مخالفان بعدی روسیه دیگر لیبرال نخواهند بود
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «مخالفان بعدی روسیه دیگر لیبرال نخواهند بود» نوشته الکسی کووالف (Alexey Kovalev) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است. این یادداشت به بررسی بحران شدید در ارتش روسیه و فروپاشی اعتماد عمومی به دولت و نظامیان پرداخته و نشان میدهد که نارضایتیها در حال تبدیلشدن به یک نیروی گسترده و ضد حکومتی است. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
در میان روسها که جنگ در اوکراین را دنبال میکنند، تأثیر طولانیمدت و دلسردکننده داستان ارنست و گودوین، نامهای مستعار دو خلبان باتجربه پهپاد ارتش روسیه در اوکراین، قابل اغراق نیست. در ماه سپتامبر ۲۰۲۴، پس از اینکه آنها فساد فرمانده خود را فاش کردند، به جبهه فرستاده شدند تا در عملیاتی موسوم به «مأموریت خنثیسازی» شرکت کنند؛ که این یک اصطلاح رسمی ارتش روسیه برای حملهای است که تضمینکننده مرگ فرد است. مرگ آنها در اوکراین باعث خشم عمومی در کانالهای تلگرامی طرفدار جنگ شد و حتی کرملین را مجبور به واکنش عمومی کرد. سرهنگ ایگور پوزیک، فرمانده فاسدی که این دو خلبان را به مرگ فرستاده بود، هنوز فرمانده گردان خود است و به طور منظم در تلویزیون دولتی ستایش میشود. میان سربازان قراردادی، واژه «پوزیکوفسچینا» به یک اصطلاح تلخ تبدیل شده که به ساختار فرماندهی ارتش روسیه اشاره دارد که با بیمسئولیتی، ناتوانی و خیانت کشنده پر شده است؛ هشداری که دیگر نه شایستگی و نه وفاداری شما را از سوءاستفاده، آزار و حتی کشته شدن در برابر فساد و امیال یک فرمانده محافظت میکند.
پوزیکوفسچینا اکنون به معنای فروپاشی سیستماتیک اعتماد میان فرماندهان ارتش و سربازان آن است. این مشکل دیگر محدود به موارد جداگانه نیست؛ بلکه همهگیر شده است. کل گردانها به قلمروهای خصوصی تبدیل شدهاند که در آنها افسران منابع را میدزدند، سوختی که باید به سربازان برسد را میفروشند و به شکایتها با فرستادن شکایتکنندگان به مأموریتهای خنثیسازی در جبهه پاسخ میدهند. در کانال تلگرامی یک سرباز بسیجشده با نام کاربری «والت ۸»، هزاران سرباز قراردادی توصیف شدهاند که به آنها قول داده شده بود که قرارداد یکساله داشته باشند، اما پس از امضای قرارداد، مدت خدمت آنها به طور نامحدود تمدید شده است. حتی تیمهای غواصی و اپراتورهای موشکهای بالستیک قارهپیما به طور اجباری به سربازان پیادهنظام حمله تبدیل شدهاند، بدون توجه به مهارتها یا شرایط پزشکیشان، چرا که برای ستاد کل روسیه به عنوان آماج گلوله بیشتر از متخصصان ارزش دارند.
در میان سربازان معمولی قراردادی و نیروهای بسیجشده، اکنون تقریباً تحقیر همگانی نسبت به ژنرالهای نظامی وجود دارد، که بسیاری از آنها به دلیل پارتیبازی، ناتوانی فاحش و بیتوجهی به تلفات فاجعهبار در جبههها معروف شدهاند. ژنرال آلکساندر لاپین به نماد این شکاف تبدیل شد پس از اینکه در حالی که نیروهای روسی تحت فرمان او در حال عقبنشینی در منطقه خارکف اوکراین در سال ۲۰۲۲ بودند، مدالی به پسر خود اعطا کرد، حرکتی که اکنون به عنوان نمادی از بیتوجهی فرماندهی عالی به یاد میآید. سرهنگ ژنرال روستام مرادوف با حملات بیپایان خود به نزدیکی شهر اوکراینی ووهلدار، که اولین حمله روسها به آن در ژانویه ۲۰۲۳ صورت گرفت و نزدیک به دو سال طول کشید تا تصرف شود، موجب تلفات گستردهای در میان سربازان روسی شد و نامش با شکست و بیتوجهی به جان انسانها گره خورد.
این فساد نهادی منجر به تصمیمات فاجعهبار نظامی شده و جبههای از مخالفت ایجاد کرده است که بسیار وسیعتر از هر آن چیزی است که ولادیمیر پوتین در دوران صلح با آن مواجه شده بود. برآورد من از تلفات نظامی روسیه بر اساس منابع مختلف، ۳۵۰ هزار کشته است؛ یا نزدیک به یک میلیون نفر اگر کسانی که به دلیل قطع اعضا یا دیگر صدمات دائمی قادر به بازگشت به خدمت نیستند، شامل شوند. بسیاری از این افراد به عنوان مفقودالاثر اعلام شدهاند، از جمله دهها هزار جسد که هنوز یافت نشدهاند. از زمان پیشرویهای اولیه روسیه در هفتههای نخست حمله، این تلفات هیچ دستاورد سرزمینی معناداری به همراه نداشته است؛ روسها که به دقت پیگیر جنگ هستند میدانند که افسانه ماشین جنگی بیوقفه روسیه با واقعیت در میدان نبرد تطابق ندارد.
دولت روسیه در تلاش است تا این نارضایتی را با استفاده از سرکوب، زندانی کردن منتقدان سرسخت، و حملات رسانهای علیه خیانتکاران مهار کند، اما این استراتژی زمانی شکست میخورد که نارضایتی دیگر تنها به تعداد کمی از شخصیتهای عمومی محدود نباشد و به میلیونها سرباز و خانوادههای آنها گسترش یابد، کسانی که تجربیات شخصیشان با روایت رسمی تناقض دارد. تا سال ۲۰۲۴، ۷۲ درصد از روسها از خاتمه فوری جنگ حمایت میکنند و بیش از نیمی از آنها آتشبس را به هرگونه بسیج جدید ترجیح میدهند.
در این میان، پیامدهای اقتصادی جنگ به حدی شدید است که حتی در برنامههای تلویزیونی دولتی نیز به افزایش قیمتها، کمبودها و نارضایتی عمومی پرداخته میشود. تورم در زمان جنگ در روسیه نزدیک به ۹ درصد است و نرخهای بهره بانک مرکزی به ۱۷ درصد رسیده است. کمبود بنزین، که هر روز با حملات پهپادی اوکراینی به پالایشگاهها و ایستگاههای پمپاژ بدتر میشود، منجر به سهمیهبندی و افزایش قیمتها در سراسر کشور شده است. مشکلات اقتصادی گسترده، از جمله تورم جنگی و کمبود کالا، اکنون به یک مشکل سیاسی سراسری تبدیل شده است که دیگر فقط به فقرا یا مخالفان محدود نمیشود. بحران جذب نیروهای نظامی نمادی از فروپاشی اعتماد به وعدههای نظامی و دولتی است. باوجود پاداشهای جذب نیرو به ارزش هفت برابر حقوق سالانه متوسط، ارتش هنوز در جایگزینی تلفات در جبهه مشکل دارد. اکنون این کمبودها با زندانیان، افراد درمانده و حاشیهنشینها پر میشود. «تا زمانی که اقداماتی علیه پوزیک انجام نشود که جامعه آن را به عنوان عدالت ببیند»، همچنان مشکلات ادامه خواهد داشت./ منبع



