آمریکاامنیت و دفاعایالات متحدهخارجیخاورمیانهمنتخب اندیشکده‌ها

این توافق یک پیروزی برای ایران است.

رئیس‌جمهور آمریکا برای رهایی از یک جنگ فرسایشی دیگر در خاورمیانه، به شروط دیکته‌شده از سوی تهران تن داد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان « این توافق یک پیروزی برای ایران است.» به قلم سایمون جنکینز (Simon Jenkins) در روزنامه گاردین (The Guardian) منتشر شده است. این نگارش تحلیلی با نگاهی انتقادی به دکترین‌های نظامی واشنگتن، یادداشت تفاهم اخیر میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران را نمادی از پذیرش رسمی شکست کارزار هوایی کاخ سفید و تحکیم موقعیت منطقه‌ای تهران ارزیابی می‌کند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

تلاش شتاب‌زده دولت آمریکا برای خروج از جنگ چهارماهه‌ای که با همکاری تل‌آویو علیه تهران آغاز کرده بود، بیش از آنکه یک دستاورد دیپلماتیک برای واشنگتن باشد، جلوه‌ای از تسلیم در برابر شروط طرف مقابل است. ارائه پیشنهادهایی نظیر تاسیس صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری، رفع کامل تحریم‌های اقتصادی و تعهد به عدم مداخله در امور داخلی ایران، نشان‌دهنده چرخش کامل موضع کاخ سفید است. این چرخش ناگهانی، پیامی آشکار به همراه دارد: واشنگتن پیش از آنکه در یک جنگ فرسایشی دیگر مشابه ویتنام، افغانستان یا عراق گرفتار شود، ترجیح داده است ناکامی استراتژیک خود را بپذیرد. این تصمیم حتی به تیرگی روابط با شریک دیرینه آمریکا در منطقه منجر شده و انتقادهای علنی کاخ سفید از بمباران‌های بی‌وقفه در جبهه لبنان را به همراه داشته است.

ریشه آغاز این کارزار نظامی در اوایل سال جاری، به تمایل سنتی روسای جمهور آمریکا برای نمایش قدرت سخت برمی‌گردد. ماشین نظامی عظیم ایالات متحده همواره انگیزه‌ای برای مداخله‌جویی‌های بین‌المللی ایجاد می‌کند که توجیه‌ تراشی برای آن‌ها در درجه دوم اهمیت قرار دارد. در این مورد، نقض عهدهای دیپلماتیک گذشته تحت تاثیر القائات حاکمیت اسرائیل صورت گرفت؛ با این تصور باطل که یک کارزار بمباران گسترده می‌تواند به ناآرامی‌های داخلی و سرنگونی نظام در تهران منجر شود. بهانه‌های مطرح‌شده درباره تهدید امنیت ملی توسط برنامه‌های هسته‌ای، تکرار مو به موی همان رویکرد اشتباهی بود که پیش از این در حمله سال ۲۰۰۳ به عراق مورد استفاده قرار گرفته بود.

راهبرد نظامی واشنگتن بر پایه برآوردهای اطلاعاتی نادرست بنا شده بود که ادعا می‌کردند پیروزی ظرف چند هفته حاصل خواهد شد. با طولانی شدن نبرد، تعاریف پیروزی مدام دستخوش تغییر شد؛ از ادعای نابودی تاسیسات پنهانی تا تلاش برای توقیف مواد هسته‌ای. واقعیت میدانی بار دیگر ثابت کرد که نظریه کارآمدی حملات هوایی برای تسلیم کردن یا ترساندن ملت‌ها، یک توهم محض است. بمباران‌های گسترده که تلفات سنگینی میان غیرنظامیان برجای گذاشت، در عمل به عنوان ابزار خشونت سیاسی شکست خورد؛ چرا که بمباران صِرف، هیچ‌گاه بدون عملیات زمینی به اهداف سیاسی خود دست نمی‌یابد.

برآیند این تحولات نشان می‌دهد که کارآمدترین ابزار برای تعدیل رفتارهای یک کشور، پایان دادن به انزوای بین‌المللی و باز کردن مسیرهای تجاری است، نه کارزارهای ویرانگر هوایی. انزوای تحمیلی گذشته، تنها به تقویت موقعیت ساختارهای سنتی و سوق دادن تهران به سمت اتحادهای راهبردی با قدرت‌های شرق منجر شده بود که این امر کاملاً برخلاف منافع کلان غرب بود. اکنون با پذیرش شروط تهران، یک تلاش پرهزینه دیگر برای بازسازی خاورمیانه بر اساس الگوهای آمریکایی با شکستی سنگین به پایان رسیده است؛ رویدادی که انتظار می‌رود مشروعیت کارزارهای هوایی آینده را برای همیشه مخدوش سازد./منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا