آمریکااروپاخارجیخاورمیانهنظام بین‌الملل و نهادها

واکنش ضعیف اتحادیه اروپا به حمله آمریکا به ایران

به گزارش اطلس دیپلماسی، «واکنش ضعیف اتحادیه اروپا به حمله آمریکا به ایران»  نوشته الدار مامدوف (Eldar Mamedov) و منتشرشده در ریسپانسیبل استیت کرفت (Responsible Statecraft)، تحلیلی است بر واکنش اتحادیه اروپا به حملات آمریکا به ایران که نشان‌دهنده تبعیت بی‌چون‌وچرای اروپایی‌ها از آمریکا و نادیده‌گرفتن قوانین بین‌المللی و منافع راهبردی خود است. این یادداشت به بررسی پیامدهای حقوقی، سیاسی و راهبردی این واکنش می‌پردازد. در ادامه، خلاصه این یادداشت را می‌خوانید.


اتحادیه اروپا در واکنش به حملات آمریکا به ایران، واکنشی که بیش از حد متظاهرانه و ضعیف بود، جایگاه خود را به‌عنوان یک بازیگر مستقل در عرصه بین‌المللی زیر سؤال برد. اتحادیه اروپا با صدور بیانیه‌ای توسط سه کشور کلیدی آن (آلمان، انگلیس و فرانسه) از امنیت اسرائیل حمایت کرد و به‌طور کامل از حملات آمریکا به تأسیسات هسته‌ای ایران پشتیبانی نمود، در حالی که از حق امنیت سایر کشورها در منطقه صرف‌نظر کرد.

با این رویکرد، اتحادیه اروپا مواضع سازمان بین‌المللی انرژی اتمی و اطلاعات آمریکا را نادیده گرفت که نشان می‌داد ایران در آن زمان به دنبال تولید سلاح هسته‌ای نبود و مذاکراتی جدی در این زمینه در جریان بود. با وجود این، اتحادیه اروپا از آمریکا در انجام حملات نظامی که به‌طور آشکار دیپلماسی جاری را تخریب کرد، حمایت کرد.

زمان‌بندی حملات آمریکا که درست پس از مذاکرات دیپلماتیک ایران و کشورهای اروپایی انجام شد، این پرسش را ایجاد می‌کند که چگونه می‌توان از ایران انتظار داشت به مذاکراتی بازگردد که اساساً از سوی آمریکا و اسرائیل با حملات نظامی مختل شده است. وزیر امور خارجه ایران نیز به این نکته اشاره کرد که ایران چگونه می‌تواند به چیزی بازگردد که هرگز ترک نکرده است.

اتحادیه اروپا همچنین از محکوم کردن نقض آشکار قوانین بین‌المللی توسط آمریکا امتناع ورزید، نقضی که به‌روشنی خلاف منشور سازمان ملل بود و استفاده از زور تنها در موارد دفاع از حمله قریب‌الوقوع یا با مجوز شورای امنیت مجاز است که هیچ‌کدام در این مورد وجود نداشت. این سکوت اتحادیه اروپا در برابر اقدامات آمریکا و اسرائیل، در حالی که روسیه را به‌خاطر نقض حاکمیت اوکراین محکوم می‌کند، تناقضی آشکار و زیان‌بار برای نظم حقوقی بین‌المللی است.

این رویکرد اتحادیه اروپا به تضعیف بنیادهای حقوق بین‌الملل و نظام بین‌المللی مبتنی بر قواعد منجر می‌شود و امکان توجیه حملات پیشگیرانه توسط قدرت‌های بزرگ را فراهم می‌آورد، وضعیتی که می‌تواند توسط کشورهای دیگری مانند روسیه و چین به‌عنوان توجیهی برای اقدامات مشابه مورد سوءاستفاده قرار گیرد. این تناقض، موقعیت اوکراین را در مجامع بین‌المللی تضعیف می‌کند و باعث می‌شود کشورهای جهان سوم به سختی بتوانند از منشور سازمان ملل حمایت کنند.

از منظر راهبردی، این سرسپردگی اروپایی به آمریکا نه‌تنها بی‌ثمر است بلکه حتی به بدترشدن وضعیت منجر شده است. شواهدی وجود ندارد که آمریکا قبل از حملات خود، متحدان اروپایی‌اش را در جریان گذاشته باشد، که این خود نشانه‌ای از تحقیر اروپا توسط واشنگتن است. این وضعیت تنش‌ها را پیش از نشست حساس ناتو افزایش می‌دهد و نشان می‌دهد که اروپا بیش‌تر نقش دستیار کوچک آمریکا را ایفا می‌کند تا شریک واقعی.

این رفتار اروپا به‌ویژه وقتی با مواضع گذشته کشورهایی مانند فرانسه و آلمان در مخالفت با جنگ عراق مقایسه شود، تراژدی بزرگی است. اکنون، رهبران اروپایی بدون توجه به منافع واقعی قاره و قوانین بین‌المللی، خود را در پیروی از سیاست‌های آمریکا و اسرائیل محدود کرده‌اند.

گسترش جنگ در غرب آسیا هشدار مهمی برای اروپا است که به‌دلیل نزدیکی جغرافیایی به منطقه، باید به منافع خود اهمیت دهد. اثرات جانبی مانند افزایش مهاجرت، تهدیدهای تروریستی و شوک‌های انرژی می‌تواند ثبات قاره را به خطر اندازد. اگر اروپا اکنون منافع خود را به‌درستی نمایندگی نکند، ممکن است بار دیگر بدون اراده و به‌زور درگیر جنگ‌های طولانی در منطقه شود. این وابستگی به آمریکا نه‌تنها سودی ندارد بلکه باعث تضعیف جایگاه و امنیت اروپا می‌شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا