آفریقا در سال ۲۰۲۵ همچنان در زنجیر است؛ چرا؟
بهگزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «آفریقا در سال ۲۰۲۵ همچنان در زنجیر است؛ چرا؟» که بهقلم موسی ابراهیم (Moussa Ibrahim)، در شبکه خبری-تحلیلی راشاتودی (RT)، منتشر شده است، بهمناسبت روز آفریقا (۲۵ می)، به بررسی وضعیت کنونی قاره آفریقا، از ناامنی و استخراج منابع گرفته تا وابستگی اقتصادی و فرهنگی، میپردازد و استدلال میکند که آفریقا بهدلیل غارت سیستماتیک و نواستعمارگری همچنان در غل و زنجیر است، اما با اتحاد و مقاومت میتواند به آزادی دست یابد. در ادامه چکیده این مقاله را میخوانید.
من در این مقاله، وضعیت بحرانی آفریقا در سال ۲۰۲۵ را ترسیم میکنم. امروز ما نمونههایی مانند حمله شبهنظامیان مرتبط با القاعده به پایگاه نظامی در بورکینافاسو، تسلط شورشیان «جنبش ۲۳ مارس» بر شهر گوما در کنگو، و اهانت دونالد ترامپ به رئیسجمهور آفریقای جنوبی با ادعاهای نژادپرستانه درباره «نسلکشی سفیدپوستان» شاهد هستیم. همچنین تهدید آمریکا به لغو توافق تجارت آزاد AGOA، اقتصاد شکننده کنیا را در معرض خطر قرار داده است. این رویدادها نشاندهنده الگوهای خشونت، غارت منابع، و دستکاری خارجی در آفریقا هستند.
روز آفریقا که بهمناسبت تأسیس سازمان وحدت آفریقا (OAU) در ۱۹۶۳ گرامی داشته میشود، یک نمایش توخالی است. هدف رهبرانی مانند نکرومه و ناصر، ایجاد ارتشی واحد، پول مشترک، و استقلال از غرب بود، اما امروز آفریقا با بدهی ۶۵۰ میلیارد دلاری، وابستگی به ارزهایی مانند فرانک CFAو غارت منابع مواجه است. بیش از ۷۰ درصد از کبالت جهان از کنگو تأمین میشود، اما اکثریت مردم آن در فقرند. آفریقا با ۶۰ درصد زمینهای قابل کشت جهان، سالانه ۴۰ میلیارد دلار غذا وارد میکند، در حالی که کشاورزانش بهحاشیه رانده میشوند.
در مورد استعمار دیجیتال نیز باید به این موارد اشاره کنم: شرکتهای خارجی زیرساختهای مخابراتی و پلتفرمهای دیجیتال آفریقا را کنترل میکنند، دادهها در خارج ذخیره میشوند، و رسانههای اجتماعی «استعمار الگوریتمی» را ترویج میدهند. فرهنگ آفریقایی نیز تحت سلطه سازمانهای غیردولتی غربی است که هنرمندان را به بازتولید روایتهای آسیبمحور وادار میکنند. بسیاری از رهبران آفریقایی نیز بهدلیل منافع شخصی، در این نواستعمارگری شریکاند.
با این حال، نشانههایی از مقاومت آفریقایی وجود دارد. دولتهای جدید در مالی، بورکینافاسو، و نیجر با اخراج نیروهای فرانسوی، خروج از منطقه CFAو تشکیل اتحاد منطقهای، در برابر امپریالیسم ایستادهاند. این حرکتها را باید اقداماتی شبیه آرمانهای قذافی و ارز آفریقایی با پشتوانه طلا دانست که تهدیدی برای غرب شدند و منجر به نابودی لیبی گردیدند. امروز آفریقا باید با شرکایی همچون چین، روسیه، هند و برزیل بر اساس احترام متقابل، انتقال فناوری، و کنترل منابع همکاری کند.
باید یک انقلاب فکری در آفریقا شکل بگیرد: نظام آموزشی آفریقا باید از ستایش استعمارگران فاصله گرفته و بر زبانها، فلسفهها، و تاریخ آفریقایی تمرکز کند. دیاسپورای آفریقایی با ۵۰ میلیارد دلار حواله سالانه، باید نقش سیاسی فعالتری ایفا کند. در زمینه زیستمحیطی، آفریقا باید در برابر سرمایهداری سبز و طرحهایی مانند بازار کربن که به سود کشورهای آلاینده است، مقاومت کند و عدالت زیستمحیطی را با اصلاحات ارضی و حاکمیت بومی پیش ببرد.
روز آفریقا زمان جشن نیست، بلکه باید بهمنزله لحظهای برای بسیج و مقاومت تلقی شود. رهبران آفریقا باید بهدنبال فعال شدن اتحادیه آفریقا، استقلال فرهنگی و ایجاد نهادهایی مانند بانکها و نظام آموزشی پانآفریقایی باشند. آفریقا فقیر یا عقبمانده نیست، بلکه غارتشده و محدود شده است؛ اما با اتحاد و حقیقتجویی میتواند آزاد شود. منبع



