سیاست دوگانه واشنگتن در قبال تایوان: کاخ سفید راست میگوید یا وزارت خارجه؟
تناقض میان اظهارات خویشتندارانه ترامپ و اقدامات تحریکآمیز مقامات وزارت خارجه، یک سیاست خطرناک و دوگانه را در قبال تایوان به نمایش میگذارد که با ایجاد توهم برای جداییطلبان، ثبات منطقه را تضعیف میکند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «سیاست دوگانه واشنگتن در قبال تایوان: کاخ سفید راست میگوید یا وزارت خارجه؟» به قلم های فنگ (Hai Feng) در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت با تحلیل تناقض میان سیگنالهای خویشتندارانه دونالد ترامپ و اقدامات تحریکآمیز ریموند گرین، مقام آمریکایی در تایوان، استدلال میکند که این ناهماهنگی یک سیاست ساختاری و خطرناک است که در آن مراکز مختلف قدرت در واشنگتن از «کارت تایوان» برای منافع خود استفاده میکنند و با ارسال سیگنالهای گمراهکننده، فضا را برای جداییطلبان باز و ثبات منطقه را تهدید میکنند. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
هنگامی که پکن از ریموند گرین، مدیر موسسه آمریکایی در تایوان، به دلیل حمایت از اقدامات تحریکآمیز حزب حاکم این جزیره انتقاد کرد، یک سخنگوی گمنام وزارت خارجه آمریکا با این ادعا که «اتهامات چین بیاساس است»، پاسخ داد. این واکنش که در ظاهر قاطع به نظر میرسد، در عمل ضعیف است و این پرسش را مطرح میکند که چه چیزی «بیاساس» است؟ اساس اتهامات چین، اظهارات و اقدامات علنی خود گرین است؛ از تحریف عمدی «وضعیت موجود» در دو سوی تنگه و ترویج ایده «لانه زنبور» برای پهپادهای تایوان گرفته تا حمایت از «تواناییهای نامتقارن» این جزیره. اینها چیزی جز تحریک رویارویی و جنگ و حمایت از جداییطلبان برای مقاومت مسلحانه در برابر اتحاد مجدد نیست. چرا پکن گرین را هدف قرار داد؟ زیرا اقدامات او، دخالت مستقیم در امور داخلی چین است. بنابراین، ادعای «بیاساس بودن» نمیتواند حقایق را پاک کند. مهمتر از آن، اظهارات گرین در تضاد کامل با سیگنالهای «چهار نه» دونالد ترامپ است: عدم حمایت از استقلال تایوان، عدم تمایل به جنگیدن برای تایوان و عدم تعهد به ادامه فروش تسلیحات. این ناهماهنگی آشکار نشان میدهد که سیاست آمریکا در قبال تایوان از گسست میان لفاظی و اجرا رنج میبرد.
این موضوع به پرسش دوم و اصلیتر میرسد: چه کسی واقعاً در مورد سیاست آمریکا در قبال تایوان تصمیم نهایی را میگیرد؟ اگر سخنگوی گمنام نماینده وزارت خارجه باشد، به این معناست که دولت آمریکا علناً به یک سیاست دوگانه اعتراف میکند. اگر هم اظهارات ترامپ ملاک باشد، پس این پاسخ ایمیلی، تلاشی برای تضعیف و حتی خنثی کردن سیگنال خویشتنداری از سطح ریاستجمهوری است. این رویه، نمایشگر بازی آشنای بوروکراسی آمریکاست: رئیسجمهور بیانیههای اصولی صادر میکند، در حالی که دستگاه دیپلماسی در عمل مرزها را جابهجا میکند و اگر مشکلی پیش آید، به سپر ایمنی چهارکلمهای «سیاست ما تغییر نکرده است» پناه میبرند. سیاست آمریکا در قبال تایوان، یک ترکیب ترکیبی از صداها، خطوط عملیاتی و لایههای محاسباتی متعدد است. رئیسجمهور، وزارت خارجه، مجتمع نظامی-صنعتی و «بازها» در کنگره، هر کدام ملاحظات، برنامهها و منافع خاص خود را دارند و مسئله تایوان به مفیدترین کارت برای همه این نیروها تبدیل شده است؛ برخی از آن برای فشار بر چین، برخی به عنوان اهرم چانهزنی و برخی برای پیشبرد منافع شخصی یا نهادی استفاده میکنند.
این ساختار توضیح میدهد که چرا آمریکا مدتهاست در مورد مسئله تایوان یک چیز میگوید و کار دیگری انجام میدهد: در لفظ ادعای صلح میکند، اما در عمل جزیره را مسلح میکند؛ میگوید از استقلال حمایت نمیکند، اما در عمل فضا را برای محاسبات اشتباه خطرناک جداییطلبان باز میگذارد؛ و اصرار دارد که سیاستش تغییر نکرده، در حالی که به مقامات خط مقدم اجازه میدهد مرزها را جابهجا کنند. ماجرای گرین، تجلی فشرده این تناقض ساختاری است. آنچه واقعاً نگرانکننده است، نه شخص گرین، بلکه ماشین سیاستگذاری آمریکا در قبال تایوان است که پشت سر او عمل میکند. بزرگترین خطر این ماشین آن است که از یک سو از ابهام راهبردی برای ایجاد فضای مانور استفاده میکند و از سوی دیگر، نیروهای «باز» درون سیستم، این ابهام را به سمت حمایت واقعی سوق میدهند. با گذشت زمان، آنچه جهان میبیند این نیست که «موضع آمریکا پیچیده است»، بلکه این است که همیشه افرادی در داخل آمریکا از «استقلال تایوان» حمایت میکنند. اگر مقامات تایوان این توهم را با واقعیت اشتباه بگیرند، خطرات در دو سوی تنگه گام به گام افزایش خواهد یافت. این ماجرا میتواند مستقیماً بر مسیر کلی روابط چین و آمریکا تأثیر بگذارد و ثبات تعاملات سطح بالا در آینده، نه به لفاظیهای زیبا، بلکه به توانایی واشنگتن در مهار این اقدامات خطرناک بستگی خواهد داشت./منبع



