نقطه مثبت یک نشست بد
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «نقطه مثبت یک نشست بد» به قلم جان بولتون (John Bolton) در وال استریت ژورنال (Wall Street Journal) منتشر شده است. این مقاله نشست ۱۵ آگوست ۲۰۲۵ بین دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین در آلاسکا را بررسی میکند و استدلال میکند که گرچه این دیدار بهنفع پوتین بود، اما پیشنهاد صلح بلندمدت بهجای آتشبس میتواند برای اوکراین مفید باشد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
ولادیمیر پوتین در نشست آلاسکا با دونالد ترامپ موفق شد روسیه را از انزوای بینالمللی خارج کند. ورود او با استقبال پررنگ ترامپ و همراهی با او در خودروی ریاستجمهوری آمریکا، بهنوعی بازگشت مسکو به صحنه جهانی را رقم زد. این نشست بازتاب یکی از موفقترین عملیاتهای نفوذ روسیه در دهههای اخیر بود. در مقابل، ترامپ این دیدار را عالی ارزیابی کرد؛ صرفاً به این دلیل که روابط شخصیاش با پوتین «خوب پیش رفت».
ترامپ از زمان اولین دیدارش با کیم جونگاون همواره مدعی بوده رؤسایجمهور آمریکا چیزی از ملاقات با رهبران «یاغی» از دست نمیدهند. اما واقعیت نشست اخیر خلاف این را نشان داد؛ پوتین پرچمهای روسیه را برافراشت و از انزوای دیپلماتیک بیرون آمد؛ در حالی که اروپاییها نگران شدند و متحدانی مانند اوکراین دچار دلسردی. حتی چین هم احتمالاً از مشاهده ضعف و خستگی ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی جسورتر خواهد شد.
باید این پرسش را مطرح کرد که آیا تیمهای اقتصادی دو کشور از فرصت نشست استفاده کردند یا نه؟ زیرا چنین دیداری میتواند مقدمهای برای همکاریهای بعدی باشد. در پایان نشست، ترامپ به ولودیمیر زلنسکی توصیه کرد «توافق نماید» زیرا «روسیه یک قدرت بسیار بزرگ است». بلافاصله نیز زلنسکی اعلام کرد برای دیدار با ترامپ راهی واشنگتن خواهد شد.
نقطه عطف بحث پس از نشست رخ داد؛ زمانی که ترامپ در شبکه اجتماعی خود نوشت بهترین راه پایاندادن به جنگ روسیه و اوکراین «توافق صلح مستقیم» است، نه آتشبسی موقت که اغلب پایدار نمیماند. این موضع آشکارا با اجماع اروپایی پیش از نشست در تضاد بود، زیرا متحدان آمریکا معتقد بودند بدون آتشبس نمیتوان وارد مذاکرات جدی شد. واکنش رسمی اروپا پس از نشست، سکوت بود.
با وجود انتقاد شدید از نحوه برگزاری نشست، اما باید این اعلام ترامپ را از یک بُعد خاص مثبت ارزیابی کرد. آتشبس معمولاً خطوط جبهه موجود را بهعنوان مرزهای واقعی تثبیت میکند. تجربه قبرس از سال ۱۹۶۴ یا دو کره پس از توافق آتشبس نمونههایی هستند که خطوط موقت به مرزهای پایدار بدل شدند. به همین دلیل، هر آتشبس میتواند قلمروی اشغالی روسیه را برای بلندمدت تثبیت کند.
اهداف روسیه تغییر نکرده و پوتین همچنان بهدنبال احیای امپراتوری روسیه است. مسکو اکنون حدود بیست درصد از خاک اوکراین را در اختیار دارد؛ دو برابر آنچه در سال ۲۰۱۴ تصرف کرده بود. اگر مذاکرات پس از آتشبس به طول بینجامد، پوتین زمان خواهد داشت اقتصاد و ارتش خود را بازسازی کند و برای مرحله بعدی آماده شود. صبر راهبردی روسیه در فاصله هشتساله بین دو موج حملات به اوکراین نشان میدهد که کرملین برای پیشبرد برنامه خود عجلهای ندارد.
اوکراین باید قاطعانه این سناریو را رد کند، مگر آنکه تضمینهای محکم نظامی از آمریکا و اروپا دریافت نماید. این تضمینها باید شامل ادامه کمکهای مالی و تسلیحاتی در سطحی باشد که هم مانع پیشرویهای بعدی روسیه شود و هم امکان بازپسگیری مناطق اشغالی را فراهم آورد. تنها در این صورت میتوان به هدف اعلامی ناتو یعنی بازگرداندن حاکمیت کامل و تمامیت ارضی اوکراین نزدیک شد. این شرایط در عمل اروپاییها و ترامپ را مجبور خواهد کرد تصمیم بگیرند آیا با تجاوز روسیه کنار میآیند یا در برابر آن مقاومت خواهند کرد./ منبع



