توافق هستهای منهای موشک؛ چرا ترامپ باید به توافق محدود با ایران رضایت دهد؟
در حالی که ناوگان آمریکا در خلیج فارس آرایش جنگی گرفته، واشنگتن باید از وسوسه توافق جامع پرهیز کند و با تمرکز صرف بر پرونده هستهای، از فرصت ضعف کنونی تهران برای دستیابی به محدودیتهای نظارتی بیسابقه بهره ببرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «توافق هستهای منهای موشک؛ چرا ترامپ باید به توافق محدود با ایران رضایت دهد؟» به قلم رزماری کلانیک (Rosemary Kelanic) در اندیشکده اولویتهای دفاعی (Defense Priorities) منتشر شده است. این یادداشت با اشاره به تجمع نظامی گسترده آمریکا در خلیج فارس و آغاز مذاکرات جدید، استدلال میکند که بهترین راه برای تأمین منافع ملی ایالات متحده، پیگیری یک توافق هستهای محدود و سختگیرانه است، نه تلاش برای دستیابی به یک «توافق جامع» که شامل موشکها و نفوذ منطقهای باشد و عملاً به شکست دیپلماسی و جنگ منجر شود. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
دولت ترامپ در حالی مذاکرات با ایران را از سر گرفته که بزرگترین تجمع نظامی آمریکا در منطقه از سال ۲۰۰۳ شکل گرفته است. دو ناوگروه ضربت و هزاران نیروی نظامی، اهرم فشار بیسابقهای را علیه ایرانی ایجاد کردهاند که اقتصادش در سقوط آزاد و زیرساختهای هستهایاش پس از جنگ دوازده روزه آسیب دیده است. در این میان، بحث اصلی در واشنگتن این است که آیا باید به دنبال توافقی جامع شامل موشکها و نیروهای نیابتی بود یا تنها بر پرونده هستهای تمرکز کرد. پاسخ روشن است: منافع آمریکا در گرو یک رویکرد دیپلماتیک محدود و هستهایمحور است.
ایران برنامه هستهای، موشکی و شبکه نیروهای نیابتی خود را سه رکن اصلی بازدارندگی در برابر تهدیدات آمریکا و اسرائیل میداند و هرگز بهطور همزمان از هر سه دست نخواهد کشید. اصرار بر دستور کار حداکثری، نسخهای برای شکست مذاکرات و زمینهسازی برای جنگی است که هیچیک از اهداف راهبردی آمریکا را تأمین نمیکند. اقدام نظامی شاید بتواند برنامه هستهای را به عقب بیندازد، اما دانش فنی را از بین نمیبرد و امکان نظارت را برای همیشه کور میکند. در مقابل، یک توافق هستهای قوی بر اساس چارچوب پیشنهادی میانجیگران (قطر، ترکیه و مصر) که شامل توقف کامل غنیسازی و انتقال ذخایر اورانیوم است، میتواند مسیر بمب را مسدود کند.
محدودیتهای موشکی اولویت حیاتی برای آمریکا نیست، زیرا موشکهای ایران توان رسیدن به خاک ایالات متحده را ندارند و برد آنها به منطقه محدود است. ایران این زرادخانه را بهعنوان تنها ابزار تلافیجویانه در برابر برتری هوایی مطلق دشمنانش توسعه داده و درخواست نابودی آن بدون ارائه تضمین امنیتی، غیرمنطقی است. درباره نیروهای نیابتی نیز باید واقعبین بود؛ رابطه ایران با گروههایی مثل حزبالله و حوثیها، رابطه فرماندهی و کنترل نیست، بلکه همسویی منافع است. حتی اگر ایران حمایتش را قطع کند، این گروهها به حیات خود ادامه میدهند و گنجاندن آنها در توافق هستهای، تنها نظارتپذیری توافق را غیرممکن میکند.
تغییر رژیم نیز گزینهای خطرناک و غیرضروری است. تجربه عراق نشان داده که مداخله نظامی به دموکراسی ختم نمیشود و تنها هرجومرج میآفریند. ایرانِ ضعیفشده کنونی فرصتی طلایی برای واشنگتن است تا محدودیتهای هستهای فراتر از برجام را دیکته کند. اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا باید بهجای جنگ، از درگیری کنارهگیری کند؛ زیرا هیچ تهدید قریبالوقوعی علیه خاک آمریکا وجود ندارد و حفظ اعتبار به بهانه جنگ، قماری غیرمسئولانه است. واشنگتن نیازی به رویارویی با ایران ندارد و میتواند با بازدارندگی متعارف و دیپلماسی هوشمند، منافع خود را تأمین کند./ منبع



