جنگ سرد دوم؛ آخرین خشم امپراتوری
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «جنگ سرد دوم؛ آخرین خشم امپراتوری» به قلم جنید اس. احمد (Junaid S. Ahmad) در میدل ایست مانیتور (Middle East Monitor) منتشر شده است. این مقاله استدلال میکند که جهان درگیر جنگ جهانی سوم است، اما نه به شکل سنتی، بلکه بهصورت درگیریهای مداوم، نسلکشیها و تنشهای منطقهای که از سوی امپراتوری رو به زوال آمریکا تشدید میشود. نویسنده بر پایان دیپلماسی، اتحاد راهبردی روسیه و چین و خیزش ضد امپریالیستی جنوب جهانی تمرکز دارد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
برخلاف ادعاها، جنگ جهانی سوم قریبالوقوع نیست، بلکه هماکنون در جریان است، اما نه با شکل سنتی، بلکه از طریق درگیریهای مداوم در غزه، اوکراین، دریای چین جنوبی و ساحل آفریقا. این جنگ سرد دوم، برخلاف جنگ سرد اول، فاقد قواعد و دیپلماسی است و با خشونت و حماقت پیش میرود. نخبگان سیاست خارجی واشنگتن، گرفتار نوستالژی جنگ سرد، مفاهیمی مانند «مهار» و «اعتبار» را تکرار میکنند، اما فاقد درک راهبردی پیشینیان خود هستند. برخلاف گذشته که دیپلماسی آمریکا، چین و شوروی را از هم جدا کرد، سیاستهای کنونی واشنگتن، مسکو و پکن را متحد ساخته و کابوس راهبردی اتحاد این دو قدرت را محقق کرده است.
نخبگان کنونی آمریکا، با شعار نظم مبتنی بر قواعد، فاقد اقتدار جهانیاند و جهان دیگر واشنگتن را قانونگذار نمیداند. در جنوب جهانی، موجی ضد امپریالیستی در حال خیزش است. در مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵، کلمبیا خواستار نیروی حفاظتی بینالمللی برای توقف نسلکشی در غزه شد؛ در حالی که دولتهای عربی با تأخیر واکنش نشان دادند. سخنرانی بنیامین نتانیاهو با خروج اکثر هیئتها مواجه شد، که نشاندهنده انزوای جهانی اسرائیل است. نسلکشی غزه، با حمایت مالی و تسلیحاتی آمریکا، به زخمی آشکار از وحشیگری امپراتوری تبدیل شده است.
بازیگران اصلی دیگر تنها دولتها نیستند. جنبشهای همبستگی جهانی، مبارزات آزادیخواهانه و ائتلافهای ضد جنگ، گفتمان را شکل میدهند و خواستار نظمی عادلانهاند. پیمانهای دفاعی، مانند توافق عربستان و پاکستان، منافع الیگارشها را تأمین میکنند، در حالی که مردم این کشورها با فقر و استثمار دستوپنجه نرم میکنند. امپراتوری برای مردم آمریکا نیز سودی ندارد؛ زیرساختها فرومیریزد، مراقبتهای بهداشتی هزینهبر است و دستمزدها راکد مانده، اما نخبگان حاکم جنگ در خارج و ریاضت در داخل را پیش میبرند.
برخلاف جنگ سرد اول که با مهار و پرهیز از درگیری مستقیم مدیریت شد، جنگ سرد دوم با تشدید تنش پیش میرود. ناتو در اوکراین فراتر از تسلیحات، آموزش و اطلاعات ارائه میدهد. آمریکا از اسرائیل در رابطه با اقداماتش که جهان آن را نسلکشی میخواند، حمایت میکند. دریای چین جنوبی و منطقه ساحل آفریقا، با کودتاها و استقلالطلبی، در تنشاند. این نه مهار، بلکه تشدید تنش است. خطر اصلی، نه فقط خصومت آمریکا، بلکه فقدان عقلانیت راهبردی آن است. تحریمها و سخنرانیها، روسیه و چین را متحد کرده و اعتبار واشنگتن را تضعیف کرده است. خیزش جنوب جهانی و جنبشهای مردمی نشانههای بحران نهایی امپراتوریاند. این جنگ جهانی نه از ایدئولوژی، بلکه از حماقت و غرور امپراتوری زاده شده و ممکن است با فروپاشی آن پایان یابد، مگر اینکه جهان دست امپراتوری را رها کند./ منبع



