فروش تسلیحات در غربآسیا، عرصهای تازه برای رقابت قدرتهای بزرگ
به گزارش اطلس دیپلماسی یادداشتی با عنوان «فروش تسلیحات در غربآسیا، عرصهای تازه برای رقابت قدرتهای بزرگ» نوشته ساموئل بندت (Samuel Bendett) و یونلا چیولان (Ionela Ciolan) در موسسه واشنگتن (Washington Institute) منتشر شده است. این مطلب براساس نشست مجازی سیاسی موسسسه تنظیم شده و به بررسی جایگاه فروش تسلیحات در غربآسیا بهعنوان میدان رقابت آمریکا، روسیه، چین و اتحادیه اروپا میپردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
در نشست سیاسی موسسه واشنگتن، چهار کارشناس به بررسی رقابت قدرتهای بزرگ در زمینه فروش تسلیحات به غربآسیا پرداختند. با وجود شکستهای راهبردی روسیه در منطقه، این کشور همچنان غربآسیا را بازاری مهم برای صادرات تسلیحات میداند. سلاحهای روسی سابقهای طولانی و اثباتشده در این منطقه دارند و بسیاری از کشورها مایل به حفظ روابط با مسکو هستند. کرملین فروش تسلیحات را نهتنها انتقال سختافزار بلکه ابزاری برای ایجاد روابط و شراکتهای تازه میبیند. جنگ اوکراین سبب شده بیشتر تسلیحات برای نیازهای داخلی ارتش روسیه اختصاص یابد و صادرات کاهش یابد، اما مسکو امیدوار است پس از جنگ دوباره ظرفیت تولید و فروش خارجی گسترش یابد. کشورهای لیبی، الجزایر، عراق، ایران و سودان از مشتریان بالقوه هستند و استفاده گسترده روسیه از پهپادها در اوکراین توجه واردکنندگان را جلب کرده است. در عین حال، کشورهایی چون مصر و الجزایر مسیر تنوعبخشی به تأمینکنندگان و توسعه صنایع بومی را دنبال میکنند. روابط ویژه روسیه و هند نیز در قالب شراکتهای چندجانبه نظیر بریکس اهمیت دارد و انتظار میرود مسکو همچنان فناوری نظامی به دهلینو عرضه کند.
سیاست دفاعی اتحادیه اروپا پس از حمله روسیه به اوکراین، به دنبال ایفای مسئولیت بیشتر و ایجاد موضع امنیتی و دفاعی قویتر است. خطر حملات احتمالی روسیه به خاک اتحادیه یا ناتو در سالهای آینده مورد توجه است و در عین حال، فشار دولت ترامپ برای افزایش مسئولیتپذیری اروپا همچنان وجود دارد. اتحادیه اروپا تا سال ۲۰۳۵ قصد دارد چهل درصد ظرفیت دفاعی خود را از طریق خرید مشترک تأمین کند. اما نبود اجماع راهبردی میان کشورهای عضو، پراکندگی بازار دفاعی و تفاوت در اجرای مقررات صادرات تسلیحات، ضعف ساختاری اتحادیه را نشان میدهد. اروپا دومین صادرکننده بزرگ تسلیحات جهان است، ولی هماهنگی اندکی میان اعضا وجود دارد. نبود سازوکار اجرایی برای الزام به رعایت حقوق بشردوستانه در قراردادها و حساسیت افکار عمومی برخی کشورها به همکاریهای دفاعی با اسرائیل نیز مانعی دیگر است. با این وجود، اتحادیه در حال ایجاد اتحادیه دفاعی اروپا، تقویت صنایع دفاعی و فناوریهای راهبردی، توسعه خرید مشترک در حوزههای هوایی، موشکی، سایبری و فضایی و حتی بررسی امکان مشارکت ترکیه در ابتکار خرید مشترک است تا پایه اروپایی ناتو تقویت شود.
سیاست دولت ترامپ در فروش تسلیحات بازگشتی به رویکرد نخستین دولت اوست که در قالب سیاست انتقال تسلیحات متعارف (CAT) تعریف میشود و اولویت را از نگرانیهای بشردوستانه به حمایت از صنایع دفاعی آمریکا تغییر داده است. هدف اصلی افزایش کارآمدی فروشهای نظامی و کاهش زمان تحویل است؛ مسئلهای که هم متحدان و هم کنگره بر آن تأکید دارند. برای این منظور، دولت بازنگری در فهرست اقلام محدود به برنامه فروش نظامی خارجی (FMS) و نیز سادهسازی سیاستهای امنیت فناوری و افشای اطلاعات خارجی را دنبال میکند. فروش سلاح به غربآسیا بخش مهمی از این راهبرد است و سفر ترامپ به خلیج فارس نشانهای از تلاش برای قراردادهای بزرگ بوده است. با این حال، سه پرسش کلیدی وجود دارد: نخست، آیا دولت شرط عادیسازی روابط با اسرائیل را برای فروش پیشرفتهترین سلاحها اعمال خواهد کرد؟ دوم، چگونه الزام قانونی حفظ برتری کیفی اسرائیل تفسیر خواهد شد و واکنش کنگره چه خواهد بود؟ سوم، آیا روند لیبرالسازی تعهدات آمریکا در کنترل فناوری موشکی ادامه مییابد تا امکان فروش گستردهتر پهپادها فراهم شود؟
چین صادرات تسلیحات را ابزاری برای تقویت توانایی شرکای اقتصادی خود، بهویژه در کشورهایی با بیثباتی سیاسی میداند. این رویکرد یادآور کمکهای گسترده شوروی به چین در دهههای نخست است و امروز نیز چین میکوشد از این طریق روابطی نزدیک با نخبگان نظامی و سیاسی کشورها ایجاد کند. چین از خلأهای ناشی از محدودیتهای روسیه بهرهبرداری کرده و در بازارهای خاص با محصولات متناسب با نیاز مشتری وارد میشود. برای کاهش هزینههای اعتباری، در تعامل با ایران و کره شمالی بیشتر به انتقالهای دوکاربردی روی آورده و حتی به تهران در تولید موشک ضدکشتی نصر و بهکارگیری سامانه ناوبری بیدو کمک کرده است. در خلیج فارس نیز همکاریهای دفاعی با دولتها گسترش یافته و در عربستان زمینه تولید بومی پهپاد را فراهم کرده است. چنین روندی میتواند فاصله میان این کشورها و آمریکا را افزایش دهد. در سطح راهبردی، چین برخلاف آمریکا به جای ادغام عملیاتی عمیق، بر مدیریت تعارض و کاهش اصطکاک تمرکز دارد. تنها استثنا رابطه نزدیک و حساس با کره شمالی است که در آن احتمال مداخله مستقیم پکن به دلیل مجاورت جغرافیایی بیشتر است.
این مباحث نشان میدهد که غربآسیا به عرصهای پویا برای رقابت تسلیحاتی قدرتهای بزرگ بدل شده و هر یک از بازیگران اصلی، با ابزارها و اهداف متفاوت، تلاش میکنند نفوذ و جایگاه خود را از طریق فروش و انتقال تسلیحات تقویت کنند./ منبع



