دوراهی دیپلماسی یا درگیری؛ چشمانداز مناقشه هستهای ایران و بحرانهای منطقهای
همگرایی فشارهای حقوقی و اقتصادی با پیامدهای منطقهای، پرونده هستهای ایران را در مسیر دوراهی خطرناک درگیری یا تفاهم جامع قرار داده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «ضربه بعدی به ایران: چگونه فشارهای حقوقی، اقتصادی و دیپلماتیک منطقه را برای جنگ آماده میکند» به قلم سید حسین موسویان (Seyed Hossein Mousavian) در بولتن دانشمندان اتمی (Bulletin of the Atomic Scientists) منتشر شده است. این مقاله با بررسی روند فزاینده فشارهای بینالمللی بر پرونده هستهای ایران و همگرایی آن با تهدیدات نظامی و پیامدهای امنیتی منطقه، نسبت به وقوع درگیری گستردهتر هشدار داده و راهکارهایی برای دستیابی به تفاهمی پایدار ارائه میدهد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
پرونده هستهای ایران با همزمانی بیسابقه فشارهای حقوقی و تهدیدات نظامی در مسیر مرحلهای خطرناک قرار گرفته است. بازگشت دوباره این پرونده به شورای امنیت سازمان ملل در پی گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر عدم پایبندی تهران به تعهدات پادمانی، با ابتکار اروپا برای فعالسازی مکانیسم ماشه (اسنپبک) همراه شده است. با وجود مخالفت روسیه و چین با قطعنامه اخیر آمریکا برای تمدید تحریمها، این تحولات میتواند پرونده ایران را تحت فصل هفتم منشور ملل متحد قرار دهد و این پرسش را ایجاد کند که آیا بار دیگر بستر حقوقی و سیاسی برای حمله نظامی مشابه ژوئن ۲۰۲۵ فراهم میشود؟
مناقشه هستهای اکنون فراتر از یک مسئله فنی، به نبردی ژئوپلیتیک بر سر نظم منطقهای، امنیت انرژی و آینده روابط تهران و غرب تبدیل شده است. اظهارات مقامات آمریکایی، از جمله وزیر خزانهداری مبنی بر استفاده از ابزارهای اقتصادی برای «فروپاشی» دولت ایران، این برداشت را در تهران تقویت کرده که هدف نهایی، تغییر حکومت است. مقایسه رویکرد واشنگتن در قبال غنیسازی در عربستان، زرادخانه اسرائیل و پذیرش کره شمالی، نشان از تناقضی راهبردی دارد که باعث شده برخی نخبگان در تهران معتقد باشند که تسلیحات هستهای میتواند تنها عامل بازدارنده مؤثر در برابر تغییر حکومت باشد. از سوی دیگر، مجلس ایران نیز در واکنش به این فشارها بررسی خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) را در دستور کار قرار داده است.
همزمان با این تحولات، تسلط انصارالله بر جزیره راهبردی میون در تنگه بابالمندب، در کنار کنترل تنگه هرمز، حدود یکسوم تجارت دریایی جهان را تحت تأثیر قرار داده است. درگیریهای سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان داد که رویارویی نظامی، علاوه بر تلفات انسانی و خسارات هنگفت اقتصادی، با افزایش بهای نفت به بالای ۱۰۰ دلار و به خطر افتادن امنیت مسیرهای دریایی، به بحرانی جهانی میانجامد.
برونرفت از این بنبست نه از مسیر تحریم و درگیری نظامی، بلکه با بازگشت به تفاهمنامه ژوئن ۲۰۲۵ در اسلامآباد امکانپذیر است؛ تفاهمنامهای که میتواند به مبنایی برای مذاکره یک پیمان جامع و دوجانبه تبدیل شود. در چارچوب چنین پیمانی که با تصویب مجالس دو کشور از ثبات سیاسی برخوردار خواهد بود، ایران متعهد به عدم ساخت سلاح هستهای با حفظ حق استفاده صلحآمیز از آن میشود و آمریکا تحریمها را لغو میکند. همزمان، ایجاد چارچوبی مشترک با کشورهای عربی خلیج فارس برای تضمین امنیت دریانوردی و تأسیس یک کنسرسیوم چندجانبه غنیسازی اورانیوم، میتواند رقابت هستهای را به همکاری منطقهای تبدیل کند./ منبع



