نه‌تنها کشورهای هدف را تهدید می‌کند، بلکه اصل دموکراتیکی را تضعیف می‌کند که بر اساس آن هر جامعه‌ای باید در انتخاب رهبران و تعیین مسیر توسعه خود آزاد باشد.

در چنین پس‌زمینه‌ای است که برزیل و چین پاسخی متفاوت ارائه می‌دهند. آن‌ها به جای بلوک‌های نظامی، مداخله خارجی، تحریم‌های یکجانبه و سیاست‌های مبتنی بر قدرت، از نهادهای چندجانبه قوی‌تر، گفتگوی دائمی، احترام به حاکمیت دولت‌ها و حل مسالمت‌آمیز اختلافات حمایت می‌کنند. نظام بین‌المللی همچنین با بحران عمیق حکمرانی روبروست. سازمان ملل در جلوگیری از جنگ‌ها یا میانجیگری مؤثر در درگیری‌هایی که بشریت را به خطر می‌اندازد، ناتوان بوده است. جهان شاهد جنگ جاری در اوکراین، فاجعه انسانی در غزه، تنش‌های فزاینده در غرب آسیا و رقابت شدید میان قدرت‌های بزرگ است. برزیل و چین به‌عنوان اعضای برجسته گروه بریکس، در موقعیت مناسبی برای پیشبرد یک دستور کار بین‌المللی متمرکز بر تجارت عادلانه و صلح جهانی قرار دارند. همگرایی فزاینده میان برازیلیا و پکن بعد اقتصادی مهمی نیز دارد. هر دو کشور می‌دانند که توسعه، ثبات و صلح ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند. گسترش همکاری‌ها در زمینه هوش مصنوعی، فناوری ماهواره، مواد معدنی حیاتی و کودها نشان می‌دهد که روابط چین و برزیل از سطح تجارت فراتر رفته و در حال تبدیل شدن به یک مشارکت راهبردی برای قرن بیست و یکم است.

تجارت نباید به‌عنوان سلاحی برای سلطه سیاسی استفاده شود؛ بلکه باید ابزاری برای توسعه مشترک، ایجاد شغل، نوآوری فناورانه و بهبود استانداردهای زندگی باشد. این اصل باید در مرکز دستور کاری قرار گیرد که برزیل و چین با هم در بریکس و دیگر مجامع چندجانبه دنبال می‌کنند. بنابراین، روابط قوی‌تر میان کشورهای جنوب جهانی برای ایجاد یک دستور کار صلح و توسعه ضروری است. هرچه این کشورها بیشتر با یکدیگر همکاری کنند، در برابر تحریم‌ها، فشارهای اقتصادی، محاصره‌های مالی و مداخلات خارجی آسیب‌پذیرتر خواهند بود. چنین همکاری‌ای نه به معنای ایجاد یک بلوک بسته دیگر است و نه جایگزینی یک قدرت هژمونیک با دیگری. در عوض، به معنای گسترش استقلال کشورهای در حال توسعه، تنوع‌بخشی به مشارکت‌ها و ساختن نظمی بین‌المللی است که در آن هیچ قدرت واحدی نتواند به‌طور یکجانبه تصمیمات خود را بر بقیه جهان تحمیل کند. واقعیت نوظهور، یک نظم چندقطبی است که در آن مراکز مختلف اقتصادی، فناورانه و سیاسی باید با یکدیگر همزیستی کنند و سازوکارهای دائمی هماهنگی را توسعه دهند. در این فضا، بریکس نقشی برجسته‌تر به خود می‌گیرد و در حال تبدیل شدن به یک مجمع سیاسی است که می‌تواند مباحث مربوط به تأمین مالی توسعه، هوش مصنوعی، تجارت بین‌المللی و اصلاح نهادهای چندجانبه را شکل دهد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا