چرخش نمایشی کامالا هریس: از همدستی با اسرائیل تا بقای سیاسی
با تغییر نگرش پایگاه رأی دموکراتها در قبال غزه، ارتباط کامالا هریس با فعالان فلسطینی بیش از آنکه یک تغییر اصولی باشد، یک محاسبه سیاسی برای بقا است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرخش نمایشی کامالا هریس: از همدستی با اسرائیل تا بقای سیاسی» به قلم حسام الحملاوی (Hossam el-Hamalawy) در نیوعرب (The New Arab) منتشر شده است. این یادداشت استدلال میکند که چرخش اخیر کامالا هریس و ارتباط او با فعالان فلسطینی، نه یک تغییر موضع اخلاقی، بلکه یک مانور سیاسی فرصتطلبانه برای بقا و همسویی با پایگاه رأی در حال تغییر حزب دموکرات است که در عمل، سیاست بنیادین حمایت از اسرائیل را تغییر نخواهد داد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
ارتباطات اخیر کامالا هریس با فعالان طرفدار فلسطین را نباید با شجاعت اخلاقی اشتباه گرفت. این نه یک تحول دیرهنگام برخاسته از ویرانههای غزه است و نه یک عمل توبه برای همدستی دولت بایدن در جنگ اسرائیل. این، بیش از هر چیز، یک اقدام برای بقای سیاسی است. هریس در حال مشاهده پایگاه در حال تغییر حزب دموکرات، پیشرفتهای انتخاباتی ترقیخواهان، فروپاشی حمایت بیقید و شرط از اسرائیل در میان رأیدهندگان جوان و خشم عمیقی است که غزه در سراسر دانشگاهها و جوامع عرب-آمریکایی ایجاد کرده است. او کاری را انجام میدهد که اغلب در آن بهترین بوده است: خواندن جو حاکم. طبق گزارشها، هریس به طور خصوصی با چهرههای مترقی مانند شهردار نیویورک، زهران ممدانی و الکساندریا اوکازیو کورتز و همچنین فعالان جنبش «متعهد نشده» دیدار کرده است. این اتفاق در خلأ رخ نمیدهد. جنبش «متعهد نشده» به این دلیل ظهور نکرد که فعالان به دنبال یک جلسه شنود مؤدبانه با معاون رئیسجمهور بودند، بلکه به این دلیل پدیدار شد که دولت بایدن-هریس در حالی که غزه در حال نابودی بود، اسرائیل را مسلح، تأمین مالی و از نظر دیپلماتیک محافظت کرد.
سابقه هریس در این مورد مبهم نیست. او به عنوان سناتور، روابط خود را با آیپک و دیگر شبکههای حامی اسرائیل تقویت کرد و از اجماع دوحزبی سنتی که اسرائیل را یک متحد راهبردی با برتری نظامی تضمینشده میداند، حمایت کرد. او ممکن است از رفتار اسرائیل انتقاد کند، اما هرگز از معماری حمایتی آمریکا از آن جدا نشده است. حتی در کتاب خاطراتش، با وجود اینکه اظهارات بایدن در مورد رنج فلسطینیان را «ناکافی و تصنعی» میخواند، از معترضان طرفدار فلسطین که کمپین او را مختل میکردند، شکایت میکند و انتخابات را یک انتخاب دوتایی معرفی میکند که در آن، مخالفت به معنای کمک به دونالد ترامپ بود. مشکل اینجاست که برای بسیاری از رأیدهندگان، غزه یک شکست در پیامرسانی نبود، بلکه یک گسست اخلاقی و سیاسی بود. موضع جدید هریس نشانهای است از اینکه زمین زیر پای حزب دموکرات در حال حرکت است. نامزدهای مترقی و طرفدار فلسطین دیگر چهرههای اعتراضی نمادین نیستند؛ آنها در حال پیروز شدن هستند.
نظرسنجیها نیز همین داستان را روایت میکنند. نظرسنجی گالوپ در سال ۲۰۲۶ نشان داد که دموکراتها نظر مساعدتری نسبت به فلسطینیان (۴۸ درصد) در مقایسه با اسرائیل (۳۴ درصد) دارند. نظرسنجی پیو نیز نشان داد که ۶۰ درصد از بزرگسالان آمریکایی اکنون دیدگاه نامساعدی نسبت به اسرائیل دارند. این تغییر نسل، محوری است. آمریکاییهای جوانتر، دیگر فیلمنامه قدیمی را که در آن اسرائیل به عنوان یک دموکراسی آسیبپذیر و فلسطینیان تنها به عنوان قربانیان بشردوستانه یا تهدیدات امنیتی ظاهر میشوند، نمیپذیرند. جنگ غزه این چارچوب را در هم شکست. دانشجویان شاهد مرگ دستهجمعی، گرسنگی، آوارگی اجباری و تکرار طوطیوار مواضع اسرائیل توسط مقامات آمریکایی بودند. به همین دلیل است که هریس اکنون گوش میدهد. او به این تغییر پاسخ میدهد، نه اینکه آن را رهبری کند. این همچنین یک اعتراف غیرمستقیم است که تشکیلات دموکرات، غزه را اشتباه خوانده بود. اما هیچکس نباید تغییر موضع هریس را با یک گسست آینده در سیاست آمریکا اشتباه بگیرد. اگر او روزی رئیسجمهور شود، امنترین فرض، تداوم سیاستهای فعلی است. هسته اصلی این رابطه، ساختاری است. اسرائیل تنها یک مسئله لابی یا انتخاباتی نیست، بلکه در طرح قدرت آمریکا در خاورمیانه ادغام شده است. ریاستجمهوری هریس احتمالاً این ساختار را از بین نخواهد برد، بلکه در بهترین حالت، تلاش خواهد کرد تا تناقضات را با ظرافت بیشتری مدیریت کند. هریس میتواند از شهرکها انتقاد کند در حالی که خط لوله تسلیحات را حفظ میکند. این یعنی فشار فعالان کارساز بوده، اما کافی نیست. جنبش طرفدار فلسطین، نخبگان دموکرات را وادار به توجه کرده، اما مانور هریس برای به ارث بردن این خشم بدون پرداخت بهای سیاسی آن است. وظیفه سازماندهندگان این است که اجازه ندهند او موفق شود./منبع



