روایتهای متضاد در سفر ترامپ به خلیجفارس
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «روایتهای متضاد در سفر ترامپ به خلیجفارس» در اندیشکده کارنگی (Carnegie) منتشر شده است. این یادداشت که حاصل یک گفتوگوی تحلیلی میان عمرو حمزاوی (Amr Hamzawy)، زها حسن (Zaha Hassan) و اندرو لبر (Andrew Leber)؛ سه کارشناس مسائل غرب آسیا است، به بررسی ابعاد اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک سفر اخیر دونالد ترامپ به عربستان، قطر و امارات میپردازد و بر تنش میان منافع راهبردی و بحرانهای انسانی در منطقه تمرکز دارد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا در نخستین سفر خارجی دوره دوم ریاستجمهوری خود به عربستان، قطر و امارات سفر کرده است. این سفر در زمانی انجام میشود که منطقه غرب آسیا با تنشهای شدید مواجه است. جنگ در غزه ادامه دارد و بحران انسانی ناشی از آن بیش از دو میلیون فلسطینی را تحت تأثیر قرار داده است. تداوم درگیریها مانع از آغاز برنامههای بازسازی موردنظر کشورهای عربی شده و در عین حال، تلاشهای آمریکا برای دستیابی به توافق با ایران در زمینه برنامه هستهای، رفتار منطقهای تهران و رفع تحریمها هنوز به نتیجه مشخصی نرسیده است. سیاستهای واشنگتن در قبال سایر بحرانهای منطقهای مانند سوریه، لیبی و سودان نیز همچنان مبهم باقی ماندهاند.
در چنین شرایطی، انتظار میرود دستاوردهای این سفر عمدتاً در حوزه قراردادهای اقتصادی، سرمایهگذاری و امنیتی میان آمریکا و کشورهای خلیجفارس باشد، نه در عرصه تحولات سیاسی. همراهی جمعی از رهبران تجاری آمریکایی با ترامپ نیز تأکیدی بر اولویت اقتصادی این سفر است. احتمال میرود وعدههایی برای سرمایهگذاریهای کلان در بخشهای راهبردی اقتصاد آمریکا از سوی کشورهای میزبان ارائه شود. همچنین، برنامههایی برای همکاری در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و نیمهرساناها مطرح است که به پیوند بیشتر میان صندوقهای سرمایهگذاری کشورهای خلیجفارس و شرکتهای فناوری آمریکایی منجر خواهد شد.
با اینکه گفتوگوهایی درباره موضوعاتی مانند جنگ غزه و تحولات سوریه صورت خواهد گرفت، اما این مسائل عمدتاً در بیانیههای کشورهای میزبان بازتاب خواهد یافت، نه در مواضع رسمی آمریکا. با این حال، در جریان این سفر، ترامپ با احمدالشرع رییسجمهور سوریه دیدار کرده و رفع برخی تحریمهای دوران اسد را اعلام کرده است. درخصوص غزه یا ایران، تعهدات مشخصی از سوی آمریکا مطرح نشده، اما پرهیز ترامپ از مواضع تند پیشین خود از نظر رهبران منطقه موفقیت تلقی میشود؛ چراکه آنها تلاش میکنند میان حمایت از آرمان فلسطین و مناسبات با دولت آمریکا توازن برقرار کنند.
تحقق هرگونه توافق اقتصادی میان آمریکا و کشورهای عربی، نیازمند محیط سیاسیِ باثبات است. تداوم جنگ در غزه و محاصره اسرائیل که به گرسنگی گسترده منجر شده، فضای این سفر را تحتالشعاع قرار داده است. آزادی آخرین گروگان زنده آمریکایی در غزه، اندکی پیش از سفر ترامپ، همزمان فشار خانوادههای گروگانها بر نخستوزیر اسرائیل را افزایش داده و به کشورهای خلیجفارس ابزار تازهای داده تا ترامپ را برای استفاده از اهرم فشار بر اسرائیل جهت دستیابی به آتشبس ترغیب کنند. نماینده ترامپ در امور غرب آسیا نیز نارضایتی خود از تعلل نتانیاهو را بهصراحت ابراز کرده و این امر موجب ازسرگیری مذاکرات اسرائیل و حماس در دوحه شده است.
با وجود احتمال اعلام ارسال کمکهای بشردوستانه یا توافق بر سر آتشبس موقت در برابر آزادی برخی گروگانها، هیچکدام از این اقدامات توان دگرگونسازی وضعیت بحرانی منطقه را ندارند. ممکن است در جریان سفر، ابتکاراتی دیپلماتیک اعلام شود، اما چشمانداز عادیسازی روابط میان عربستان و اسرائیل با توجه به تحولات جاری بسیار محدود شده است. عربستان پس از آشتی با ایران در سال ۲۰۲۳ دیگر فشار پیشین برای همسویی با اسرائیل را احساس نمیکند و ادامه حملات اسرائیل به غزه و محاصره انسانی آن باعث شده افکار عمومی عربستان و رسانههای عرب، بهشدت با عادیسازی مخالفت کنند.
در حالیکه در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ توافقهای عادیسازی موسوم به «توافقهای ابراهیم» میان برخی کشورهای عربی و اسرائیل امضا شد، اکنون شرایط کاملاً متفاوت است. آن توافقها نهتنها به صلح میان فلسطینیان و اسرائیل نینجامید، بلکه به وخامت اوضاع در کرانه باختری و شرق بیتالمقدس دامن زد. در ادامه این تحولات، عربستان طرحی موسوم به «طرح عربی» را دنبال میکند که بر بازسازی غزه، حمایت از تشکیل دولت مستقل فلسطین بر اساس مرزهای موعد ۴ ژوئن ۱۹۶۷ با پایتختی بیتالمقدس شرقی، و تلاش برای راهحل دیپلماتیک با مشارکت مصر و اردن تأکید دارد. مطابق این طرح، عادیسازی روابط با اسرائیل تنها در صورت توافق نهایی میان رهبران اسرائیلی و فلسطینی، پایان اشغالگری نظامی و تحقق حاکمیت فلسطینی ممکن خواهد بود. عربستان همچنین ائتلافی جهانی برای پیشبرد راهحل دو دولتی تشکیل داده و قرار است همراه با فرانسه، نشست بعدی این ائتلاف را در ماه ژوئن در سازمان ملل متحد برگزار کند.
پذیرش یک هواپیمای لوکس از سوی ترامپ که از طرف قطر اهدا شده، در آمریکا واکنشهایی را برانگیخته است. قطر در تلاش است با تحکیم روابط خود با آمریکا، موقعیت منطقهای خود را تقویت کند. تجربه محاصره از سوی عربستان و امارات در سال ۲۰۱۷ بهدلیل روابط با ایران و حمایت از گروههای اسلامگرا، قطر را به سمت تعمیق روابط با واشنگتن سوق داد. پایگاه نظامی العدید، بزرگترین پایگاه آمریکا در منطقه، نیز بر اهمیت راهبردی این روابط برای دوحه دلالت دارد. اهدای هواپیمای لوکس به ترامپ را میتوان ادامه تلاشهای گسترده قطر برای لابیگری در آمریکا و نوعی «بیمه سیاسی» تلقی کرد.
همزمان با ورود ترامپ به منطقه، سازمان ملل اعلام کرده که کل جمعیت غزه در معرض خطر قحطی حاد قرار دارد. اسرائیل طی بیش از دو ماه از ورود هرگونه مواد غذایی، آب، دارو، سوخت یا اقلام حیاتی به غزه جلوگیری کرده و پیش از آن نیز این کمکها تنها بهصورت محدود وارد میشدند. در چنین شرایطی، نمایشهای دیپلماتیک و تجملات همراه سفر ترامپ در تضاد آشکار با تصاویر کودکان گرسنه فلسطینی قرار گرفتهاند و رهبران خلیجفارس ناگزیرند این تضاد را در پیامها و رفتار خود منعکس کنند.
تحولات در بیتالمقدس نیز نگرانکننده است. همزمان با سفر ترامپ، شهرکنشینان اسرائیلی با حمایت نهادهای تندرو به محوطه مسجدالاقصی یورش بردهاند. احساس مصونیت از مجازات، افراطگرایان اسرائیلی را به اقدامات تحریکآمیز بیشتری در کرانه باختری سوق داده است. شلیک موشکهایی از یمن به سمت اسرائیل، همزمان با استقبال از ترامپ در عربستان، نیز بر تنشها افزوده است. تمامی این تحولات نشان میدهد که بحران فلسطین صرفاً محدود به مرزهای آن نیست و پیامدهای منطقهای و جهانی بههمراه دارد؛ پیامی که باید در تمامی ایستگاههای سفر ترامپ مدنظر قرار گیرد.
با اینحال، سفر ترامپ به کشورهای خلیجفارس را نمیتوان بهمنزله کنارگذاشتن اسرائیل از سیاست منطقهای آمریکا تلقی کرد. روابط با اسرائیل همچنان جایگاه ویژه خود را دارد و دیدار از سایر کشورها مانند اردن یا مصر نیز به معنای کاهش اهمیت آنها نیست. تمرکز این سفر عمدتاً بر مسائل اقتصادی، فناوری، امنیتی و تجاری در یکی از ثروتمندترین بخشهای غرب آسیا است. درباره مسائل حساستر منطقهای مانند فلسطین و امنیت اسرائیل، هنوز مشخص نیست سیاست نهایی دولت ترامپ چگونه شکل خواهد گرفت و چه نهادهایی در تعیین آن مؤثر خواهند بود./ منبع



