امنیت و دفاعخاورمیانهداخلی

جنگ آینده احتمالی، سه تا ۶روزه خواهد بود نه جنگ فرسایشی!

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «جنگ آینده احتمالی، سه تا ۶روزه خواهد بود نه جنگ فرسایشی!» به قلم محمد مونسان در دیپلماسی ایرانی منتشر شده است. نویسنده با بررسی عوامل نظامی، سیاسی و اقتصادی، معتقد است که هرگونه درگیری آتی میان ایران و اسرائیل، کوتاه‌مدت، شدید و تمام‌عیار خواهد بود و تنها رونمایی فوری از توان هسته‌ای می‌تواند بازدارندگی مؤثر ایجاد کند. یادداشت حاضر به ارزیابی ظرفیت‌ها، تهدیدها و ضرورت تغییر در راهبرد دفاعی ایران می‌پردازد. در ادامه، چکیده این یادداشت را می‌خوانید.


در ارزیابی درباره احتمال جنگ بعدی میان ایران و اسرائیل، سناریوی یک رویارویی کوتاه و شدید، با بازه زمانی سه تا ۶روزه، محتمل‌تر از جنگ فرسایشی دانسته شده است. این رویکرد براساس پنج عامل اصلی شکل می‌گیرد. نخست، محدودیت جغرافیایی و جمعیتی اسرائیل که تاب‌آوری آن را در برابر جنگ طولانی کاهش می‌دهد و تجربه جنگ دوازده‌روزه نشان داده است که آسیب‌پذیری این کشور در درگیری‌های طولانی، بیشتر به سود ایران تمام می‌شود. دوم، احتمال مشارکت مستقیم و گسترده آمریکا و کشورهای اروپایی در جنگ آینده، که به‌جای ورود تدریجی، به‌صورت هم‌زمان و هماهنگ با اسرائیل وارد عمل خواهند شد. مانورهای مشترک نظامی و نمونه‌هایی از حملات گذشته، از جمله عملیات آمریکا علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، نمایانگر این آمادگی است. سوم، نگرانی قدرت‌های جهانی از جهش قیمت جهانی نفت در صورت تداوم جنگ که منافع اقتصادی آنان را در حل سریع درگیری‌ها تقویت می‌کند.

چهارم، تحول در شیوه‌های نبرد مدرن که عملیات نظامی را از ماه‌ها و هفته‌ها، به چند ساعت یا حتی چند دقیقه کاهش داده است؛ نمونه آن عملیات «چکش نیمه‌شب» علیه سایت‌های هسته‌ای ایران بود که تنها ۲۵ دقیقه به‌طول انجامید. این نشان می‌دهد که در جنگ آینده، زیرساخت‌های کلیدی ممکن است ظرف ساعات اولیه آسیب ببینند. پنجم، خطر استفاده از تسلیحات هسته‌ای در همان روز نخست جنگ، با استناد به سوابق تاریخی مانند حملات هیروشیما و ناکازاکی در جنگ جهانی دوم یا اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران در دهه ۶۰ شمسی و دیگر موارد مشابه. در این چارچوب، هشدار داده شده است که امکان استفاده عملی اسرائیل یا آمریکا از چنین سلاحی در ابتدای درگیری وجود دارد.

با توجه به این شرایط، تنها راه جلوگیری از تجاوز نظامی مجدد، ایجاد بازدارندگی مؤثر از طریق رونمایی شفاف و پیشاپیش از قابلیت‌های هسته‌ای عنوان شده است. تأخیر در اعلام این توانمندی، یا مشروط‌کردن آن به وقوع حمله، باعث تردید در باورپذیری این ادعا شده و جدیت تهدیدات را کاهش می‌دهد. در این رویکرد، بازدارندگی باید شامل نمایش تسلیحات هسته‌ای با قابلیت اصابت به خاک آمریکا و اروپا باشد. به تأیید این دیدگاه، مثال‌هایی از ادبیات سیاسی آمریکا در قبال کره شمالی و تأکید ولادیمیر پوتین بر نقش سپر هسته‌ای در امنیت ملی روسیه ارائه شده است.

همچنین بر ناکارآمدی راهبرد هسته‌ای ایران در چهار دهه گذشته تأکید شده است، زیرا استفاده از این فناوری عمدتاً محدود به کاربری‌های صلح‌آمیز جزئی مانند تولید رادیودارو یا برق هسته‌ای با سوخت وارداتی بوده و نتوانسته هزینه‌های تحریم و تهدید را توجیه کند. در مقابل، نمونه‌هایی از تاکتیک‌های غیرعلنی بازدارندگی هسته‌ای، مانند افشای عمدی تصاویر مبهم تسلیحات که اسرائیل به‌کار برده، به‌عنوان اقداماتی مؤثرتر ذکر شده‌اند.

این تحلیل نتیجه می‌گیرد که در شرایط کنونی، هرگونه تعلل یا فقدان ابتکار عمل در نمایش قدرت هسته‌ای، می‌تواند منجر به حملات بعدی با شدتی بسیار بیشتر از گذشته شود. ضرورت نشان‌دادن «چنگ و دندان» پیش از بروز جنگ و بهره‌گیری از تدابیر فریب و گیج‌کننده علیه دشمن، به‌عنوان آخرین فرصت برای تغییر مسیر رویدادهای احتمالی مطرح شده است./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا