آمریکااجتماعیخارجی

چرا بی‌بی‌سی هیچ‌گاه بی‌طرف نبوده است

بی‌طرفی در رسانه‌ها اغلب به تحریف حقیقت و تقویت دیدگاه‌های نادرست می‌انجامد.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «چرا بی‌بی‌سی هیچ‌گاه بی‌طرف نبوده است» نوشته تری ایگلتون  (Terry Eagleton)  در آن‌هرد (UnHerd) منتشر شده است. در این یادداشت، ایگلتون به نقد مفهوم بی‌طرفی در رسانه‌ها، به ویژه در بی‌بی‌سی پرداخته و تأکید می‌کند که تلاش برای حفظ بی‌طرفی در مسائل اخلاقی و سیاسی اغلب منجر به تحریف حقیقت می‌شود. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.

در این دوران پسامدرن، مورد نقد قرار گرفتن درمورد بی‌طرفی خود نوعی تناقض دارد. چون بی‌طرفی به معنای امکان وجود حقیقت است، اما حقیقت به‌عنوان یک مفهوم، در حال از دست دادن اعتبار است. واژه «بی‌طرف» دیگر به درستی به کار نمی‌رود؛ بسیاری احتمالاً آن را به معنای «بی‌علاقگی» می‌فهمند نه «بی‌طرفی». این تغییرات به دلیل ناخوشایند بودن حقیقت در جامعه و ارزشیابی برابری‌طلبانه است که در آن، بیان نادرستی از دیدگاه کسی به معنای تحقیر آن فرد و نادیده گرفتن وضعیت برابر او با کسانی است که دیدگاه‌های درست دارند. در دنیای مدرن، دیگر نمی‌توانیم حتی بر سر مسائل بنیادی توافق کنیم، امری که جوامع قدیمی آن را غیرقابل درک می‌دانستند.

برخی افراد معتقدند که تمام دیدگاه‌ها درست هستند. اما اگر از آن‌ها بپرسید که آیا باور دارند که «همه دیدگاه‌ها لزوماً درست نیستند» هم درست است، به احتمال زیاد خواهند گفت: «این برای شما درست است، اما برای من نه». این رویکرد وقتی در مورد موضوعاتی مانند ترکیب موسیقی‌شناسی یا نظریات فلسفی باشد قابل توجیه است، اما وقتی به مسائلی مانند وجود کشوری به نام عراق یا خطرات خوردن نوع خاصی از قارچ‌ها مربوط می‌شود، چنین دیدگاهی بی‌پایه و اساس است. حقیقت به احساسات افراد وابسته نیست ولی در این جامعه‌ای که احساسات و ادراکات شخصی را مهم‌تر از واقعیت می‌داند، حقیقت کمتر محبوب است.

با این حال، اگر به حقیقت توجه کنیم، باید به شواهد تکیه کنیم و آمادگی پذیرش اشتباهات خود را داشته باشیم. در این راستا، بی‌بی‌سی سعی دارد تا بی‌طرفی را در گزارش‌های خود حفظ کند، اما در بسیاری از موضوعات، خود به وضوح دارای گرایش‌های خاصی است. این رسانه در برابر مسائلی چون تجاوز یا کودک‌آزاری، مبارزه با تروریسم، حمایت از سلطنت و مخالفت با نژادپرستی، مواضع مشخصی دارد که نشان‌دهنده نوعی جانبداری است.

با این حال، برخی از این گرایش‌ها، به خصوص در مسائل اخلاقی، می‌تواند مثبت ارزیابی شود. برای مثال، مخالفت با تروریسم یا کودک‌آزاری چیزی است که بسیاری از افراد بدون پیش‌داوری به آن می‌پردازند. اما مشکل واقعی زمانی است که می‌خواهیم واقعیت‌ها را در این زمینه‌ها شفاف‌سازی کنیم. رسانه‌ها باید به جای بی‌طرفی ظاهری، حقیقت و شواهد را در اولویت قرار دهند و از تحریف واقعیت‌ها بپرهیزند.

دیدگاه‌های مختلف می‌توانند به طور بنیادین با یکدیگر در تضاد باشند و از آن‌جا که لیبرال‌ها نگران تعارض و تضاد دیدگاه‌ها هستند، به اشتباه به هر دیدگاهی احترام می‌گذارند. این طرز فکر در مواجهه با دیدگاه‌های افراطی مانند نظرات هملر یا تامی رابینسون مشکل‌آفرین است. حقیقت بر اساس شواهد و منطق شکل می‌گیرد و به هیچ عنوان نباید به دنبال احترام به دیدگاه‌هایی بود که حقیقت را تحریف می‌کنند. این طرز فکر باعث می‌شود تا ما مجبور شویم به دیدگاه‌هایی همچون نظرات هملر یا تامی رابینسون و حتی به دیدگاه‌های دونالد ترامپ احترام بگذاریم.

در نهایت، برای بیان حقیقت، باید در نظر داشت که اگر یکی از طرفین در یک درگیری از حق برخوردار است، نباید آن را به‌طور مساوی با طرف دیگر که حق ندارد، بیان کرد. در مورد مسائلی مانند ظلم به فلسطینی‌ها توسط اسرائیل، حقیقت یک‌طرفه است و برای گزارش درست آن باید از هرگونه جانبداری اجتناب کرد. در این زمینه، «بی‌طرفی» به معنای انکار حقیقت است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا