فاجعه ایرانِ ترامپ میتواند موهبتی برای آمریکا باشد
شکست نظامی آمریکا در جنگ علیه ایران، فرصتی تاریخی برای جایگزینی دیپلماسی جدی به جای سیاستهای ناکام گذشته ایجاد کرده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشت حاضر با عنوان «فاجعه ایرانِ ترامپ میتواند موهبتی برای آمریکا باشد» به قلم رابرت مالی (Robert Malley) و استفان ورتایم (Stephen Wertheim) در روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز (New York Times) منتشر شده است. این تحلیل تبیین میکند که بنبست نظامی ناشی از عملیات «خشم حماسی» دولت ترامپ علیه ایران برخلاف انتظارات شاهینهای واشنگتن، نه تنها به تغییر رژیم منجر نشد، بلکه با تحمیل هزینههای سنگین اقتصادی و لجستیکی، آسیبپذیری پایگاههای منطقهای آمریکا و شکاف بیسابقه در روابط با اسرائیل را آشکار ساخت و زمینهساز بازگشت ناگزیر به میز مذاکره شد. در ادامه، چکیده این یادداشت آمده است.
اقدام نظامی دونالد ترامپ در فوریه ۲۰۲۶ علیه ایران با هدف سرنگونی یا ناتوانسازی نظام تهران، به بنبست دیپلماسی و پذیرش شرایطی ضعیفتر از گذشته منجر شده است. این جنگ ناخواسته و غیرقانونی که با کمترین حمایت افکار عمومی در تاریخ مدرن آمریکا آغاز شد، ساختار امنیتی منطقه را به شدت متزلزل کرد. با این حال، این شکست نظامی میتواند موهبتی ناخواسته باشد؛ چرا که برای نخستینبار بیهودگی دههها سیاست تهاجمی را ثابت کرد و فضای مناسبی برای دیپلماسی جدی پدید آورد. ترامپ که پیش از این تندروترین موضع را علیه تهران داشت، اکنون به دلیل شکست این تجربه، با آزادی عمل بیشتری نسبت به اسلاف خود میتواند به توافق با ایران تن دهد؛ زیرا جناح چپ خواستار پایان درگیری است و جنگطلبها نیز به دلیل وابستگی به ترامپ، توانایی جدایی کامل از او را ندارند.
تجربه این نبرد نشان داد که توان نظامی ایالات متحده در نابودی موشکها و پهپادهای ایران ناکام بوده و تسلط سریع تهران بر تنگه هرمز، هزینههای اقتصادی سنگینی به شهروندان آمریکایی تحمیل کرده است. در نهایت، پس از سقوط تمامی بمبها، آینده برنامه هستهای ایران باز هم تنها از طریق مذاکره با رژیمی که اکنون خود را پیروز میداند، قابل حل است. این بحران همچنین دو رکن اصلی نظام منطقهای آمریکا در خاورمیانه را با چالشی جدی مواجه ساخت. نخست، رابطه ویژه با اسرائیل به شدت تیره شده است؛ به طوری که ترامپ به طور علنی همتای اسرائیلی خود را به دلیل جنگطلبی در لبنان و به مخاطره انداختن توافق با ایران مورد سرزنش قرار داد. بدبینی افکار عمومی آمریکا نسبت به اسرائیل به ۶۰ درصد رسیده و بسیاری معتقدند تلآویو با وعده پیروزی آسان، واشنگتن را به این ورطه کشانده است.
رکن دوم، یعنی شبکه پایگاههای نظامی آمریکا در خلیج فارس، از نظر فیزیکی و استراتژیک تضعیف شده است. آسیب دیدن دستکم ۲۰ مقر نظامی آمریکا نشان داد که این حضور گسترده، به جای بازدارندگی، به منبعی از آسیبپذیری بدل شده است. کشورهای عربی منطقه نیز دریافتند که واشنگتن در بزنگاه بحران، منافع خود و اسرائیل را اولویت قرار میدهد و آنها را در برابر تلافیجویی ایران رها میکند. هرچند تمایل به تهدیدانگاری افراطی ایران همچنان در واشنگتن زنده است، اما شکست فعلی میتواند مانند خروج از ویتنام یا افغانستان، آمریکاییها را وادار کند تا در میزان واقعی بودن این تهدیدها تجدیدنظر کرده و وابستگی مخرب خود به مداخلات نظامی در خاورمیانه را کاهش دهند./منبع



