افزایش تنشها در نقطه رأس جهان
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «افزایش تنشها در نقطه رأس جهان» که به قلم لوک کافی (Luke Coffey) در اندیشکده هادسون (Hudson) منتشر شده است، به بررسی رشد تنشهای ژئوپلیتیکی در قطب شمال میپردازد. نویسنده با تمرکز بر رویدادهای اخیر، از جمله اختلال جیپیاس، رزمایشهای نظامی روسیه و نقش فزاینده چین، بر اهمیت راهبردی این منطقه و خطر تبدیل آن به نقطه بحران جهانی تاکید دارد و خواستار حفظ صلح از طریق احترام به حاکمیت کشورهای قطبی است. در ادامه، بهره سخن این مقاله را میخوانید.
جهان با بحرانهای ژئوپلیتیکی متعددی از جمله پیامدهای اقدام نظامی علیه ایران، توقف مذاکرات اوکراین-روسیه، و درگیریهای غیرمنتظره بین تایلند و کامبوج مواجه است، اما منطقه قطب شمال نیز بهآرامی شاهد افزایش تنشهایی است که میتواند به بیثباتی جهانی منجر شود. سه رویداد اخیر، اهمیت راهبردی این منطقه را برجسته میکنند. نخست، سیگنالهای جیپیاس هواپیماهای تجاری و بالگردهای جستجو و نجات در نزدیکی مجمعالجزایر سوالبارد نروژ مختل و هک شدهاند. سوالبارد، که پس از جنگ جهانی اول تحت معاهدهای به نروژ واگذار شد، به دلیل نزدیکی به روسیه، نقطهای حساس است. از زمان تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ و وخامت روابط مسکو با غرب، موارد اختلال الکترونیکی در این منطقه بهطور چشمگیری افزایش یافته است. دوم، نیروی دریایی روسیه رزمایشی بزرگ در اقیانوس منجمد شمالی برگزار کرده و منطقهای به وسعت امارات را برای فعالیتهای غیرنظامی ناامن اعلام کرده است. این رزمایش در منطقهای که پیشتر مورد مناقشه با نروژ بود، انجام شده و زمانبندی و مکان آن تحریکآمیز تلقی میشود. سوم، رونمایی از یک زیردریایی جدید هستهای و مسلح با حضور رئیسجمهور روسیه انجام شد. برخلاف گذشته که چنین زیردریاییهایی به ناوگان اقیانوس آرام ارسال میشدند، این زیردریایی به ناوگان شمالی اختصاص یافت، که نشاندهنده اولویت راهبردی قطب شمال برای مسکو است.
قطب شمال، با وجود جمعیت اندک، دارای منابع غنی از جمله ذخایر عظیم نفت، گاز، و مواد معدنی کمیاب است و ذخایر ماهی آن برای امنیت غذایی جهانی حیاتی است. با گرمشدن منطقه و ذوب سریعتر یخها در تابستانها، مسیرهای کشتیرانی جدیدی مانند مسیر دریایی شمالی روسیه در حال ظهور هستند. این مسیرها میتوانند با کوتاهکردن فاصله بین اروپا و آسیا، نقاط گلوگاهی مانند کانال سوئز و دماغه امید نیک را دور بزنند و الگوهای تجارت جهانی را تغییر دهند. با این حال، دسترسی بیشتر به این مسیرها خطر رقابت و درگیری را افزایش میدهد.
هشت کشور قطبی شامل کانادا، دانمارک (از طریق گرینلند)، فنلاند، ایسلند، نروژ، سوئد، آمریکا و روسیه هستند که اکنون به دو جبهه شرق و غرب تقسیم شدهاند. هفت کشور از این تعداد زیر چتر ناتو قرار دارند؛ در حالی که روسیه، بهعنوان بزرگترین کشور قطبی، به دلیل اقداماتش در اوکراین منزوی شده است. این تهاجم همکاری در شورای قطب شمال را که برای رسیدگی به چالشهای مشترک مانند حفاظت از محیط زیست، واکنش به نشت نفت، و عملیات جستجو و نجات حیاتی بود، مختل کرده است.
از زمان بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا، امنیت قطب شمال دوباره در مرکز توجه جهانی قرار گرفته است. پیشنهاد جنجالی او برای الحاق گرینلند، قلمروی دانمارک، که به دلیل موقعیت راهبردی در نزدیکی سواحل آمریکای شمالی اهمیت دارد، بحثهای زیادی را برانگیخته است. فشار او بر متحدان اروپایی برای افزایش هزینههای دفاعی نیز پیامدهایی برای قطب شمال داشته است. کانادا، نروژ و دانمارک متعهد به تقویت قابلیتهای نظامی خود در این منطقه شدهاند. حتی کشورهای غیرقطبی ناتو مانند انگلیس راهبردهای قطبی تدوین کرده و بهطور منظم در رزمایشهای منطقهای شرکت میکنند.
برای روسیه، قطب شمال فراتر از اهمیت راهبردی، بعد وجودی دارد و از نظر جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی برای این کشور عمیقا معنادار است. با وجود چالشهای اقتصادی، مسکو پایگاههای نظامی قدیمی از دوران شوروی را بازگشایی کرده و پایگاههای جدیدی ساخته است. همچنین سرمایهگذاریهایی در یخشکنهای هستهای، سیستمهای دفاع ساحلی، و واحدهای نظامی ویژه قطب شمال انجام داده است.
قدرتهای غیرقطبی نیز به این منطقه چشم دوختهاند؛ بهویژه چین. پکن با وجود فاصله بیش از ۱۲۰۰ کیلومتری از دایره قطب شمال، خود را «کشور نزدیک به قطب شمال» مینامد. در سالهای اخیر، چین از طریق شورای قطب شمال، که در آن جایگاه ناظر دارد، بهدنبال نفوذ بیشتر بوده است. اما با فلجشدن این شورا به دلیل اقدامات روسیه، چین راههای دیگری را در پیش گرفته و با همکاری مسکو در زیرساختهای انرژی و حملونقل، بهویژه در مسیر دریایی شمالی، سرمایهگذاری کرده است. این حضور روزافزون توجه واشنگتن را جلب کرده و احتمالا به تجدید علاقه آمریکا به گرینلند و قطب شمال کمک کرده است.
آینده قطب شمال پیامدهای جهانی خواهد داشت. اگر مسیرهای کشتیرانی دیگر مانند دریای سرخ به دلیل بیثباتی غیرقابل استفاده شوند، مسیرهای قطبی میتوانند جایگزینی حیاتی شوند. اما هر چه دسترسی به این منطقه افزایش یابد، نظامیسازی و رقابت نیز تشدید خواهد شد. در حال حاضر، قطب شمال منطقهای با تنش نسبتا پایین است، اما این وضعیت شکننده است. جدایی قطب شمال از جریانهای ژئوپلیتیکی جهانی، مانند تنشهای ناتو-روسیه، جاهطلبیهای جهانی چین، یا رقابت بر سر مواد معدنی حیاتی، غیرممکن است. این منطقه به دلیل حضور بازیگران متعدد و اغلب رقیب، از روندهای جهانی تاثیر میپذیرد.
برای حفظ صلح و ثبات در قطب شمال، جامعه بینالمللی باید اصل رهبری تصمیمگیریها توسط کشورهای قطبی را تقویت کند. احترام به حاکمیت ملی هر کشور، در کنار آمادگی برای دفاع از آن، راهی مؤثر برای تضمین صلح پایدار است. قطب شمال در حال حاضر در صدر اخبار جهانی نیست، اما بهطور فزایندهای محاسبات راهبردی سیاستگذاران را شکل میدهد. توجه بیشتر به این منطقه، پیش از تبدیلشدن به نقطه بحران بعدی قدرتهای بزرگ، ضروری است./ منبع



