چرا دمکراتها در سال ۲۰۲۸ نمیتوانند کاندیدایی بهتر از کامالا هریس داشته باشند؟
کامالا هریس با وجود تمام ضعفهایش، تنها گزینهای است که میتواند تعادل شکننده حزب دمکرات را تا انتخابات ۲۰۲۸ حفظ کند.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا دمکراتها در سال ۲۰۲۸ نمیتوانند کاندیدایی بهتر از کامالا هریس داشته باشند؟»نوشته دانیل مککارتی (Daniel McCarthy) در پیجی مدیا (PJ Media)، به بررسی علتهای احتمالی نامزدی دوباره کامالا هریس در انتخابات ۲۰۰۸ آمریکا میپردازد. این مطلب توضیح میدهد که چگونه نبود گزینهای جامعتر در میانه جناحبندیهای سنتی و جناح چپ پیشرو، هریس را به گزینهای اجتنابناپذیر برای سران حزب تبدیل کرده است. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
رقابت برای کسب نامزدی حزب دمکرات در انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸، از هماکنون به مسیر مشخصی هدایت شده است. ساختار داخلی حزب به گونهای طراحی شده که دو جناح کلی را در برابر هم قرار میدهد: جناح میانه و سنتگرا و جناح چپگرای پیشرو. مسیر میانه که به طور تاریخی گزینههای پیروز حزب را معرفی کرده، این بار با حضور معاون سابق رئیسجمهور مسدود به نظر میرسد. حزب دمکرات در دهههای اخیر نشان داده که مایل است به جای معرفی چهرههای کاملاً رادیکال، بر برگزیدن چهرههای باسابقه و آشنا تأکید کند. این چهرهها از نظر سیاسی قابل پیشبینیترند و برای پایگاه رایدهندگان میانه، حس اطمینان بیشتری ایجاد میکنند.
با وجود عدم رضایت حامیان مالی بزرگ به دلیل هزینهکردهای سنگین و شکست در رقابتهای پیشین، بدنه عمومی حزب همچنان شناختهشدهترین چهره را ترجیح میدهد. او علاوه بر داشتن محبوبیت نسبی و شناخت عمومی کامل، معیارهای سیاستهای هویتمحور حزب را برآورده میکند. ساختار حزب وجود یک زن را در ترکیب نهایی نامزدها ضروری میداند. علاوه بر این، گذر از مراحل سخت کارزارهای قبلی باعث شده که خطر بروز رسواییهای غیرمنتظره در مورد او کاهش یابد. از سوی دیگر، انگیزه انتقامجویی و جبران شکستهای گذشته، انگیزه بزرگی برای لایههای بدنه دمکراتهاست تا بار دیگر بر روی نامزدی او اجماع کنند.
در طرف دیگر، مسیر چپگرای افراطی قرار دارد که توسط چهرههای جوانتر و جریانهای سوسیالیست در حال تقویت است. این جریان رویکردهای تندی در قبال مسایل اقتصادی و سیاست خارجی دارد که با دیدگاههای بدنه قدیمی حزب همخوانی ندارد. اگرچه سناتورها و چهرههای جناح راست و میانه حزب تمایلی به واگذاری عرصه به سوسیالیستها ندارند، اما بدنه جوانتر بهشدت به سمت چپ گرایش یافته است. این شکاف عمیق باعث شده که جناح سنتگرا برای حفظ کنترل حزب، به دنبال نامزدی باشد که میانگین میانه را نمایندگی کند.
در نهایت، رهبران سنتی حزب دمکرات با وجود آگاهی از نقاط ضعف شدید این گزینه، راهی جز پذیرش او ندارند. انتخاب یک نامزد رادیکالتر میتواند حزب را دچار فروپاشی کند و زمینه را برای شکست دیگری در برابر رقبا فراهم سازد. بنابراین، تسلیم شدن در برابر گزینهای که اجتنابناپذیر به نظر میرسد، آخرین تلاش جناح سنتی برای به تاخیر انداختن تسلط کامل جریانهای چپگرای افراطی بر آینده حزب خواهد بود./منبع



