روابط ایران و روسیه؛ میان ضرورت عملگرایی و پرهیز از وابستگی
حفظ موازنه در روابط راهبردی تهران و مسکو چقدر ضرورت دارد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «روابط ایران و روسیه؛ میان ضرورت عملگرایی و پرهیز از وابستگی»، نوشته حسن بهشتیپور در مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا منتشر شده است. این یادداشت با نگاهی واقعبینانه به روابط دوجانبه میپردازد و استدلال میکند که ایران تحت تحریمهای گسترده، ناگزیر از بهرهگیری از ظرفیت همکاری با روسیه است، اما باید با تنوعبخشی به شرکای خارجی و حفظ استقلال، از وابستگی بیش از حد پرهیز کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
سفر اخیر عباس عراقچی به روسیه، بار دیگر روابط تهران و مسکو را در کانون توجه قرار داده است. این روابط همواره میان دو قطب «بدبینی تاریخی» و «عملگرایی سیاسی» در نوسان بوده و هر تحول دیپلماتیک، موافقان و منتقدانی را به همراه دارد.
گروهی این همکاری را ضرورتی اجتنابناپذیر در شرایط تحریم و فشار غرب میدانند و گروه دیگر نسبت به پیامدهای وابستگی بیش از حد هشدار میدهند. درک این رابطه نه با روسستیزی افراطی ممکن است و نه با روسیهستایی سادهانگارانه. تجربه تاریخی، از دوره قاجار با قراردادهای ترکمنچای و گلستان و قتل گریبایدوف، تا دوره پس از انقلاب اسلامی، نشان میدهد که فهرست انتقادهای متقابل دو کشور کم نیست. با این حال، تمرکز صرف بر این انتقادها به فهم شرایط کنونی و تصمیمگیری راهبردی کمکی نمیکند.
ایران امروز با واقعیتی انکارناپذیر روبهروست: کشوری تحت تحریمهای گسترده که برای کاهش فشارهای اقتصادی و سیاسی ناگزیر است از ظرفیت همسایگان و شرکای غیرغربی استفاده کند. ایران با پانزده کشور از طریق خشکی و دریا همسایه است و روسیه یکی از این همسایگان مهم بهشمار میرود که از طریق دریای خزر با ایران ارتباط دارد. در چنین شرایطی، نه میتوان نقش روسیه را نادیده گرفت و نه میتوان همه ظرفیت سیاست خارجی را به این کشور گره زد.
فرصتهای همکاری میان تهران و مسکو کم نیست. توسعه انرژی هستهای صلحآمیز، تبادل انرژی بهویژه در حوزه گاز برای جبران کمبود مصرف در زمستان، و توسعه خطوط ریلی در چارچوب کریدور شمال-جنوب از مهمترین زمینههای همکاری بالقوه هستند. این پروژهها در صورت طراحی و اجرا با نگاه اقتصادی و منافع ملی، برای هر دو طرف سودمند خواهند بود.
شرط اساسی موفقیت این همکاریها، حفظ تنوع در سیاست خارجی ایران است. تجربه روابط بینالملل نشان میدهد هر کشوری که خود را محتاج یک شریک خاص نشان دهد، زمینه سوءاستفاده را فراهم میکند و روسیه نیز از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین، سیاست متوازن ایجاب میکند که ایران در کنار روسیه، روابط خود را با چین، هند، کشورهای عضو بریکس، اتحادیه اوراسیا و همچنین همسایگان منطقهای مانند عراق، ترکیه، آذربایجان، ارمنستان و کشورهای حوزه خلیج فارس گسترش دهد. در میان کشورهای عربی، عمان و قطر روابط نسبتاً نزدیکی با ایران دارند، در حالی که چالشهایی با امارات، بحرین و تا حدی کویت و عربستان همچنان پابرجاست. مدیریت این شبکه پیچیده از روابط، دست ایران را برای چانهزنی بازتر میکند و مانع از وابستگی به یک بازیگر خاص میشود.
موضعگیریهای اخیر روسیه و چین درباره جزایر سهگانه نیز نیازمند تحلیل دقیق و غیرهیجانی است. برخلاف برخی برداشتها، مسکو و پکن حاکمیت امارات بر این جزایر را بهرسمیت نشناختهاند، بلکه از حلوفصل اختلاف در چارچوبهای حقوقی بینالمللی سخن گفتهاند. با این حال، سیاست ایران روشن است: حاکمیت ملی موضوع داوری نیست. همانگونه که چین نسبتبه هرگونه تشکیک در حاکمیت خود بر تایوان حساس است، ایران نیز چنین حساسیتی درباره جزایر سهگانه دارد. درک تفاوت برداشتها و منافع طرف مقابل، بهمعنای بیتفاوتی نیست، بلکه شرط لازم برای واکنش دقیق و حسابشده است. در نهایت، روابط ایران و روسیه زمانی میتواند در خدمت منافع ملی قرار گیرد که بر پایه استقلال، تنوع در شرکای خارجی و نگاه واقعگرایانه بنا شود. نه انتقاد صرف راهگشاست و نه اعتماد بیقیدوشرط؛ آنچه اهمیت دارد، حفظ موازنهای هوشمندانه در سیاست خارجی است./ منبع



