زمان آن رسیده که اروپا در غرب آسیا فعالتر شود
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «زمان آن رسیده که اروپا در غرب آسیا فعالتر شود» که به قلم جوزپ بورل فونتلز (Josep Borrell Fontelles) و کالیپسو نیکولایدیس (Kalypso Nicolaidis) در مجله فارن افرز (Foreign Affairs) منتشر شده است، استدلال میکند که اتحادیه اروپا باید با استفاده از اهرمهای مالی، تجاری و دیپلماتیک خود و با الهام از تجربه تاریخی اروپا در صلحسازی نقش فعالتری در حل مناقشه اسرائیل و فلسطین ایفا کند. نویسندگان بر مسئولیت تاریخی اروپا، ضرورت هماهنگی داخلی، و مقابله با نقض قوانین بینالمللی تأکید دارند. در ادامه، بهره سخن این مقاله را میخوانید.
اتحادیه اروپا با وجود حضور چندوجهی در غرب آسیا، در حل مناقشه اسرائیل و فلسطین نقش حاشیهای داشته است. در دو دهه گذشته، بسیاری از دولتهای اروپایی باور داشتند که راهحل دو کشوری غیرممکن است و ارزش سرمایهگذاری ندارد، و حفظ وضع موجود در اسرائیل با محکومیتهای لفظی کافی بهنظر میرسید. اما این رویکرد ناکام ماند، زیرا نادیدهگرفتن حقوق فلسطینیان و اشغال تدریجی سرزمینهایشان هزینههای گزافی بههمراه داشت. حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل و جنگ ویرانگر اسرائیل در غزه، همراه با تنشهای اسرائیل و ایران، نشان داد که اروپا نمیتواند در حاشیه بماند. تاریخ اروپا، از جمله نقش آن در یهودستیزی، زایمان صهیونیسم، تقسیم امپراتوری عثمانی، و اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷، مسئولیت تاریخی برای جلوگیری از نابودی اسرائیل و حمایت از حقوق فلسطینیان ایجاد میکند.
اروپا تجربه منحصربهفردی در صلحسازی پس از جنگهای قرن بیستم دارد و میتواند با استفاده از اهرمهای مالی، تجاری و دیپلماتیک، نقش محوری در خاورمیانه ایفا کند. اما تفرقه داخلی بین کشورهای عضو، مانع اصلی است. برخی کشورها، مانند اتریش و آلمان، از اجرای حکم بازداشت دیوان کیفری بینالمللی علیه مقامات اسرائیلی خودداری کردند، و عدم توافق بر بازنگری سیاست تجاری با اسرائیل، اتحادیه را به حاشیه رانده است. اروپا همچنان بزرگترین شریک تجاری اسرائیل است، اما از اهرمهای خود بهطور مؤثر استفاده نکرده است. من (جوزپ بورل بهعنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا) بارها حملات حماس و واکنش نامتناسب اسرائیل را محکوم کردم، اما نبود اجماع، تأثیرگذاری اتحادیه را کاهش داده است.
برای ایفای نقش فعال، اتحادیه باید: ۱) اصل بهرسمیتشناختن متقابل را ترویج دهد و مرزهای تا پیش از سال ۱۹۶۷ را بهرسمیت بشناسند تا میانهروها تقویت شوند؛ ۲) از تشکیل دولت فلسطینی با فشار بر تشکیلات خودگردان برای اصلاحات دموکراتیک حمایت کند؛ ۳) با ائتلاف جهانی برای راهحل دو کشوری (ایجادشده در مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۲۴) همکاری کند؛ ۴) نهادی بینالمللی برای مدیریت موقت غزه طراحی کند؛ چیزی مشابه ابتکارات سازمان ملل در کامبوج و تیمور شرقی؛ ۵) از گروههای جامعه مدنی حامی صلح مانند «اتحاد برای صلح در غرب آسیا» حمایت کند و مجمع صلح شهروندی با حضور اسرائیلیها و فلسطینیان برگزار کند. اروپا باید با تخریب زیرساختهایش در کرانه باختری و غزه مقابله کند و استانداردهای بازسازی پایدار را ترویج دهد.
اتحادیه باید با عوامل اخلالگر در صلح مانند حماس و شهرکنشینان اسرائیلی که به فلسطینیان حمله میکنند، قاطعانه برخورد کند. عدم تحریم شهرکنشینان و ادامه تجارت با شهرکهای غیرقانونی، به اتهامات استانداردهای دوگانه دامن زده است. اتحادیه میتواند توافقنامه اتحادیه اروپا-اسرائیل (۲۰۰۰) را بازنگری کند، تعرفههای ترجیحی اسرائیل را تعلیق کند، و واردات از شهرکهای غیرقانونی را ممنوع کند؛ همانطور که برای مناطق اشغالی اوکراین انجام داد. رأی اکثریت واجد شرایط (۵۵ درصد کشورها با ۶۵ درصد جمعیت) برای تعلیق تجارت کافی است. اتحادیه همچنین باید از جریان آزاد اطلاعات حمایت کند، با سانسور رسانهای در غزه و آزار روزنامهنگاران مقابله کند، و با اصلاح «قانون مسدودسازی سال ۱۹۹۶»، از دیوان کیفری بینالمللی در برابر فشارهای خارجی محافظت نماید.
تفرقه داخلی، بزرگترین مانع اتحادیه است. سیاست خارجی و امنیتی مشترک نیازمند اجماع است، اما تغییر به رأی اکثریت واجد شرایط یا ایجاد «سیاست خارجی و امنیتی پیشرفته » (CFSP+) با حداقل ۹ کشور عضو، میتواند تصمیمگیری را بهبود بخشد. این اصلاحات به اتحادیه امکان میدهد تا اهرمهای خود را برای صلح در خاورمیانه بهکار گیرد و تجربه صلحسازی خود را برای کمک به اسرائیلیها و فلسطینیان به اشتراک بگذارد./ منبع



