امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

آینده جنگ غزه؛ اشغال کامل یا توافق؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آینده جنگ غزه؛ اشغال کامل یا توافق؟» به قلم محسن فایضی و منتشرشده در اندیشکده تهران، به بررسی دو رویکرد اصلی در میان محافل سیاسی و نظامی اسرائیل برای تعیین سرنوشت نوار غزه پس از جنگ می‌پردازد؛ یکی سناریوی اشغال کامل و طولانی‌مدت به رهبری نتانیاهو و دیگری راهکار کنترل و خلع سلاح بدون اشغال، مورد حمایت برخی فرماندهان ارتش. در ادامه، بهره سخن این مطلب را می‌خوانید.


چند روزی است فضای داخلی اسرائیل درگیر تنش و بحث درباره آینده نوار غزه و دو ایده اصلی مربوط به نتانیاهو، نخست‌وزیر و ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل است. پس از دو ماه میانجی‌گری بی‌نتیجه میان حماس و تل‌آویو، آتش‌بس ۶۰روزه و آزادی دست‌کم ۱۰ اسیر اسرائیلی، دوباره موضوع تعیین تکلیف غزه در دستور کار محافل سیاسی و نظامی قرار گرفته است. این بحث ریشه در رخدادهای پس از روز هفتم ماه اکتبر دارد و پرسش اصلی را پیش می‌کشد که با آینده غزه چه باید کرد. طرح نتانیاهو کلی و غیرشفاف است و بر اشغال طولانی‌مدت کل نوار غزه تأکید دارد. در مقابل، طرح زمیر شامل تقسیم جغرافیایی نوار غزه از شرق به غرب، تشدید محاصره شهر غزه و استان مرکزی و منطقه المواصی در خان یونس و انجام یورش‌های محدود به مواضع حماس است. زمیر اشغال کامل را از نظر نظامی و سیاسی غیرممکن، پرهزینه و بی‌ثمر می‌داند.

نتانیاهو در نشست امنیتی مدعی شد روش فعلی ارتش موجب آزادی اسرا نشده و نیاز به رویکردی است که به حماس نشان دهد هیچ منطقه امنی برای نگهداری اسرا وجود ندارد و این وضعیت به معامله‌ای ختم نمی‌شود. در مقابل، زمیر هشدار داد اشغال غزه جان اسرا را به خطر می‌اندازد و موجب فشار و فرسودگی نیروهای نظامی خواهد شد. تصمیم‌گیری در این زمینه به‌رغم وضوح ظاهری موضوع، ساده نخواهد بود.

ایده نخست، اشغال کامل نوار غزه است. این سیاست پیش‌تر میان سال‌های ۱۹۶۷ تا ۲۰۰۵ اجرا شده و با خروج اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵ پایان یافته است. اشغال به‌معنای حضور نظامی و کنترل امنیتی دائمی بر منطقه است؛ هدفی که در گفتمان صهیونیستی جایگاهی دیرینه دارد. طرفداران این رویکرد با اشاره به وقوع حمله روز هفتم ماه اکتبر معتقدند تنها با بازگرداندن کنترل کامل و جبران تصمیم خروج، می‌توان نگرانی امنیتی ناشی از حضور حماس را برطرف کرد.

ایده دوم، بر کنترل و خلع سلاح حماس بدون اشغال کامل متکی است. حامیان این گزینه عمدتاً از میان میانه‌روها و بخشی از فرماندهان ارتش هستند. به اعتقاد این گروه، اشغال دوباره غزه حتی با وجود حجم وسیع حملات و ویرانی دو سال گذشته، عملاً ممکن نیست و هزینه‌های بالایی دارد. آنان به تجربه عملیات ارابه‌های گیدئون استناد می‌کنند که نشان داده کنترل مناطق غزه حتی پس از ماه‌ها حضور نظامی و تخلیه ساکنان، همچنان با عملیات ضدنیروهای اسرائیلی مواجه می‌شود.

همچنین، اشغال کامل پیامدهای سیاسی جدی برای اسرائیل خواهد داشت و در نهایت به هدف نابودی کامل حماس منجر نمی‌شود. جایگزین پیشنهادی این گروه، توافق سیاسی با نقش‌آفرینی میانجی‌های بین‌المللی، استفاده از اهرم بازسازی و تداوم فشارهای امنیتی است. در این چارچوب، کنترل غزه با تکیه بر ابزارهای غیرمستقیم دنبال می‌شود و از ورود به مسیر پرهزینه اشغال زمینی اجتناب خواهد شد.

در مجموع، دو مسیر عمده پیش‌روی اسرائیل مطرح است: بازگشت به اشغال کامل که ریشه در تجربه تاریخی دارد و با هدف حذف تهدیدات امنیتی پیشنهاد می‌شود و یا پیگیری رویکرد غیرمستقیم مبتنی بر کنترل، محاصره و توافق‌های سیاسی که بر پرهزینه بودن و دشواری اشغال تأکید دارد. تصمیم نهایی وابسته به ارزیابی هزینه‌ها، پیامدها و امکان دستیابی به اهداف امنیتی خواهد بود و همچنان محل اختلاف در داخل اسرائیل است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا