چهکسی از نظم جهانی لیبرال دفاع خواهد کرد؟
به گزارش اطلس دیپلماسی، مقالهای با عنوان «چهکسی از نظم جهانی لیبرال دفاع خواهد کرد؟» به قلم جیمز هولمز (James Holmes) در نشنال اینترست (National Interest) منتشر شده است. این مقاله به بررسی ناکارآمدی قوانین بینالمللی در جلوگیری از تجاوزات مرزی و لزوم شکلگیری اتحادهای نظامی قدرتمند برای حفظ نظم جهانی میپردازد. در ادامه، چکیده مطلب آمده است.
آیا قوانین بینالمللی هنوز وجود دارند؟ اخبار روزانه نشان میدهند که قانون جنگل، یعنی قدرت خام، بر اصل عدم تغییر مرزها با زور چیره شده است. جامعه ملل، تأسیسشده پس از جنگ جهانی اول، قصد داشت اصل عدم تجاوز به مرزها و خودمختاری ملتها را تقدیس کند. خودمختاری به این معناست که مردمانی که خود را ملت میدانند، حق داشتن دولت-ملت مستقل دارند. اما جامعه ملل نتوانست برای دفاع از اصول خود اتحاد یا شجاعت لازم را گرد آورد و جنگ جهانی دوم رخ داد. پس از شکست دولتهای محور، سازمان ملل متحد با هدف اجرای اصل «امنیت جمعی» تأسیس شد که تجاوز به یک کشور را تجاوز به همه میداند و نیازمند پاسخ مشترک است.
اما جنگ سرد، سازمان ملل و بهویژه شورای امنیت، را فلج کرد. ساختار این سازمان به بنبست منجر میشود، زیرا هر یک از پنج عضو دائم شورای امنیت—روسیه، چین، آمریکا، انگلیس و فرانسه—میتوانند قطعنامه استفاده از زور در زمان لازم را وتو کنند. بنابراین، سازمان ملل در زمانهای خطر اغلب بیتحرک میماند. با این حال، دو استثنا وجود داشت. در سال ۱۹۵۰، دولت ترومن با یک شانس دیپلماتیک، حمله کره شمالی به کره جنوبی را با حمایت سازمان ملل دفع کرد و مرز بین دو کره را بازگرداند؛ هرچند با هزینه انسانی سنگین. در سال ۱۹۹۱، صدام حسین با تجاوز به کویت، فرصتی برای اقدام مشترک فراهم کرد. آمریکا با ائتلافی از ۳۵ کشور و تأیید سازمان ملل، ارتش عراق را از کویت بیرون راند.
پس از آزادی کویت، سازمان ملل بار دیگر در حفظ اصول خود ناکام ماند. چین و روسیه، دو عضو دائم شورای امنیت، قصد بازنگری در نظم جهانی پس از جنگ جهانی دوم را دارند. شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین با وتو، مانع قطعنامههای تقویت این نظم میشوند. اوکراین بیست درصد از خاک خود را به ارتش روسیه از دست داده است. ارتش چین، بهطور روزانه خودمختاری تایوان را تهدید میکند و با نیروهای دریایی خود، جزایر و آبهای همسایگان جنوب شرق آسیا را تصرف میکند. این دو کشور هستهای، دفاع از قربانیان تجاوز را دشوارتر کردهاند.
توسیدید، مورخ جنگ پلوپونزی در قرن پنجم پیش از میلاد، هشدار داد که قدرت بر عدالت غلبه میکند. او معتقد بود که عدالت تنها بین برابرها مطرح میشود و ضعیفان باید رنج بکشند. تخریب شهر ملوس توسط آتن در سال ۴۱۶ پیش از میلاد این واقعیت را نشان داد. آتن، ابرقدرت آن زمان، به ملوس هشدار داد که اگر تسلیم نشود، نابود خواهد شد. رهبران ملوس مقاومت کردند، اما بدون حمایت اسپارتها، شهر سقوط کرد و مردان کشته و زنان و کودکان به بردگی گرفته شدند.
امروزه دیپلماسی بار دیگر بر پایه قدرت سخت استوار شده است. کشورهای ضعیف در برابر رقبای قدرتمند در موقعیت ملوس قرار دارند. اگر قوانین بینالمللی مانع تجاوز نشوند، اتحادهای مسلح باید از آن دفاع کنند تا نظم جهانی سودمند حفظ شود. اوکراین، تایوان و دیگر دولتهای تحت فشار نباید به سرنوشت ملوس دچار شوند./ منبع



