آسیاآمریکااروپاانتخاب سردبیرخارجینظام بین‌الملل و نهادها

بیست‌وپنجمین اجلاس سازمان همکاری شانگهای و آینده توازن قدرت جهانی

در زمانی که جهان با قطب‌بندی‌های بین‌المللی و تشدید تنش‌های ژئوپلیتیک روبه‌روست، چین چشم‌اندازی متفاوت برای مناسبات قدرت جهانی ارائه داد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «بیست‌وپنجمین اجلاس سازمان همکاری شانگهای و آینده توازن قدرت جهانی» به قلم معتصم صدیق (Moatasim Siddiq) و عبدالرؤوف الغنیمی (Abdul Raouf al-Ghonaimy) در موسسه بین‌المللی مطالعات ایران (RASANAH) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی نقش چین، روسیه و اعضای سازمان همکاری شانگهای در شکل‌دهی نظم چندقطبی و بازتعریف توازن قدرت جهانی می‌پردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

در دوران کنونی، جهان با تغییرات بنیادین و پیچیده‌ای در عرصه سیاست بین‌الملل مواجه است. قطب‌بندی‌های جهانی که پس از جنگ سرد شکل گرفته بودند، در حال تحول‌اند و قدرت‌های نوظهور در حال بازتعریف نقشه سیاسی، اقتصادی و امنیتی جهان هستند. در این چارچوب، بیست‌وپنجمین اجلاس سازمان همکاری شانگهای (SCO) که در تیانجین برگزار شد، نقطه عطفی در شکل‌دهی نظم نوین بین‌المللی و تغییر توازن قدرت جهانی محسوب می‌شود. این اجلاس با حضور تقریباً ۲۰ رهبر جهان، از جمله روسای جمهور چین، روسیه، هند و دیگر اعضا و ناظرین، نه‌تنها نمادی از همگرایی کشورهای جنوب جهانی و قدرت‌های متوسط بود، بلکه تلاشی برای ارائه الگویی جایگزین در برابر نظم تک‌قطبی تحت رهبری آمریکا به شمار می‌رفت.

سازمان همکاری شانگهای که در ابتدا با هدف همکاری اقتصادی و امنیتی منطقه‌ای میان کشورهای عضو آسیای میانه شکل گرفته بود، طی دو دهه گذشته به سکویی برای بازتعریف همکاری‌های چندجانبه تبدیل شده است. اجلاس تیانجین نشان داد که این سازمان نه‌تنها ظرفیت سیاسی و اقتصادی، بلکه توان نظامی و راهبردی قابل‌توجهی دارد. در حالی که کشورهای غربی همچنان تلاش می‌کنند نظم جهانی را بر مبنای هژمونی اقتصادی و نظامی آمریکا پیش ببرند، سازمان همکاری شانگهای  با محوریت چین و روسیه و مشارکت هند و دیگر کشورها، نشان داد که می‌تواند به قدرتی مؤثر در توازن جهانی تبدیل شود.

از ابتدای سال ۲۰۲۵، جهان شاهد ناپایداری‌های گسترده‌ای در عرصه سیاست بین‌الملل بود. سیاست‌های یکجانبه آمریکا، به‌ویژه اعمال تعرفه‌های سنگین، محدودیت‌های تجاری و فشارهای نظامی و سیاسی بر متحدین و رقبای خود، باعث شکل‌گیری موجی از نارضایتی جهانی شد. کشورهای جنوب جهانی و قدرت‌های متوسط، به‌ویژه چین، روسیه و هند، با بهره‌برداری از این نارضایتی، گام‌های مهمی در جهت ایجاد ساختاری چندقطبی برداشتند. اجلاس سازمان همکاری شانگهای  در تیانجین دقیقاً در این چارچوب برگزار شد و تلاش داشت تا نشان دهد که یک جایگزین عملی و واقعی برای نظم تک‌قطبی وجود دارد.

یکی از نکات برجسته اجلاس تیانجین، رژه نظامی بزرگ چین بود که برخی رسانه‌ها آن را بزرگ‌ترین رژه نظامی تاریخ این کشور توصیف کردند. این رژه نه‌تنها نمایش قدرت نظامی چین بود، بلکه پیام‌های راهبردی متعددی را نیز منتقل کرد. نخست، تثبیت دکترین بازدارندگی چین در برابر تهدیدات خارجی و نشان‌دادن آمادگی کامل نظامی برای دفاع از منافع ملی و منطقه‌ای بود. دوم، با تمرکز بر سه‌گانه هسته‌ای و قابلیت‌های موشکی و پهپادی، چین نشان داد که توانایی ایجاد تعادل جهانی وحشت را دارد. سوم، این رژه نمایانگر حرکت به سوی استقلال صنایع نظامی و کاهش وابستگی به فناوری‌های غربی به‌ویژه در حوزه هوافضا، سامانه‌های پدافند موشکی و پهپادها بود.

اجلاس سازمان همکاری شانگهای و رژه نظامی چین همچنین تأثیرات عمیقی بر جغرافیای سیاسی داشت. از یک سو، کشورهای اروپایی و آمریکا این اقدامات را تهدیدی برای هژمونی خود دانستند و نسبت به تقویت بلوک ضدغرب ابراز نگرانی کردند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، این اجلاس و نمایش نظامی چین را توطئه‌ای علیه ایالات متحده توصیف کرد و هشدار داد که چنین اتحادهایی می‌تواند توازن قدرت جهانی را به‌نفع پکن و شرکای آن تغییر دهد. از سوی دیگر، کشورهای جنوب جهانی و ناظران مستقل، این تحولات را فرصتی برای کاهش وابستگی به آمریکا و ایجاد روابط متوازن‌تر و چندجانبه در عرصه جهانی دانستند.

اقتصاد نیز در این اجلاس جایگاه ویژه‌ای داشت. چین و دیگر اعضای سازمان همکاری شانگهای بر اهمیت همکاری‌های اقتصادی، تجارت آزاد و پروژه‌های زیرساختی منطقه‌ای تأکید کردند. این سازمان اکنون نزدیک به نیمی از جمعیت جهان را تحت پوشش دارد و سهم قابل‌توجهی از تولید ناخالص داخلی، منابع انرژی و معادن راهبردی جهانی را نیز در اختیار دارد. این واقعیت نشان می‌دهد که سازمان همکاری شانگهای نه‌تنها در عرصه نظامی و سیاسی، بلکه در حوزه اقتصادی نیز می‌تواند یک بازیگر کلیدی در بازتنظیم توازن‌های جهانی باشد و فشارهای آمریکا را در سطح بین‌المللی کاهش دهد.

یکی دیگر از ابعاد مهم اجلاس، تعامل میان چین، روسیه و هند بود. به‌‌رغم اختلافات تاریخی و مرزی میان چین و هند، این سه کشور توانستند راهبردی مشترک برای مقابله با سیاست‌های یکجانبه آمریکا و تقویت همکاری‌های چندجانبه تدوین کنند. این اتحاد نشان می‌دهد که قدرت‌های نوظهور می‌توانند با وجود چالش‌های داخلی و تاریخی، منافع مشترک خود را در سطح جهانی دنبال نموده و نظم جدیدی مبتنی بر همکاری و توازن ایجاد کنند.

نقش روسیه در این اجلاس نیز قابل‌توجه بود. پس از تحریم‌ها و فشارهای گسترده غرب، روسیه توانست با حضور فعال در سازمان همکاری شانگهای و همکاری با چین و هند، نفوذ خود را در آسیا و جهان گسترش دهد. این کشور با ارائه راهکارهای اقتصادی و امنیتی، نشان داد که به‌‌رغم فشارهای غرب، قادر است جایگاه خود را به‌عنوان یک قدرت کلیدی در توازن جهانی حفظ کند.

با این حال، مسیر تحقق اهداف سازمان همکاری شانگهای و ایجاد نظم چندقطبی جهانی بدون چالش نیست. اختلافات تاریخی میان اعضا، تفاوت دیدگاه‌ها نسبت به نظام بین‌المللی، فشارهای اقتصادی و سیاسی غرب و نیاز به هماهنگی در حوزه‌های مختلف، مانع از تحقق کامل اهداف چین و دیگر اعضا می‌شود. با این وجود، اجلاس تیانجین نشان داد که اراده سیاسی و توانمندی نظامی و اقتصادی چین و شرکای آن، می‌تواند تحول قابل‌توجهی در توازن قدرت جهانی ایجاد کند.

به طور کلی، بیست‌وپنجمین اجلاس سازمان همکاری شانگهای و رژه نظامی چین در تیانجین، نمادی از ظهور این کشور به‌عنوان رهبری نوظهور در جنوب جهانی و بازیگری تأثیرگذار در بازتنظیم توازن قدرت جهانی بود. این اجلاس نشان داد که جهان در حال حرکت به سوی ساختاری چندقطبی است و قدرت‌های نوظهور می‌توانند با همکاری و اتحاد، جایگاه خود را در نظام جهانی تثبیت کنند. در حالی که آمریکا همچنان قدرت غالب نظامی و اقتصادی جهان به شمار می‌رود، سازمان همکاری شانگهای با تمرکز بر همکاری‌های چندجانبه، امنیت جمعی و توسعه اقتصادی، به سکویی برای بازتعریف قدرت و ایجاد توازن در جهان تبدیل شده است.

اجلاس تیانجین نه‌تنها فرصتی برای بررسی روابط میان اعضای سازمان همکاری شانگهای فراهم کرد، بلکه بستری برای تعریف سیاست‌های بلندمدت منطقه‌ای و جهانی ایجاد نمود. این اجلاس نشان داد که تغییر توازن قدرت جهانی نه‌تنها ناشی از قدرت اقتصادی و نظامی، بلکه از دیپلماسی فعال، اتحاد راهبردی و توانمندی در ایجاد همکاری‌های چندجانبه نیز سرچشمه می‌گیرد. در نهایت، سازمان همکاری شانگهای به مثابه پلی میان قدرت‌های نوظهور و نظم جهانی آینده عمل می‌کند و نقش خود را به عنوان یک بازیگر مؤثر در سیاست جهانی تثبیت کرده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا