اروپانظام بین‌الملل و نهادها

بحران سئوتا؛ شکافی عمیق در سیاست‌های مهاجرتی و اتحاد اروپا

هجوم اخیر پناهجویان به منطقه سئوتا نشان‌دهنده ناکارآمدی سیاست‌های مهاجرتی اروپا و غلبه انگیزه‌های سیاسی بر راه‌حل‌های عملی است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بحران سئوتا؛ شکافی عمیق در سیاست‌های مهاجرتی و اتحاد اروپا» به قلم دونگ ییفان (Dong Yifan) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این متن به بررسی چالش‌های ساختاری اتحادیه اروپا در مواجهه با موج جدید پناهجویان، تعارض ارزش‌های حقوق بشری با واقعیت‌های سیاسی و تأثیر رویکردهای راست‌گرایانه بر همگرایی قاره سبز می‌پردازد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.

ورود ده‌ها هزار پناهجوی فاقد مدارک قانونی از طریق مرزهای کشور مراکش به منطقه برون‌بوم سئوتا در اسپانیا، موج تازه‌ای از بحران بزرگ مهاجرت را رقم زد که با جان باختن ده‌ها نفر همراه بود. دولت اسپانیا با اتخاذ تدابیر مدیریت بحران و اخراج بخش عمده‌ای از افرادی که به این منطقه رسیده بودند، موفق شد شدت این موج را کاهش دهد. با این حال، این رویداد نگران‌کننده، موجب نگرانی عمیق در چندین کشور عضو اتحادیه اروپا گردید. در واکنش به این وضعیت، پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، طی نامه‌ای به اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا، واکنش برخی کشورهای اروپایی را خودخواهانه، قطبی‌ساز و غیرقانونی توصیف کرد.

از سطح کلان اتحادیه اروپا تا تک‌تک کشورهای عضو، مداخله سخت‌گیرانه در موضوع مهاجرت به رویه غالب تبدیل شده است و چشم‌انداز سیاست‌گذاری را به‌شدت انعطاف‌ناپذیر می‌کند. سیاست‌های ضدمهاجرتی اکنون اهرم اصلی احزاب افراطی و پوپولیست برای افزایش محبوبیت هستند. این تحول، فشار عمومی مضاعفی بر احزاب جریان اصلی، به‌ویژه جناح راست میانه وارد کرده و تقاضا برای اعمال تدابیر سخت‌گیرانه‌تر را روزبه‌روز افزایش می‌دهد. بر این اساس، مهاجرت در اروپا دیگر صرفاً موضوعی اقتصادی یا اجتماعی نیست، بلکه به میدان نبرد سیاسی حساسی تبدیل شده است که مستقیماً با کسب آرا و انتقال قدرت گره می‌خورد.

نظام مدیریت مهاجرت در اروپا چندین چالش ساختاری و عمیق را آشکار می‌کند. نخست، سیاست‌های کنترل مرزی غالباً بیش از آنکه کارایی اجرایی داشته باشند، بر اساس مانورهای سیاسی شکل می‌گیرند و بیشتر به یک نمایش شبیه هستند تا حل واقعی بحران. به‌عنوان نمونه، ایتالیا سرمایه عظیم مالی و دیپلماتیک هنگفتی را صرف کرد تا روند شناسایی، بازداشت و اخراج پناهجویان را به کشور آلبانی منتقل کند؛ اقدامی که با اتهام نقض حقوق بشر مواجه شد اما در عمل تنها به وضعیت تعداد ناچیزی از پناهجویان رسیدگی کرد. چالش دوم، بی‌نظمی فزاینده میان مرزهای باز داخلی و مرزهای کنترل‌نشده خارجی است. سیستم شینگن که دستاورد بزرگ همگرایی اروپاست، اکنون با ورود گسترده مهاجران به کشورهای حاشیه‌ای، از نماد یکپارچگی به یک نقطه ضعف امنیتی و اجتماعی تبدیل شده است. چالش سوم نیز تقابل ارزش‌های حقوق بشری با واقعیت‌های سیاسی است و تنش میان فشارهای دنیای واقعی و الزامات اخلاقی مدام در حال گسترش است.

بحران سئوتا شکاف تازه‌ای در اتحاد و اجماع سیاستی اروپا ایجاد کرده است. دولت چپ‌گرأی اسپانیا که به مزایای مهم مهاجرت قانونی برای اقتصاد ملی و بازار کار خود کاملاً واقف است، برخلاف جریان فزاینده راست‌گرایی در قاره اروپا حرکت می‌کند. با افزایش ورود پناهجویان از مسیر غرب مدیترانه، برخی کشورهای اروپایی بدون توجه به همبستگی قاره‌ای، اسپانیا را هدف انتقاد قرار دادند. در واقعیت، وضعیت مسیر غربی جبل‌الطارق در مقایسه با مسیرهای مرکزی و شرقی بسیار کنترل‌شده‌تر است. علاوه بر این، چارچوب‌های نظارتی ویژه‌ای برای ورود از این برون‌بوم به سرزمین اصلی اروپا وجود دارد که نگرانی‌های امنیتی سایر کشورها را کاملاً بی‌اساس می‌سازد. در نهایت، مجادلات درون‌قاره‌ای بر سر این موضوع نشان می‌دهد که چگونه موانع سیاسی به‌طور مداوم فضای سازش و حمایت متقابل را محدود می‌کنند؛ بن‌بستی که قطعاً سوخت بیشتری به موتور راست‌گرایی در اروپا خواهد ریخت./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا