پایان دیپلماسی
تمرکز تصمیمگیریهای خارجی آمریکا در حلقهای محدود پیرامون ترامپ، دیپلماتها و روندهای سنتی را کنار زده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «پایان دیپلماسی» نوشته ویوین سالاما (Vivian Salama) و منتشرشده در آتلانتیک (Atlantic)، روندهای نوین در سیاست خارجی ایالات متحده را بررسی میکند که در آن تصمیمگیریهای کلیدی و تعامل با متحدان جهانی بیش از پیش به حلقهای محدود پیرامون رئیسجمهور متمرکز شده و دیپلماتهای حرفهای در بسیاری از فرآیندها کنار گذاشته میشوند. این یادداشت ضمن توصیف تغییرات ساختاری و فرهنگی در وزارت خارجه، تأثیر آن بر روابط بینالمللی و عملکرد دیپلماتها را تحلیل میکند. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
مقاله با توصیف فضای سرد و خاموش ساختمان هری اس. ترومن، مقر وزارت خارجه آمریکا، آغاز میشود؛ جایی که پس از تعدیلهای گسترده سال گذشته در وزارت خارجه تصمیمهایی که پیشتر از مسیر نشستهای بینسازمانی و دفاتر منطقهای میگذشت، اکنون از حلقهای کوچک پیرامون دونالد ترامپ صادر میشود و دیپلماتها اغلب پس از وقوع در جریان قرار میگیرند. ترامپ در دوره دوم خود تمرکز چشمگیری بر سیاست خارجی گذاشته و با رویکردی معاملهمحور، در پی توافقهای سریع و خبرساز است. در حالیکه چالشهای داخلی ادامه دارد، او اهداف بینالمللی تعیینکننده برای میراث سیاسیاش را دنبال میکند، گاه با اطلاعرسانی اندک به کنگره.
او به جرد کوشنر و استیو ویتکاف تکیه کرده است؛ افرادی که برای پایان جنگ اوکراین، تثبیت آتشبس شکننده در غزه و مذاکره با ایران میان پایتختها در رفتوآمدند. در ژنو، آنها در یک روز نشستهایی جداگانه برگزار کردند و میان گفتوگو درباره توافق هستهای جدید با ایران و مذاکرات مربوط به جنگ اوکراین جابهجا شدند و قرار است برای رایزنیهای نهایی بازگردند. مقامهایی در غرب آسیا گفتهاند دیپلماتها بهندرت در این گفتوگوها مشارکت داده میشوند و بعداً مطلع میگردند. کاخ سفید اعلام کرده این نمایندگان پیش، حین و پس از مذاکرات با ترامپ و تیم امنیت ملی، از جمله معاون رئیسجمهور و وزیر خارجه، هماهنگاند و عدم اطلاع برخی ناشی از نگرانی از درز اطلاعات است.
حامیان دولت این شیوه را چابک و کارآمد میدانند و آن را رهایی از بوروکراسی توصیف میکنند. منتقدان هشدار میدهند حذف سازوکارهای ارزیابی داخلی و کنارزدن دیپلماتهای متحدان، خطر اشتباه گرفتن اجماع با قضاوت درست و فرسایش اعتماد را در پی دارد؛ مفهومی که مقامهای اروپایی در کنفرانس امنیتی مونیخ بر آن تأکید کردند. پرسش درباره تداوم سیاستها در صورت تغییر دولت نیز مطرح است.
روحیه در وزارت خارجه کاهش یافته است. مارکو روبیو همزمان وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی موقت است؛ نقشی که از زمان هنری کیسینجر بیسابقه بوده و مسئولیتهایش بر اساس بحرانهای روز تعیین میشود. گفته میشود او بیشتر در کاخ سفید حضور دارد. دیپلماتهای حرفهای احساس میکنند تخصص انباشتهشان در شهرهایی چون آنکارا، آکرا، مسکو و پکن کمارزش شده، نشستها کمتر و رد کاغذی تصمیمها محدودتر است و نزدیکی به قدرت بر فرایند میچربد. روابط با متحدان نیز بیش از گذشته بر ارتباطات شخصی ترامپ با رهبران جهان استوار شده است.
دیپلماتهای خارجی در واشنگتن از دشواری یافتن همتایان مطلع و بیپاسخ ماندن تماسها میگویند؛ حتی برخی شمارهها از کار افتاده است. سوءظن به درز اطلاعات دسترسی را محدودتر کرده و دعوتهای کاری کاهش یافته است. دولتها برای جبران، به واسطههای نزدیک به ترامپ و شرکتهای لابیگری روی آوردهاند از جمله هند با SHW Partners، پاکستان با شرکتهای وابسته به مدیران پیشین سازمان ترامپ و ژاپن با بالارد پارتنرز. در نشست سالانه همکاری اقتصادی آسیا و اقیانوسیه در کرهجنوبی، ترامپ جلسه رهبران را ترک کرد و در دیدارهای دوجانبه با رهبران چین، کرهجنوبی و نیوزیلند هیچ دیپلمات حرفهای حضور نداشت. همچنین در نشست «هیئت صلح» برای بازسازی غزه که به ریاست ترامپ تشکیل شد، برخی متحدان اروپایی دعوت نشدند یا شرکت نکردند و اداره آن با حضور روبیو، ویتکاف و کوشنر پیش میرود./ منبع



