یمن، شریک راهبردی ایران در تنگه هرمز
فشار یمن در بابالمندب، اهرم ایران در هرمز را تقویت میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «یمن، شریک راهبردی ایران در تنگه هرمز»، نوشته محمدرضا اکبری نسب و منتشرشده در خبرگزاری فارس، با مقایسه نقش یمن و عمان در معادلات دریایی منطقه، استدلال میکند که همراهی عملیاتی صنعا در بابالمندب، بیش از مواضع حقوقی و میانجیگرانه مسقط، قدرت ژئوپلیتیکی ایران در تنگه هرمز را تقویت کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
تبدیل تنگه هرمز به یکی از اهرمهای اصلی ایران در جنگ منطقهای، بحث درباره شرکای احتمالی تهران در مدیریت منافع سیاسی و اقتصادی این آبراه را برجسته کرده است. اگرچه عمان بهدلیل برخورداری از ساحل مشترک با تنگه هرمز، از منظر حقوقی و جغرافیایی یکی از بازیگران اصلی آن محسوب میشود، عملکرد این کشور الزاماً با راهبرد فشار دریایی ایران هماهنگ نیست. در مقابل، نقش یمن و انصارالله در بابالمندب میتواند قدرت چانهزنی تهران را در هرمز افزایش دهد و دو گلوگاه راهبردی منطقه را در قالب یک معادله بههمپیوسته قرار دهد.
این الگو را میتوان نوعی راهبرد دوگانه دریایی دانست که فشار همزمان در هرمز و بابالمندب را به یک ابزار ژئوپلیتیکی تبدیل میکند. تنگه هرمز مسیر اصلی انتقال انرژی از خلیج فارس است و بابالمندب نیز دریای سرخ را به خلیج عدن و اقیانوس هند متصل میکند. ایجاد نااطمینانی در هر دو مسیر، هزینه بیمه، حملونقل و تجارت را افزایش میدهد و دولتهای خارجی را برای پایاندادن به درگیری تحت فشار قرار میدهد.
در این چارچوب، یمن برای اثرگذاری بر اقتصاد جهانی نیازی به مسدودکردن کامل بابالمندب ندارد. تهدید مستمر کشتیرانی یا انجام چند عملیات محدود میتواند شرکتها را به تغییر مسیر، عبور از دماغه امید نیک و پذیرش هزینههای بیشتر وادار کند. هنگامی که همزمان تردد در هرمز نیز با محدودیت روبهرو باشد، مسیرهای جایگزین اهمیت بیشتری پیدا میکنند و توان صنعا برای ایجاد اختلال، ارزش راهبردی اهرم ایران را افزایش میدهد.
همراهی یمن تنها به اقدامات دریایی محدود نیست. حمایت سیاسی دولت صنعا از مواضع تهران و اعلام عدم بیطرفی در جنگ، نشان میدهد رابطه دو طرف از الگوی ساده وابستگی فاصله گرفته و به نوعی شراکت امنیتی رسیده است. انصارالله در عین هماهنگی با ایران، محاسبات داخلی و منطقهای مستقلی دارد و تصمیمهایش لزوماً تابع کامل سیاست تهران نیست. همین استقلال نسبی، هم ظرفیت عملیاتی این شراکت را افزایش میدهد و هم کنترل تحولات را دشوارتر میکند.
عمان رویکرد متفاوتی را دنبال میکند. مسقط حفظ آزادی کشتیرانی، اجرای قواعد بینالمللی و ادامه نقش میانجی میان ایران و غرب را در اولویت قرار داده است. این سیاست با تلاش ایران برای استفاده حداکثری از فشار دریایی همخوانی کامل ندارد، اما به معنای دشمنی عمان با تهران نیز نیست. مسقط میکوشد روابط خود با ایران، آمریکا و کشورهای عربی را همزمان حفظ کند و از تبدیلشدن تنگه هرمز به میدان تقابل دائمی جلوگیری کند.
در نتیجه، عمان شریک حقوقی و جغرافیایی ایران در هرمز باقی میماند، اما یمن میتواند شریک راهبردی تهران در اعمال فشار منطقهای باشد. بااینحال، پیوندزدن دو تنگه خطر گسترش جنگ، اختلال در تجارت جهانی و ورود بازیگران خارجی را نیز افزایش میدهد. ارزش این راهبرد به توان ایران و یمن در تبدیل فشار نظامی به دستاورد سیاسی وابسته است؛ در غیر این صورت، افزایش تنش میتواند هزینههایی فراتر از منافع مورد انتظار ایجاد کند.
./منبع



