آسیاداخلینظام بین‌الملل و نهادها

برجام، چین و «دیرین‌دیرین»

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با ‌عنوان «برجام، چین و دیرین‌دیرین» به قلم رضا کردلو در فرهیختگان منتشر شده است. نویسنده با بازخوانی خاطره‌ای از مرحوم محمد ابوالحسنی و دیدگاه‌های او درباره غفلت ایران از ظرفیت‌های شرق، به‌ویژه چین، بر آثار منفی غرب‌زدگی در سیاست و اقتصاد فرهنگی کشور تأکید می‌کند و سفر اخیر رئیس‌جمهور به چین را فرصتی برای امضای توافقات عملی می‌داند. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


با فعال‌شدن مکانیسم ماشه، یاد برجام و خاطره‌ای از حدود ۱۰ سال پیش زنده شد؛ زمانی که در روزهای پس از توافق برجام، فضای تهران مملو از تبلیغات و همایش‌های مرتبط با «دوران پسابرجام» بود. در یکی از این همایش‌ها با موضوع «فرصت‌ها و ظرفیت‌های انیمیشن در دوران پسابرجام»، سخنرانانی از میان فعالان این حوزه حضور داشتند. در آن زمان رویکرد غالب میان تهیه‌کنندگان و دست‌اندرکاران، رؤیاپردازی و نگاه به آینده بر اساس تجربه‌های غربی و تحلیل پیشینه انیمیشن کشور بود. در این میان، دیدگاهی متفاوت بر اهمیت توجه به شرق، به‌ویژه چین، تأکید می‌کرد و نسبت به ازدست‌رفتن این فرصت هشدار می‌داد.

او با اشاره به ظرفیت عظیم چین، از جمله جمعیت یک‌میلیاردی و وجود هزاران سالن سینما، بیان کرده بود که حتی اگر کل ظرفیت سینمای اروپا در اختیار ایران باشد، باز هم به اندازه فرصت موجود در چین نخواهد بود. همچنین تأکید داشت که در حوزه‌هایی مانند کودک و نوجوان، قرابت فرهنگی میان ایران و کشورهای شرقی بیشتر از غرب است. در آن مقطع، او با استناد به تجربیات خود در عرصه فرهنگ و اقتصاد فرهنگ، تأکید داشت که نباید نگاه را صرفاً به غرب معطوف کرد و غفلت از شرق می‌تواند برای آینده زیان‌بار باشد.

این دیدگاه خلاف فضای رایج آن روزها مطرح می‌شد و بر این باور بود که بسیاری از فعالان فرهنگی کشور دچار محدودیت جغرافیایی در ذهن هستند و ارزش و ابعاد همکاری با کشوری چون چین را به‌درستی نمی‌شناسند. او تجربه‌های پیش از برجام را نیز یادآور شد و بر این نکته پای فشرد که باید از ظرفیت‌های شرقی برای توسعه فرهنگی و اقتصادی بهره گرفت.

سال‌ها بعد، تغییرات اقتصادی چین و ثروتمند شدن بخش بزرگی از جامعه این کشور، فرصت‌های تازه‌ای را به‌خصوص در صنایع دستی ایجاد کرد. این حوزه، در صورت تولید متناسب و هدفمند، می‌تواند سود زیادی را نصیب اقتصاد ایران کند. نگاه راهبردی به چنین بازارهایی، برخلاف محدودیت‌های ناشی از غرب‌زدگی، امکان رشد و توسعه را افزایش می‌دهد.

در این چارچوب، به نکته‌ای تاریخی اشاره شد که «غرب‌زدگی» جلال آل‌احمد همچنان معاصر و کاربردی است و خط به خط آن قابل‌انطباق با شرایط فعلی است. این پدیده خسارت‌بار، منجر به بی‌توجهی به جغرافیا و ظرفیت‌های غیرغربی شده و موجب ازدست‌رفتن فرصت‌های اقتصادی و فرهنگی متعددی گردیده است. غرب‌زدگان حتی ظرفیت‌های داخلی ایران را نیز به‌خوبی نمی‌شناسند و تحلیل‌هایشان بر همین اساس دچار خطا می‌شود.

این نگرش، هرگونه رویکرد به شرق را با اتهام و تخریب مواجه می‌کند؛ در حالی که انعقاد یک قرارداد اقتصادی با کشوری مانند چین، بلافاصله با برچسب‌هایی همچون «مستعمره‌شدن» روبه‌رو می‌شود، اما وابستگی اقتصادی به غرب و فشارهای ناشی از آن، مورد پذیرش قرار می‌گیرد. این روند توسط بخش‌هایی از نهادهای آکادمیک و سیاسی بازتولید می‌شود و مانع شکل‌گیری نگاه متوازن در تعاملات خارجی است.

اکنون و با سفر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، به چین، این دیدگاه بر ضرورت تمرکز بر نتایج عملی و امضای چند قرارداد مشترک مهم بدون توجه به مخالفت‌های جریان‌های غرب‌زده تأکید دارد؛ اقدامی که می‌تواند فرصتی برای بهره‌برداری از ظرفیت‌های واقعی و کمتر استفاده‌شده شرق باشد و مسیری متفاوت از گفت‌وگوهای کلی و بدون خروجی در روابط دوجانبه بگشاید./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا