عادیسازی تعصب ضد هندی
شکاف جمهوریخواهان نشان میدهد دفاع از شایستهسالاری بیتبعیض حد و مرز دارد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «عادیسازی تعصب ضد هندی» به قلم جاناتان چیت (Jonathan Chait) در آتلانتیک (Atlantic) منتشر شده است که به شکاف در جریان محافظهکار آمریکا بر سر یک موضع ضد هندی در شبکههای اجتماعی میپردازد و تناقض میان دفاع جمهوریخواهان از شایستهسالاری فارغ از نژاد و ظهور نگرشهای تبعیضآمیز علیه برخی گروههای قومی را برجسته میکند. در ادامه، چکیده این یادداشت را میخوانید.
بحث درباره شایستهسالاری و سیاستهای نژادی در جریان محافظهکار آمریکا وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن ادعای حمایت از جامعهای «فارغ از رنگ پوست» با واکنشها و مواضعی مواجه میشود که نشاندهنده وجود محدودیتهایی برای این اصل است. یک مناقشه درون حزب جمهوریخواه بر سر انتشار یک پست در شبکههای اجتماعی از سوی یک سیاستمدار تگزاسی، این تناقض را آشکار کرده و نشان داده است که مخالفت با تبعیض نژادی لزوماً در همه موقعیتها به موضعی یکسان درباره گروههای قومی مختلف منجر نمیشود.
کریستوفر روفو، فعال و چهره شناختهشده محافظهکار، طی سالهای اخیر تلاش کرده است گفتمان سیاسی راست آمریکا را بر محور شایستهسالاری و رفتار برابر دولت با شهروندان، فارغ از تبار و پیشینه نژادی، بازتعریف کند. در این چارچوب، دولت نباید برای گروهی امتیاز نژادی ویژه در نظر بگیرد و افراد باید تا حد امکان درباره آینده خود بر اساس توانایی و انتخاب فردی تصمیم بگیرند. این دیدگاه همچنین با تأکید بر یک هویت ملی مشترک، درصدد کاهش اهمیت رقابتهای هویتی و نژادی در سیاست است.
این رویکرد بخشی از استدلال گستردهتر محافظهکاران علیه سیاستهای مبتنی بر نژاد و بهویژه برنامههای عدالت نژادی در آموزش عالی بوده است. در این روایت، پذیرش دانشگاهی، آزمونهای استاندارد و معیارهای رقابتی باید بر اساس عملکرد و شایستگی فردی تعیین شوند و نه تعلق افراد به گروههای نژادی. منتقدان سیاستهای هویتی نیز استدلال میکنند که نظامی مبتنی بر معیارهای یکسان برای همه، با اصل برابری در برابر قانون سازگارتر است.
با این حال، مناقشه اخیر نشان میدهد که مفهوم «بیطرفی نژادی» زمانی با آزمون جدی مواجه میشود که یک گروه قومی مشخص هدف تمسخر، کلیشهسازی یا خصومت قرار گیرد. در چنین شرایطی، فاصله میان مخالفت با ترجیح نژادی و تحمل نگرشهای تبعیضآمیز میتواند کاهش یابد. مسئله اصلی بنابراین صرفاً بر سر سیاستهای ترجیحی نیست، بلکه به انسجام منطقی و اخلاقی گفتمان محافظهکارانه درباره برابری مربوط میشود.
اهمیت این شکاف از آنجا ناشی میشود که دفاع از شایستهسالاری زمانی اعتبار عمومی پیدا میکند که بهصورت یک اصل عمومی و غیرگزینشی اعمال شود. اگر مخالفت با سیاستهای نژادی فقط در برابر برخی گروهها بهعنوان دفاع از برابری مطرح شود، اما در مواجهه با تعصب علیه گروهی دیگر نادیده گرفته شود، ادعای بیطرفی رنگ میبازد. از این منظر، مناقشه اخیر بیش از آنکه یک اختلاف موردی باشد، آزمونی برای سازگاری گفتمان سیاسی راست آمریکا با اصولی است که خود برابری و شایستهسالاری را مبنای مشروعیت آن معرفی میکند./ منبع