امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

حقوق بین‌الملل؛ واژه‌ای بی‌معنا در ویرانه‌های غزه و تهران؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «حقوق بین‌الملل؛ واژه‌ای بی‌معنا در ویرانه‌های غزه و تهران؟» نوشته محمدمهدی سیدناصری در اندیشکده دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. این یادداشت به بررسی عدم تأثیر حقوق بین‌الملل در بحران‌های کنونی غزه و تهران پرداخته و تأکید دارد که شناسایی وضعیت به‌عنوان جنگ، ابزاری حیاتی برای تضمین پاسخ‌گویی و حمایت از غیرنظامیان است. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


غزه سرزمینی فلسطینی است که همچنان تحت اشغال دوفاکتو قرار دارد و منازعه میان اسرائیل و ایران، از منظر حقوقی، به‌وضوح مصداق جنگ است. شناسایی این وضعیت به‌عنوان جنگ، علاوه بر جنبه حقوقی، نقش مهمی در تضمین پاسخ‌گویی، حمایت از غیرنظامیان و پیگیری عدالت ایفا می‌کند. اگرچه اسرائیل حملات نظامی خود را «عملیات امنیتی» و ایران اقداماتش را «دفاع مشروع» توصیف می‌کنند، حقوق بین‌الملل بر مبنای واقعیات میدانی به موقعیت‌ها می‌نگرد و بازی‌های لفظی سیاستمداران را معیار قرار نمی‌دهد. کنوانسیون‌های ژنو ۱۹۴۹ و پروتکل‌های الحاقی، همراه با تفسیر کمیته بین‌المللی صلیب سرخ، تعریفی روشن از مخاصمه مسلحانه ارائه می‌دهند: هرگونه درگیری مسلحانه میان دولت‌ها یا میان دولت و گروه‌های مسلح سازمان‌یافته، به‌شرط تداوم خصومت و آسیب‌پذیری غیرنظامیان. هنگامی که نیروهای مسلح وارد نبرد می‌شوند، حقوق بشردوستانه بین‌المللی، رفتار آنان را تنظیم می‌کند و اصولی همچون تفکیک، تناسب و ضرورت نظامی مد نظر قرار می‌گیرد. بر اساس این اصول، غیرنظامیان نباید هدف مستقیم قرار گیرند و هر حمله باید متناسب با هدف نظامی باشد.

اسرائیل اگرچه طبق اعلام خود در سال ۲۰۰۵ از غزه عقب‌نشینی نموده، اما با کنترل مرزها، حریم هوایی و آب‌های ساحلی، وضعیت اشغال مؤثر را حفظ کرده است. محاصره شدید غزه که از سال ۲۰۰۷ ادامه دارد، موجب اختلال در جریان ورود غذا، دارو، سوخت و مصالح ساختمانی شده و زیرساخت‌های مدنی را نابود کرده است. این شرایط غزه را به یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های بشری عصر حاضر مبدل ساخته و غیرنظامیان، به‌ویژه کودکان و زنان، بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند. مدارس، بیمارستان‌ها، شبکه‌های آب و برق، و خانه‌های مسکونی بارها ویران یا هدف حملات بی‌تمایز واقع شده‌اند. گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل حاکی از آن است که این اقدامات در بسیاری موارد مصداق مجازات جمعی است که در حقوق بین‌الملل به‌صراحت ممنوع است.

حمله و تجاوز اسرائیل به تأسیسات نظامی و هسته‌ای ایران در روز ۱۸ ژوئن سال ۲۰۲۵ و واکنش متقابل ایران با بیش از ۱۵۰ موشک و صد پهپاد، مرحله‌ای خطرناک در این منازعه رقم زد. اهداف ایران شامل مناطق شهری و مراکز کلیدی بود که منجر به تلفات غیرنظامیان و ویرانی زیرساخت‌ها شد. اسرائیل نیز با هدف قراردادن دانشمندان غیرنظامی ایرانی، اصل تفکیک را نقض کرد. نگرانی اساسی، احتمال عبور از مرز هسته‌ای و انتشار مواد رادیواکتیو است، چراکه حمله به تأسیسات هسته‌ای می‌تواند فاجعه زیست‌محیطی و انسانی جهانی پدید آورد و زندگی کنونی و آینده را تهدید کند. این وضعیت، سلامت عمومی، امنیت غذایی و حیات جمعی منطقه و جهان را با تهدید روبه‌رو کرده است.

در این میان، کودکان بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند. در غزه، کودکان فلسطینی از حق حیات، تحصیل و سلامت محروم شده‌اند و در ایران نیز حملات اسرائیل باعث مرگ یا جراحت کودکان و تخریب محیط زیست شهری شده است. نقض حق آموزش، امنیت، بهداشت و محیط زیست سالم، مصداق بارز نقض کنوانسیون حقوق کودک و اصول بنیادین حقوق بشر است. تجاوز نظامی، آثار روانی بلندمدتی بر کودکان ایرانی برجای گذاشته و امنیت روانی و اجتماعی آنان را مختل نموده است. کودکان ایرانی و فلسطینی به طور مستقیم با خشونت، ترس و بی‌ثباتی مواجه‌اند و این نقض حقوق گسترده نیازمند پاسخ‌گویی فوری در سطح بین‌المللی است. شناخت وضعیت جنگ، تعهداتی چون تفکیک میان غیرنظامیان و رزمندگان، رعایت تناسب در حملات، تضمین دسترسی ایمن به کمک‌های بشردوستانه، پیگرد جنایات جنگی و پیشگیری از استمرار خشونت را الزام‌آور می‌کند. نادیده‌گرفتن این واقعیت منجر به بی‌کیفری، افزایش نقض حقوق و تداوم رنج غیرنظامیان می‌شود. جامعه جهانی، به‌ویژه قدرت‌های هسته‌ای، وظیفه‌ای خطیر در مهار این منازعه دارند و اقدام هماهنگ و فوری برای بقای انسانی اجتناب‌ناپذیر شده است. شناسایی وضعیت جنگ، اقدامی اساسی در مهار بحران و حمایت از کرامت انسانی برای نسل حاضر و آینده به‌شمار می‌آید./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا