بحران مهاجرت در سئوتا: زنگ خطری برای آینده اروپا
بحران اخیر در سئوتا نشان داد که اروپا نمیتواند همزمان یک دولت رفاه گسترده و سیاست مهاجرتی بسیار باز را حفظ کند، زیرا این تناقض به تنشهای مالی، درگیریهای سیاسی و از بین رفتن اعتماد عمومی منجر خواهد شد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بحران مهاجرت در سئوتا: زنگ خطری برای آینده اروپا» به قلم علی بردبار جهانتیغی (Ali Bordbar Jahantighi) در یوروپین کنسرواتیو (The European Conservative) منتشر شده است. این یادداشت با تحلیل بحران اخیر مهاجرت در سئوتا، استدلال میکند که این رویداد بیش از یک بحران مهاجرتی، یک شکست حاکمیتی بود که تناقض بنیادین در سیاستهای اروپا را آشکار ساخت: اروپا نمیتواند همزمان یک دولت رفاه گسترده و یک سیاست مهاجرتی بسیار باز را حفظ کند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
تصاویر اخیر از سئوتا، که در آن دهها هزار نفر به طور همزمان به این منطقه کوچک اروپایی هجوم بردند، حقیقتی عریان را درباره بحران مهاجرت اروپا آشکار ساخت. این رویداد نه یک «مهاجرت» عادی، بلکه یک «نقض گسترده مرز حاکمیتی» بود. ویدئوهایی که در رسانههای اجتماعی عربی منتشر شد و جوانانی را نشان میداد که ورود خود به خاک اروپا را به عنوان یک «پیروزی» جشن میگیرند، این پیام را منتقل میکرد که اقتدار دولت میزبان شکست خورده است. این نمادگرایی را نباید نادیده گرفت، زیرا هر عبور موفق، تبلیغی برای عبور بعدی است و ورود غیرقانونی را به یک نمایش قابل تکرار تبدیل میکند. اگرچه تمایل به زندگی بهتر قابل درک است، اما این تمایل، حقی برای ورود به یک کشور دیگر ایجاد نمیکند. اگر نابرابری اقتصادی به خودی خود حق ورود ایجاد کند، هیچ مرز قابل اجرایی را نمیتوان از نظر اخلاقی توجیه کرد.
بدون داشتن اختیار برای تعیین اینکه چه کسی، بر چه اساسی و تحت چه شرایطی وارد میشود، حاکمیت دموکراتیک تا حد زیادی به یک داستان تخیلی تبدیل میشود. مرز صرفاً یک خط روی نقشه نیست، بلکه حوزه قضایی را تعریف میکند که در آن حقوق، وظایف، مالیات، نمایندگی و همبستگی عمل میکنند. مشکل اصلی عفوهای مکرر و برنامههای منظمسازی، مانند آنچه در اسپانیا رخ داد، این است که اعتبار سیستم مهاجرت قانونی را تضعیف میکنند. دولتها رسماً ورود غیرقانونی را ممنوع اعلام میکنند، اما به طور دورهای به اقامت غیرقانونی موفق، با اعطای وضعیت قانونی پاداش میدهند. این تناقض، جذابیت مهاجرت غیرقانونی را افزایش میدهد.
اروپا برخی از گستردهترین دولتهای رفاه در جهان را ساخته است. در عین حال، بخشهای تأثیرگذار سیاست اروپا، اجرأی سختگیرانه مرزها را از نظر اخلاقی مشکوک میدانند. این دو موضع نمیتوانند به طور همزمان و بدون محدودیت گسترش یابند. همانطور که میلتون فریدمن اشاره کرد، «مهاجرت آزاد برای کار» با «مهاجرت آزاد برای رفاه» تفاوت بنیادین دارد. یک مهاجر نه تنها دستمزدها، بلکه کل سیستمهای اجتماعی را با هم مقایسه میکند. هرچه تضمینهای اروپا جامعتر و اجرأی قوانین آن کمتر معتبر به نظر برسد، جذابیت آن بیشتر میشود. این یک اتهام اخلاقی علیه مهاجران نیست، بلکه یک پاسخ قابل پیشبینی به انگیزههاست. شکست اخلاقی عمدتاً متوجه دولتهای اروپایی است که قوانین متناقضی ایجاد میکنند و سپس از واکنش منطقی مردم به آنها شگفتزده میشوند.
وقتی احزاب جریان اصلی مشکلات آشکار را انکار میکنند، مالکیت سیاسی آن مشکلات را به جنبشهای رادیکالتر منتقل میکنند. این امر خود پروژه اروپایی را تهدید میکند. اتحادیهای که قادر به حفاظت از مرزهای خارجی مشترک خود نباشد، به ایجاد کنترلهای مرزی ملی در داخل اروپا منجر خواهد شد. اتحادی که بدون کنترل مؤثر، خواستار همبستگی باشد، باعث ایجاد رنجش میان کشورهای عضو میشود. نتیجه نهایی مهاجرت خارجی کنترلنشده، ممکن است نابودی تحرک داخلی اروپا باشد. اروپا باید شفاف باشد: ورود غیرقانونی نباید به مؤثرترین مسیر برای اقامت قانونی تبدیل شود. درخواستهای پناهندگی باید در مرزهای خارجی یا خارج از قلمرو اتحادیه اروپا پردازش شوند و مهاجرت کاری باید تنها از طریق کانالهای قانونی و گزینشی صورت گیرد.
اروپا میتواند یک دولت رفاه گسترده را انتخاب کند یا مهاجرت بسیار باز را. اما نمیتواند هر دو را به طور نامحدود حفظ کند، بدون آنکه با فشار مالی، درگیری سیاسی و کاهش اعتماد عمومی روبرو شود. جامعهای که از دفاع از مرزهای خود امتناع ورزد، در نهایت کنترل بر سیستم رفاهی، حق تعیین سرنوشت و آینده خود را از دست خواهد داد. سئوتا بیش از یک اپیزود دراماتیک بود؛ این یک هشدار درباره حاکمیت، انگیزهها و ظرفیت اروپا برای حفظ خود بود./منبع



