درسهایی از جنگ بیملاحظه ترامپ با ایران
جنگ بیحاصل با ایران ضرورت برچیدن پایگاههای نظامی آمریکا از خاورمیانه را اثبات کرد.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «درسهایی از جنگ بیملاحظه ترامپ با ایران» به قلم داگ بندو (Doug Bandow)، پژوهشگر ارشد اندیشکده کاتو (Cato Institute)، به بررسی پیامدهای مخرب درگیری نظامی ایالات متحده و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ میپردازد. این تحلیل با رویکردی انتقادی و لحنی رسمی، ایده تداوم حضور نظامی واشنگتن در خاورمیانه را زیر سوال برده و استدلال میکند که آسیبپذیری شدید پایگاههای آمریکایی در برابر حملات موشکی و پهپادی تهران، بهترین فرصت تاریخی را برای خروج کامل نیروهای آمریکایی و پایان دادن به تعهدات پرهزینه در قبال متحدان منطقهای فراهم آورده است؛ در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.
اشتباهات محاسباتی و اقدامات بیملاحظه دولت آمریکا در قبال ایران، پیامدهای به مراتب فاجعهبارتری از مداخله نظامی گذشته در عراق به همراه داشته است. برخلاف ادعاهای مکرر واشنگتن مبنی بر نابودی توانمندیهای نظامی و هستهای تهران، تقابل نظامی سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان داد که این رویکرد نه تنها به تسلیم ایران منجر نشد، بلکه به زیرساختهای انرژی منطقه، جریان بینالمللی نفت و امنیت پایگاههای آمریکایی آسیب جدی وارد کرد. تهدیدهای مکرر برای هدف قرار دادن مراکز غیرنظامی در ایران، که مصداق جنایت جنگی است، در نهایت به عقبنشینیهای پیدرپی ختم شد. با این حال، این بحران فرصتی بینظیر ایجاد کرده تا ضرورت برچیدن پایگاههای نظامی در خاورمیانه و بازگرداندن نیروها به وطن به طور جدی پیگیری شود.
حضور مستمر نظامی ایالات متحده در خاورمیانه، میراثی منسوخ از دوران جنگ سرد و دکترین کارتر است که با هدف جلوگیری از سلطه شوروی بر منابع نفت تنظیم شده بود. امروزه با تنوع مبادی تامین انرژی در جهان، خطر انحصار بازار از بین رفته است. از سوی دیگر، توجیه این حضور برای حمایت از اسرائیل نیز مخدوش است؛ چرا که این بازیگر به یک قدرت برتر منطقهای تبدیل شده و جدایی واشنگتن از سیاستهای توسعهطلبانه آن، مانع از تخریب بیشتر اعتبار بینالمللی آمریکا خواهد شد. همچنین، محافظت از پادشاهیهای مطلقگرا و دیکتاتوری خلیج فارس نباید بر عهده سربازان آمریکایی باشد؛ این کشورها باید خود مسئولیت دفاع در برابر ایران را بر عهده بگیرند. کاهش این تعهدات، ضامن برچیده شدن چاشنیهای انفجاری است که مکرراً آمریکا را به جنگهای ناخواسته کشانده است.
تجربه جنگ اخیر نشان داد که پایگاههای خاورمیانهای به جای تامین امنیت، به اهدافی آسیبپذیر و بار مالی و جانی تبدیل شدهاند. حملات تلافیجوئیانه موشکی و پهپادی ایران به سفارتخانهها و آشیانهها، تخریب گسترده تاسیسات راداری و پدافندی و آسیب به بیش از ۲۰۰ سازه نظامی، مقامات آمریکایی را ناچار به تخلیه بخش عمدهای از پرسنل و انتقال آنها به هتلهای غیرنظامی یا اروپا کرد. این عقبنشینی وسیع، اعترافی تحقیرآمیز به ناتوانی در حفاظت از نیروها بود و خط بطلانی بر ادعای پیروزی در این نبرد کشید.
این تحولات، کشورهای میزبان در خلیج فارس را نیز دچار پارادوکس خنثیماندن کرده است؛ چرا که زیرساختهای نظامی واشنگتن به جای بازدارندگی، به آهنربایی برای جذب حملات تلافیجویانه تبدیل شدند. در نتیجه، این دولتها در حال بازنگری در دکترین امنیتی خود، کاهش اتکا به آمریکا، تنوعبخشی به شرکای استراتژیک و فاصله گرفتن از سیاستهای ستیزهجویانه واشنگتن و تلآویو هستند. در چنین شرایطی، واشنگتن باید ابتکار عمل را به دست گیرد، کنترل پایگاهها را به کشورهای میزبان واگذار کند و نیروهای خود را خارج سازد. پذیرش استدلالهای فریبکارانه برای ورود به جنگ و انتظارات غیرواقعی از روند نبرد، اشتباهاتی بودند که تکرار آنها تنها با خروج کامل از این موضعِ در معرض خطر، امکانپذیر خواهد بود../منبع



