اروپاامنیت و دفاعخارجی

آیا بدون اینکه متوجه شویم، با روسیه وارد جنگ شده‌ایم؟

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «آیا بدون اینکه متوجه شویم، با روسیه وارد جنگ شده‌ایم؟» از مارک گالئوتی (Mark Galeotti) در اسپکتیتور (Spectator) منتشر شده است. این یادداشت با نگاهی تحلیلی، به بررسی استفاده رهبران روسیه و غرب از واژه جنگ و ابزارهای مختلف تقابل، از جمله جنگ هیبریدی، سایبری و سیاسی، پرداخته و نشان می‌دهد که تعابیر رسانه‌ای و سیاسی از جنگ اغلب بیش از واقعیت نظامی، بر اهداف سیاسی و عمومی تأثیر می‌گذارد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.


آیا جهان وارونه شده است؟ رئیس‌جمهور سابق روسیه، دیمیتری مدودف، که معمولاً با پست‌های تند و تهدیدآمیز در شبکه‌های اجتماعی شناخته می‌شود، اخیراً لحن خود را ملایم‌تر کرده، در حالی که برخی چهره‌های غربی آن را به‌شدت تشدید می‌کنند. صدر اعظم آلمان، فریدریش مرتس، با اشاره به اینکه «ما در جنگ نیستیم اما دیگر در صلح هم به‌سر نمی‌بریم»، تلاش کرد موضوع را نسبی جلوه دهد. هم‌زمان، دونالد توسک، نخست‌وزیر لهستان این تقابل را نوعی «جنگ جدید» نامید و بارونس مانینگام بولر، مدیر سابق MI5، اشاره کرد که ممکن است ما «هم‌اکنون در جنگ با روسیه باشیم» و این جنگ شامل خصومت‌های گسترده، حملات سایبری و فعالیت‌های اطلاعاتی است. رسانه‌ها نیز با تأکید بر احتمال وقوع جنگ جهانی سوم، فضا را ملتهب کرده‌اند.

مدودف در تلگرام خطر درگیری مستقیم را کم‌اهمیت جلوه داد و بیان کرد سناریوهای جنگ با روسیه در پنج سال آینده واقع‌گرایانه نیست، هرچند احتمال وقوع حادثه‌ای مرگبار همواره وجود دارد و هوشیاری ضروری است. وی تأکید کرد که هرگونه درگیری با خطر واقعی تبدیل به جنگ با سلاح‌های کشتار جمعی همراه است. این اختلافات لحن، تا حدی نشان‌دهنده محدودیت‌های زبانی در تعریف جنگ است، چرا که جنگ به‌طور معمول به درگیری مسلحانه میان دولت‌ها اطلاق می‌شود و احتمال وقوع چنین جنگی هنوز کم است. اصطلاحاتی مانند جنگ هیبریدی، جنگ سیاسی، جنگ غیرسنتی و حتی جنگ در «منطقه خاکستری» برای توصیف تلاش‌های طرفین در اعمال فشار، تحریم، و اطلاعات نادرست به‌کار می‌روند.

هم روسیه و هم نهادهای غربی از واژه «جنگ» به اهداف سیاسی بهره می‌برند. وزارت خارجه روسیه، با تکرار ادعای پوتین، تقابل فعلی را نتیجه تحریک غرب و اعلام «جنگ واقعی» از سوی ناتو و اتحادیه اروپا معرفی می‌کند. هم‌زمان، هزینه‌های اقتصادی جنگ افزایش می‌یابد؛ به‌طور مثال، مالیات بر ارزش افزوده از ۲۰ درصد به ۲۲ درصد می‌رسد و مالیات‌های غیرمستقیم دیگر نیز افزایش پیدا می‌کند. بیان مسئله جنگ، ابزاری برای پذیرش این هزینه‌ها است، در حالی که مسکو به‌خوبی از نگرانی‌ها نسبت به خطرات بالقوه، مانند محدودیت سوخت و حملات پهپادی اوکراینی، آگاه است و تلاش‌هایی مانند مداخلات مدودف برای کاهش ترس انجام می‌شود.

از سوی دیگر، در حالی که ترامپ به‌طور نمادین از اوکراین حمایت می‌کند اما از جنگ فاصله می‌گیرد، فشارها بر اروپا برای تأمین مالی و پشتیبانی از اوکراین افزایش می‌یابد. علاقه‌مندی‌هایی که توسط کی‌یر استارمر و امانوئل ماکرون برای اعزام نیروهای صلح‌بانی مطرح می‌شود، بعید است به نتیجه برسد، اما همچنان نشان‌دهنده جنگی است که توسط اوکراینی‌ها انجام شده و توسط اروپایی‌ها تأمین مالی می‌شود، در زمانی که فشارهای اقتصادی در حال افزایش است. پیام غالب این است که حتی اگر هزینه‌های اصلی تاکنون محدود به تأخیرهای فرودگاهی و نقض‌های جزئی حریم هوایی روسیه باشد، این جنگ ما را نیز درگیر کرده است.

تهدید واقعی از سوی نفوذ و خرابکاری روسیه وجود دارد، اما آیا این تهدید به‌قدر وحشت و گستردگی واژه جنگ است؟ مرز این اقدام روسیه را به‌عنوان «جنگ علیه دموکراسی و آزادی ما» معرفی می‌کند، در حالی که برخی تهدیدهای واقعی به آزادی و دموکراسی ممکن است بسیار نزدیک‌تر باشند. توسک به‌صراحت گفت وظیفه اصلی رهبران اروپایی، آگاه‌سازی جوامع غربی نسبت به جنگ است تا مردم هزینه‌ها را بپذیرند و مانند همتایان روس خود، آمادگی پرداخت این بهای سیاسی و اقتصادی را داشته باشند./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا