سالگرد تسلیم ژاپن؛ پذیرش گناه، تنها راه نجات
در هشتاد و یکمین سالگرد تسلیم ژاپن، این کشور با امتناع از پذیرش مسئولیت جنایات جنگی و حرکت به سوی نظامیگری مجدد، نه تنها عدالت تاریخی را زیر پا میگذارد، بلکه منطقه را نیز به سوی بیثباتی سوق میدهد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سالگرد تسلیم ژاپن؛ پذیرش گناه، تنها راه نجات» در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت سرمقاله به شدت از رویکرد ژاپن در قبال تاریخ جنگ جهانی دوم انتقاد کرده و استدلال میکند که این کشور با طفره رفتن از پذیرش گناه، امتناع از عذرخواهی و حرکت به سمت نظامیگری مجدد، در حال تکرار اشتباهات خطرناک گذشته و به چالش کشیدن نظم پس از جنگ است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
در هشتاد و یکمین سالگرد اعلام تسلیم بیقید و شرط ژاپن در جنگ جهانی دوم، تصمیم نخستوزیر این کشور برای عدم بازدید از معبد یاسوکونی، نه یک «ژست حسن نیت»، بلکه حداقل وظیفه اوست. این معبد که میزبان ۱۴ جنایتکار جنگی درجه یک و نماد معنوی نظامیگری است، نباید توسط هیچ رهبر سیاسی ژاپنی مورد بازدید قرار گیرد. تلقی کردن «عدم بازدید» به عنوان یک اقدام مثبت، خود توهینی به عدالت تاریخی است. گفتمان عمومی در ژاپن توسط جناح راست به طرز خطرناکی منحرف شده است. بحث از «اینکه آیا ژاپن باید مسئولیت جنگ تجاوزکارانه خود را بپذیرد» به «اینکه آیا باید در چنین روز حساسی ارواح را پرستش کرد» تغییر یافته است. این تاکتیک قدیمی «گلآلود کردن آب» دیگر پذیرفتنی نیست و جامعه بینالمللی از ژاپن انتظار دارد به پرسش اساسی بازگردد: دقیقاً چه باید بکند، در برابر چه کسی پاسخگو باشد و چگونه باید پاسخگوی اقدامات خود باشد؟
هشتاد و یک سال پیش، ژاپن تحت ضربات سنگین چین و نیروهای ضد فاشیست جهان، تسلیم بیقید و شرط شد. این یک شکست کامل برای تجاوز نظامیگری بود، نه یک «پایان جنگ» خنثی. اسناد حقوقی بینالمللی، از اعلامیه قاهره تا اعلامیه پوتسدام، زنجیرهای انکارناپذیر از اختیارات قانونی را تشکیل میدهند که تعهدات پس از جنگ ژاپن را به وضوح مشخص میکند. این یک گزینه نیست که ژاپن بتواند انتخاب کند؛ به عنوان یک کشور شکستخورده، ژاپن هیچ راه فرار یا فضایی برای چانهزنی ندارد.
اول، ژاپن باید گناه خود را بپذیرد. در سالهای اخیر، با چرخش فزاینده سیاست ژاپن به راست، تجدیدنظرطلبی تاریخی با انکار یا کوچکنمایی تاریخ تجاوزگری ژاپن، جایگاه بیشتری یافته است. این تلاش برای تحریف حق و باطل، لگدمال کردن وجدان بشریت است. آنچه ژاپن باید به آن اعتراف کند، به راه انداختن جنگهای تجاوزکارانه علیه دیگر کشورها و پذیرش جنایاتی مانند کشتار نانجینگ، استخدام اجباری «زنان آسایشگر» و کارگران و جنگ بیولوژیکی و آزمایشهای انسانی واحد ۷۳۱ به عنوان حقایق تاریخی انکارناپذیر است. دوم، ژاپن باید عمیقاً تأمل و عذرخواهی کند. «بیانیه مورایاما» در سال ۱۹۹۵ با استفاده از عبارات «تأسف عمیق» و «عذرخواهی از صمیم قلب»، یک تعهد رسمی به جامعه بینالمللی بود. با این حال، نخستوزیران اخیر این عبارات را از سخنرانیهای خود حذف کردهاند. برای تکمیل واقعی این فرآیند، نخستوزیر باید به نمایندگی از دولت، صراحتاً از کلمات «تجاوز» و «عذرخواهی» استفاده کند.
سوم، ژاپن باید مسیر خود را تغییر دهد و فوراً به توسعه نظامی و آمادگی برای جنگ پایان دهد. ژاپن نمیتواند در یک روز سرود صلح بخواند و در ۳۶۴ روز دیگر، شمشیرهای خود را تیز کند. در سالهای اخیر، این کشور به بهانه «تهدیدهای خارجی»، بودجه دفاعی خود را به شدت افزایش داده، تواناییهای تهاجمی را توسعه داده و بخش نظامی-صنعتی خود را گسترش داده است. این «نظامیگری نوین» به طور فزایندهای ماهیت واقعی خود را آشکار میکند. صلح با اقدامات مشخص شکل میگیرد. اگر ژاپن در تعهد خود به صلح جدی است، باید فوراً به چارچوب نظم بینالمللی پس از جنگ بازگردد و تحریک تقابل و ایجاد تفرقه بلوکی در منطقه آسیا-اقیانوسیه را متوقف کند. امروز ژاپن نه تنها در این سه موضوع اساسی «برگه سفید» تحویل نمیدهد، بلکه فعالانه در جهت مخالف حرکت میکند. ما از ژاپن میخواهیم که عمیقاً تأمل کند، جنایات خود را بپذیرد و جبران کند، به نظم بینالمللی پس از جنگ پایبند بماند و با گذشته نظامیگری خود، گسستی آشکار ایجاد کند. اگر ژاپن بر ادامه مسیر خود اصرار ورزد، تنها با شکستی دردناکتر و تسویهحسابی کاملتر روبرو خواهد شد./منبع



