آمریکانظام بین‌الملل و نهادها

بازگرداندن قدرت به کنگره آمریکا

تقویت کنگره برای مهار قدرت فزاینده ریاست‌جمهوری ضروری است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بازگرداندن قدرت به کنگره آمریکا» نوشته مت فورد (Matt Ford) در نیو ریپابلیک (New Republic)، به بررسی تضعیف جایگاه قانون‌گذاری در ساختار سیاسی آمریکا و گسترش اختیارات ریاست‌جمهوری و دیوان عالی می‌پردازد و استدلال می‌کند که بازگرداندن توازن قوا نیازمند احیای نقش محوری کنگره در نظام حکمرانی است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

ساختار سیاسی آمریکا در سال‌های اخیر شاهد انتقال تدریجی قدرت از کنگره به قوه مجریه و دستگاه قضایی بوده است؛ روندی که به‌ویژه در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ آشکارتر شده است. افزایش اختیارات رئیس‌جمهور، کاهش نقش نظارتی مجلس و حمایت بخش‌هایی از دیوان عالی از تفسیر گسترده‌تر قدرت اجرایی، موجب شده توازن سنتی میان نهادهای حکومتی آمریکا دچار تغییر شود.

یکی از نمودهای این وضعیت، برداشت موسوم به «ریاست‌جمهوری قدرتمند» است؛ دیدگاهی که رئیس‌جمهور را محور اصلی تصمیم‌گیری سیاسی کشور می‌داند و نقش کنگره را محدود می‌کند. این رویکرد با ساختار اولیه قانون اساسی آمریکا فاصله دارد؛ زیرا بنیان‌گذاران این کشور، کنگره را به عنوان نهاد اصلی نمایندگی مردم و مرکز قانون‌گذاری ملی طراحی کرده بودند.

بر اساس این تحلیل، دیوان عالی آمریکا نیز در دهه‌های اخیر با گسترش اختیارات ریاست‌جمهوری و محدود کردن قدرت کنگره، به تغییر توازن میان قوا کمک کرده است. برخی تصمیم‌های قضایی، از جمله محدود کردن اختیارات نهادهای اجرایی یا ایجاد معیارهای جدید برای بررسی قوانین، باعث شده نقش دادگاه‌ها در تعیین حدود قدرت دولت فدرال افزایش یابد.

در مقابل، تاریخ شکل‌گیری نظام سیاسی آمریکا نشان می‌دهد که کنگره از ابتدا قرار بود جایگاه قدرتمندی داشته باشد. کنگره نخستین نهاد ملی آمریکا پس از استقلال بود و در دوران جنگ استقلال، نقش دولت موقت را ایفا کرد. قانون اساسی نیز اختیارات گسترده‌ای مانند وضع مالیات، تنظیم تجارت، تشکیل ارتش و ایجاد ساختارهای اجرایی را به این نهاد واگذار کرد.

تضعیف کنگره تنها یک مسئله نهادی نیست، بلکه بر کیفیت دموکراسی آمریکا نیز اثر می‌گذارد. هنگامی که تصمیم‌های کلیدی بیش از اندازه به رئیس‌جمهور یا قضات غیرمنتخب وابسته شود، امکان مشارکت مستقیم شهروندان در فرآیند حکمرانی کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، انتخابات ریاست‌جمهوری به جای آنکه صرفاً انتخاب یک مدیر اجرایی باشد، به رقابتی برای تعیین مسیر کلی کشور تبدیل می‌شود.

برای اصلاح این وضعیت، تقویت توان کارشناسی و استقلال داخلی کنگره ضروری دانسته می‌شود. کاهش نقش کمیته‌ها، تضعیف کارکنان تخصصی و افزایش سیاست‌ورزی نمایشی، توان قانون‌گذاری این نهاد را کاهش داده است. بازسازی ظرفیت‌های تخصصی، اصلاح قوانین اعطای اختیارات اضطراری به رئیس‌جمهور و ایجاد توازن بیشتر در رابطه میان قوا می‌تواند بخشی از این روند را معکوس کند.

در نهایت، احیای جایگاه کنگره نه به معنای حذف نقش رئیس‌جمهور یا دیوان عالی، بلکه بازگرداندن تعادل مورد نظر قانون اساسی است؛ ساختاری که در آن هیچ نهاد واحدی نتواند بر کل نظام سیاسی مسلط شود و تصمیم‌گیری ملی همچنان بر پایه نمایندگی عمومی و سازوکارهای دموکراتیک انجام گیرد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا