بازی ترامپ در سوریه چیست؟
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «بازی ترامپ در سوریه چیست؟» که بهقلم مراد صادقزاده در راشا تودی (RT) منتشر شده است، تصمیم غیرمنتظره آمریکا برای لغو تحریمهای سوریه در سال ۲۰۲۵ را بررسی میکند و استدلال میکند که این اقدام تلاشی برای بازسازی توازن قدرت منطقهای، کاهش نفوذ ایران و تقویت نفوذ اقتصادی و سیاسی غرب در خاورمیانه (غرب آسیا) است. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
لغو همه تحریمهای سوریه توسط رئیسجمهور آمریکا که در نشست سرمایهگذاری آمریکا-عربستان در ریاض طی سفر خاورمیانهای وی اعلام شد، تغییری اساسی در سیاست منطقهای این کشور ایجاد کرد. تحریمها، از ۱۹۷۹ به دلایل حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر و روابط با ایران اعمال شده بودند. لغو آنها برای رئیسجمهور جدید سوریه، که پیشتر با اتهام ارتباط با القاعده و جایزه ۱۰ میلیون دلاری مواجه بود، بیسابقه است. در مقابل، دمشق متعهد شد از بازگشت داعش جلوگیری کند، اردوگاههای جهادی را تحت کنترل درآورد و گروههای تروریستی خارجی را اخراج کند؛ گروههایی که در سقوط رژیم پیشین و قتلعام اقلیتهایی مانند علویها نقش داشتند. این تصمیم، رژیم جدید را بهعنوان تثبیتکننده منطقهای معرفی میکند؛ هر چند که مشروعیتش بحثبرانگیز است.
این اقدام با منافع اقتصادی و استراتژیک آمریکا مرتبط است. اعلام آن در عربستان نشانه توافقی است که به ریاض اجازه سرمایهگذاری در بازسازی سوریه را میدهد؛ در حالی که آمریکا تعهدات مالی کلان دریافت میکند. در ۱۴ می، عربستان قرارداد تسلیحاتی ۱۴۲ میلیارد دلاری امضا کرد و وعده ۶۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری داد. این بخشی از معماری جدید خاورمیانه با دولتهای حامی غرب برای کاهش نفوذ ایران است. اسرائیل، با وجود انتقادات رسانهای، از سرکوب اسلامگرایان در سوریه سود میبرد و میتواند بر مقابله با ایران و حزبالله تمرکز کند. ترکیه نیز، که به دلیل بحران اقتصادی و محدودیتهای تحریم برای متحدانش مانند قطر تحت فشار بود، از لغو تحریمها استقبال کرد؛ زیرا رئیسجمهورش پیشتر این درخواست را مطرح کرده بود. این معامله دیپلماتیک تلاشی برای بازآرایی توازن قدرت منطقهای است که ممکن است ثبات یا تنشهای جدیدی ایجاد کند.
سوریه تحت رهبری جدید به شکافهای سال ۲۰۱۱ شبیه شده است. زمانی که ترکیه و قطر از اسلام سیاسی حمایت کردند و عربستان و امارات آن را تهدیدی برای ثبات خود میدیدند. ترکیه و قطر، که در به قدرت رسیدن رئیس جمهور جدید سوریه نقش داشتند، او را فرصتی برای احیای نفوذ خود میبینند. ترکیه از بازیگران سیاسی و نظامی و قطر از حمایت مالی و دیپلماتیک استفاده میکند. اما رئیس جمهور جدید سوریه، با سفر به ریاض استقلال خود را نشان داد و به عربستان و امارات که برای بازسازی کشورش ضروریاند، نزدیک شد. عربستان و امارات، نگران از اسلامگرایان، از اهرم اقتصادی برای نفوذ و مهار رادیکالیسم استفاده میکنند و دمشق را شریکی بالقوه میبینند؛ مشروط بر عدم تبدیل شدن به ابزار ترکیه.
سیاست آمریکا بر اهرم اقتصادی و همکاری امنیتی متمرکز است؛ با مدل خودکفایی منطقهای تحت حمایت این کشور. بازیگران منطقهای با فناوری و تسلیحات مجهز میشوند تا خود ثبات را در ازای وفاداری و مشارکت مالی حفظ کنند. این مدل با اتحاد با کشورهای خلیج فارس، برای مقابله با ایران تقویت میشود. کاهش تنش بین ترکیه و اسرائیل نیز جبههای متحد علیه ایران ایجاد میکند. سوریه آزمایشگاه این معماری امنیتی است که بدون حضور نظامی آمریکا بتوان در آن تعادل برقرار کرد. عادیسازی روابط سوریه و اسرائیل و چارچوبی برای صلح خاورمیانه، شامل به رسمیت شناختن فلسطین در ازای مشوقهای عربی، ممکن است گام بعدی باشد.
لغو تحریمها فرصتی برای بازسازی سوریه پس از جنگ و فروپاشی اقتصادی فراهم کرد. بانک جهانی ۱۵ میلیون دلار بدهی را تسویه کرد و سوریه را برای برنامههای مالی بینالمللی واجد شرایط ساخت. عربستان و قطر بازسازی را هدایت میکنند و صندوق بینالمللی پول کمک فنی ارائه میدهد. مقامات سوری هواستار سرمایهگذاری در کشاورزی، انرژی، حملونقل و گردشگری شدهاند تا اشتغال ایجاد، ارز تثبیت و اعتماد به دولت بازسازی شود. اما بازیابی اقتصادی بدون حاکمیت ممکن نیست. مناطق کرد خودمختارند، دروزیها استقلال بیشتری نشان میدهند و اقلیتهای علوی و مسیحی به مرکز بیاعتمادند. بدون یکپارچهسازی سیاسی، شامل تقسیم قدرت و مشارکت منطقهای، سوریه ممکن است به تجزیه نرم دچار شود.
رئیس جمهور جدید سوریه، دیپلماسی متعادلی را با روابط با غرب و آمریکا بهمنظور بازسازی کشورش دنبال کرده و در حالی پیوندهای موجود را حفظ میکند. روسیه با حضور در طرطوس و خمیمیم شریک کلیدی در امنیت، دیپلماسی و بازسازی است. روابط با چین، هند، برزیل و جهان عرب نیز گسترش مییابد تا وابستگی کاهش یابد. این دیپلماسی چندوجهی برای حفظ خودمختاری در حاکمیت محدود طراحی شده است. موفقیت به بهرهبرداری از منابع، یکپارچهسازی سیاسی و مانور بین قدرتها بستگی دارد. /منبع



