چگونه ترامپ در توافق با ایران نتوانست امنیت تنگه هرمز را تضمین کند
توافق ترامپ با ایران کنترل تنگه هرمز را مبهمتر و تنشهای امنیتی را تشدید کرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت «چگونه ترامپ در توافق با ایران نتوانست امنیت تنگه هرمز را تضمین کند»، نوشته ادوارد ونگ (Edward Wong)، مایکل کراولی (Michael Crowley) و اریک اشمیت (Eric Schmitt) و منتشرشده در نیویورک تایمز (New York Times)، پیامدهای توافق اخیر واشنگتن و تهران بر وضعیت امنیتی تنگه هرمز و تأثیر آن بر موازنه قدرت دریایی و بازار جهانی انرژی را بررسی میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
توافق اخیر میان آمریکا و ایران با هدف کاهش تنشها و تسهیل عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز، بهجای تثبیت امنیت این گذرگاه راهبردی، ابهامهای تازهای درباره نحوه مدیریت آن ایجاد کرده است. این توافق پس از دورهای از درگیریهای نظامی و برقراری آتشبس نسبی حاصل شد؛ دورهای که طی آن آمریکا با همکاری نیروی دریایی خود، عبور نفتکشها را از مسیرهای نزدیک به سواحل عمان و با تمهیدات امنیتی ویژه مدیریت میکرد تا خطر حملات احتمالی ایران کاهش یابد.
در این مدت، کشتیهای تجاری برای کاهش احتمال شناسایی، سامانههای موقعیتیاب خود را خاموش میکردند و تحت هدایت نیروهای آمریکایی از مسیرهای امن عبور میکردند. این سازوکار موجب شد صادرات نفت و گاز از منطقه بهتدریج افزایش یابد و بازار جهانی انرژی تا حدی به ثبات برسد. با این حال، توافق جدید این ترتیبات عملیاتی را کنار گذاشت و جای آن را به چارچوبی داد که از نظر حقوقی و اجرایی، اختیارات بیشتری برای ایران در مدیریت تنگه قائل شد.
ابهام در مفاد توافق، بهویژه درباره حدود اختیارات ایران، زمینه را برای تفسیرهای متفاوت فراهم کرده است. منتقدان معتقدند این توافق در عمل موقعیتی را به رسمیت شناخته که ایران از مدتها پیش در پی تثبیت آن بوده است؛ یعنی ایفای نقش تعیینکننده در کنترل رفتوآمد دریایی در تنگه هرمز. از این منظر، توافق نهتنها مانع افزایش نفوذ ایران نشده، بلکه به آن مشروعیت بیشتری بخشیده و دست تهران را برای اعمال قدرت در این آبراه حساس بازتر کرده است.
این تحول پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه ایران و آمریکا دارد. تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان بهشمار میرود و هرگونه تغییر در وضعیت امنیتی آن مستقیماً بر بازارهای جهانی نفت، قیمت انرژی و امنیت اقتصادی بسیاری از کشورها اثر میگذارد. اگر کنترل این گذرگاه بیش از گذشته در اختیار ایران قرار گیرد، معادلات امنیت دریایی خلیج فارس نیز دستخوش تغییر خواهد شد و کشورهای مصرفکننده انرژی ناچار خواهند بود راهبردهای جدیدی برای تأمین امنیت مسیرهای انتقال انرژی تدوین کنند.
در سطح راهبردی، این توافق نشاندهنده دشواری دستیابی به ترتیبات امنیتی پایدار در خلیج فارس است. توافقهایی که فاقد شفافیت حقوقی و سازوکارهای اجرایی دقیق باشند، نهتنها از شدت رقابتهای منطقهای نمیکاهند، بلکه زمینهساز برداشتهای متفاوت و افزایش تنش میشوند. از این منظر، توافق اخیر بهجای ایجاد ثبات، بر پیچیدگی رقابت ژئوپلیتیکی در تنگه هرمز افزوده و این آبراه را همچنان به یکی از حساسترین کانونهای بحران در نظام بینالملل و امنیت انرژی جهان تبدیل کرده است./منبع



