امنیت و دفاعخارجیخاورمیانه

خطای اطلاعاتی اسرائیل در درک خشونت مبتنی بر جنسیت در حمله حماس

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «خطای اطلاعاتی اسرائیل در درک خشونت مبتنی بر جنسیت در حمله حماس» نوشته لی شپیلرین نهاری (Lee Shpilrain Nahari)، در مرکز مطالعات استراتژیک بسا (The Begin-Sadat Center for Strategic Studies)، منتشر شده است. این مقاله نشان می‌دهد که نهادهای اطلاعاتی اسرائیل در شناسایی و تحلیل استفاده راهبردی حماس از خشونت جنسیتی در حمله ۷ اکتبر ناکام بوده‌اند و این ناتوانی ناشی از سوگیری شناختی، ضعف در مدل‌های تحلیلی و نادیده‌گرفتن الگوهای پیشین بوده است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


در حمله ۷ اکتبر، گروه حماس به‌طور سیستماتیک از خشونت مبتنی بر جنسیت به‌عنوان ابزاری راهبردی استفاده کرد. این اقدامات شامل تجاوز، شکنجه، مثله‌سازی و قتل همراه با خشونت جنسی بود که با هدف ایجاد وحشت در جامعه اسرائیل، تضعیف حس امنیت اجتماعی و وارد کردن آسیب روانی انجام شد. این اقدامات، محصول هرج‌ومرج در میدان نبرد نبود، بلکه بخشی آگاهانه از استراتژی جنگی حماس به‌شمار می‌رفت.

با وجود در دسترس بودن اطلاعاتی درباره جهان‌بینی خشونت‌گرایانه حماس، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل نتوانستند این داده‌ها را به تحلیل‌های معنادار تبدیل کنند. پیش از حمله نیز شواهدی از استفاده گروه‌های تروریستی دیگر مانند داعش از تجاوز جنسی به‌عنوان ابزار جنگ روانی وجود داشت، اما این الگوها در مدل‌های پیش‌بینی تهدید مورد استفاده اسرائیل جای نگرفته بود. تحلیل‌های امنیتی اسرائیل همچنان متمرکز بر تهدیدهای ملموسی مانند حملات موشکی و بمب‌گذاری انتحاری بود و به خشونت جنسیتی به‌عنوان یک تهدید راهبردی توجه کافی نداشت.

چارچوب‌های تحلیلی اطلاعاتی اسرائیل به‌گونه‌ای طراحی شده بودند که خشونت جنسی را صرفاً نتیجه جانبی درگیری‌های نظامی تلقی می‌کردند. این نگرش منجر به نادیده گرفتن خطراتی شد که از سوی حماس و دیدگاه ایدئولوژیک آن در زمینه سرکوب زنان نشأت می‌گرفت. اطلاعات موجود در رسانه‌ها و بیانیه‌های رسمی حماس که به تحقیر زنان یهودی به‌عنوان اقدامی نمادین اشاره داشتند، نیز به‌عنوان تهدیدی نظامی تحلیل نشدند.

در نبود دسته‌بندی تحلیلی مشخص برای خشونت مبتنی بر جنسیت، هشدارهای پیشینی در مورد خطر استفاده از این روش‌ها توسط حماس نادیده گرفته شد. تحلیل‌گران اطلاعاتی نیز فاقد تخصص لازم در حوزه جنسیت و جرم‌شناسی بودند؛ تخصصی که می‌توانست به شناسایی الگوهای رفتاری حماس و ساختارهای داخلی آن کمک کند. این خلأ دانشی باعث شد هشدارهای احتمالی درباره خطر استفاده از خشونت جنسی در تحلیل‌های امنیتی گنجانده نشود.

حماس نه تنها از این خشونت‌ها در میدان نبرد استفاده کرد، بلکه تصاویر و ویدیوهای مرتبط را به‌عنوان ابزاری برای گسترش ترس در فضای مجازی منتشر ساخت. با این حال، دستگاه اطلاعاتی اسرائیل آمادگی لازم برای مقابله با این نوع عملیات روانی را نداشت. در جهانی که در آن «پساحقیقت» بر درک واقعیت‌ها سایه افکنده، اتکا به حقایق به‌تنهایی برای شکل‌دادن به گفتمان عمومی کافی نیست.

پس از حمله، سازمان‌های بین‌المللی و رسانه‌های همسو با حماس، به سرعت در انکار و تحریف این جنایات پرداختند. اسرائیل در مواجهه با این کمپین‌های اطلاعات نادرست، واکنش مؤثری نشان نداد. ضعف در ارائه فوری و مستند اطلاعات، موجب شد روایت‌های ساختگی بر فضای بین‌المللی غالب شوند و اعتبار منابع اسرائیلی زیر سؤال رود.

تجربه‌های مشابه در جنگ‌های بالکان و رواندا نشان داده که انکار خشونت‌های جنسی، بخشی از راهبرد سیاسی گروه‌های متخاصم است. با این حال، دستگاه اطلاعاتی اسرائیل همچنان بر این فرض استوار بود که ارائه مدارک کافی می‌تواند واقعیت را در سطح بین‌المللی تثبیت کند. این نهادها نتوانستند درک کنند که در فضای پر از اطلاعات تحریف‌شده، سرعت واکنش و روایت‌سازی هدفمند از اهمیت بالاتری برخوردار است.

برای مقابله مؤثر با تهدیدهای نوظهور، به‌ویژه تروریسم مبتنی بر جنسیت، بازنگری جدی در مدل‌های تحلیل تهدید ضروری است. شناخت خشونت جنسی به‌عنوان سلاحی راهبردی و گنجاندن آن در ارزیابی‌های اطلاعاتی، به فهم بهتر از الگوهای رفتاری گروه‌های تروریستی منجر خواهد شد. همچنین، تقویت ابزارهای مقابله با تحریف اطلاعات و ایجاد سازوکارهای واکنش سریع رسانه‌ای در سطح بین‌المللی، بخشی حیاتی از راهبرد امنیتی آینده به‌شمار می‌رود. /منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا