پوتین زیر فشار جنگ اوکراین؛ چرا خطر تشدید تنش با غرب بیشتر شده است؟
جنگ اوکراین فقط در خط مقدم جریان ندارد. حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای روسیه، کمبود سوخت، هزینه سنگین جنگ و نارضایتی رو به رشد در داخل روسیه، پوتین را در موقعیتی سختتر از گذشته قرار داده است. نگرانی اصلی فقط عقبنشینی روسیه نیست؛ نگرانی این است که کرملین برای فرار از فشار، تنش با اروپا و غرب را بیشتر کند.
جنگی که پوتین در سال ۲۰۲۲ با تصور یک پیروزی سریع آغاز کرد، حالا به جنگی فرسایشی تبدیل شده است؛ جنگی که هم ارتش روسیه را خسته کرده، هم اقتصاد این کشور را زیر فشار برده و هم فاصله میان روایت رسمی کرملین و واقعیت زندگی مردم را بیشتر کرده است.
مسکو هنوز ابزارهای زیادی برای ادامه جنگ دارد؛ از درآمد نفتی گرفته تا کنترل شدید سیاسی و امنیتی. اما مسئله اینجاست که هزینه ادامه دادن جنگ هر ماه بیشتر میشود. روسیه دیگر فقط در اوکراین نمیجنگد؛ حالا آثار جنگ به شهرهای خود روسیه، جایگاههای سوخت، پالایشگاهها، پروازها و زندگی روزمره مردم هم رسیده است.
جنگی که قرار بود کوتاه باشد، روسیه را فرسوده کرد
روسیه در شروع حمله به اوکراین تصور میکرد ظرف چند روز یا چند هفته میتواند کییف را تحت فشار بگذارد و یک دولت نزدیک به خود در این کشور روی کار بیاورد. اما نتیجه کاملاً متفاوت شد. جنگ نهتنها تمام نشد، بلکه از جنگ جهانی اول و حتی جنگ شوروی با آلمان نازی هم طولانیتر شده است.
تلفات انسانی یکی از سنگینترین بخشهای این جنگ است. آمار دقیق در دسترس نیست، چون روسیه معمولاً اطلاعات نظامی و شمار کشتهها را منتشر نمیکند؛ با این حال، ارزیابیهای غربی از تلفات بسیار بالا خبر میدهند. ارتش روسیه برای جایگزینکردن نیروهایش مجبور شده پاداشهای مالی سنگین و بخشودگی بدهی پیشنهاد کند تا مردان بیشتری برای حضور در جنگ ثبتنام کنند.
اما این مشوقها یک واقعیت تلخ را پنهان نمیکند: بسیاری از نیروهای تازهوارد پس از آموزش کوتاه، خیلی سریع وارد مناطق خطرناک میشوند. جنگ اوکراین نشان داده که پهپادها، مینها، توپخانه دقیق و حملات از راه دور، میدان نبرد را عوض کردهاند. در این جنگ، فاصله میان خط مقدم و پشت جبهه کمتر شده و حتی مناطق دور از محل درگیری هم دیگر امن نیستند.
چرا پالایشگاههای روسیه هدف مهمی شدهاند؟
حمله به پالایشگاه فقط بهمعنای آتشگرفتن چند مخزن نفت نیست. پالایشگاه جایی است که نفت خام به بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما و مواد مورد نیاز صنعت تبدیل میشود. وقتی یک پالایشگاه بزرگ از کار میافتد، اثر آن فقط در بودجه دولت دیده نمیشود؛ مردم هم آن را در صف پمپبنزین، گرانی سوخت، محدودیت فروش و مشکل حملونقل حس میکنند.
اوکراین در ماههای اخیر حملات پهپادی خود به پالایشگاهها، خطوط لوله، انبارهای سوخت و پایانههای صادرات انرژی روسیه را بیشتر کرده است. هدف کییف روشن است: کمکردن درآمدی که جنگ روسیه را تأمین میکند و رساندن هزینه جنگ به داخل خاک روسیه.
این حملات بهویژه برای مسکو دردناک است، چون اقتصاد روسیه تا حد زیادی به درآمدهای انرژی وابسته است. نفت و گاز فقط منبع پول نیستند؛ سوخت ارتش، حملونقل، کشاورزی، کارخانهها و زندگی روزمره مردم هم به همین شبکه وابستهاند.
ضربه به پالایشگاههای نزدیک مسکو اهمیت بیشتری دارد. وقتی حمله به تأسیسات انرژی در مناطق دورافتاده رخ میدهد، کرملین میتواند آن را از چشم مردم پایتخت دور نگه دارد. اما وقتی دود پالایشگاه در نزدیکی مسکو دیده میشود، جنگ دیگر یک خبر دوردست از جبهه نیست.
کمبود سوخت، چیزی فراتر از یک مشکل اقتصادی است
کمبود سوخت معمولاً خیلی زود به یک مسئله سیاسی تبدیل میشود. ممکن است مردم درباره بودجه نظامی یا آمار صادرات نفت بحث نکنند، اما صف طولانی پمپبنزین را میبینند. وقتی راننده تاکسی، کشاورز، کامیوندار یا صاحب مغازه نتواند بهراحتی سوخت تهیه کند، جنگ برای او از صفحه تلویزیون وارد زندگی واقعی میشود.
گزارشها از چند منطقه روسیه نشان میدهد محدودیت فروش سوخت، افزایش قیمت و صفهای طولانی بیشتر شده است. در برخی مناطق، فروش بنزین به مردم محدود شده و شرکتهای سوختی نیز سقف خرید تعیین کردهاند. این وضعیت، فشار روانی تازهای بر کرملین وارد میکند؛ چون حکومت روسیه سالها تلاش کرده بود نشان دهد جنگ، زندگی عادی مردم را مختل نمیکند.
اکنون این تصویر در حال تغییر است. روسیه میتواند بخشی از نفت خام خود را صادر کند، اما اگر پالایشگاهها آسیب ببینند، تأمین سوخت برای داخل کشور سختتر میشود. به همین دلیل، حمله به پالایشگاهها فقط به درآمد جنگی روسیه ضربه نمیزند؛ توان کرملین برای حفظ آرامش اجتماعی را هم ضعیف میکند.
اقتصاد روسیه هنوز فرو نریخته، اما زیر فشار سنگین است
اینطور نیست که روسیه در آستانه فروپاشی فوری باشد. کرملین هنوز میتواند منابع را جابهجا کند، شرکتها را تحت فشار بگذارد، از ذخایر مالی استفاده کند و هزینههای غیرنظامی را کاهش دهد. همچنین صادرات نفت خام، هرچند با مشکل و تخفیف، همچنان برای روسیه درآمد ایجاد میکند.
اما اقتصاد جنگی یک مشکل اساسی دارد: میتواند مدتی رشد ظاهری بسازد، اما این رشد لزوماً به زندگی بهتر مردم تبدیل نمیشود. تولید تانک، موشک و مهمات ممکن است کارخانهها را فعال نگه دارد، ولی در عوض پول کمتری برای مسکن، بهداشت، آموزش، زیرساخت و خدمات عمومی باقی میماند.
کمبود نیروی کار هم به مشکل بزرگی تبدیل شده است. بخشی از مردان در جنگ هستند، بخشی کشته یا زخمی شدهاند و بخشی نیز از کشور خارج شدهاند. در چنین شرایطی، کارخانهها، پروژههای ساختمانی و کسبوکارهای عادی با کمبود نیروی انسانی روبهرو میشوند.
افت ساختوساز، فشار تورمی، لغو پروازها و نگرانی از آینده اقتصادی، نشانههایی هستند که بهتدریج روی ذهن مردم و نخبگان اقتصادی روسیه اثر میگذارند. نارضایتی در روسیه هنوز به یک حرکت گسترده خیابانی تبدیل نشده، اما لزوماً هم لازم نیست به خیابان برسد تا برای پوتین خطرناک باشد. گاهی اختلاف میان گروههای بانفوذ، نگرانی سرمایهداران و بیاعتمادی در حلقههای نزدیک به قدرت، اثر بیشتری از اعتراضهای پراکنده دارد.
مشکل پوتین فقط اوکراین نیست؛ او باید داخل روسیه را هم کنترل کند
پوتین سالها خود را سیاستمداری نشان داده که ثبات، امنیت و نظم را به روسیه برگردانده است. جنگ اوکراین این تصویر را به چالش کشیده است. حالا بخشی از مردم میبینند که پهپادها به شهرهای روسیه میرسند، سوخت سختتر پیدا میشود و جنگی که قرار بود کوتاه باشد، پایانی ندارد.
این وضعیت برای پوتین از نظر سیاسی خطرناک است، چون او نمیتواند بهسادگی عقبنشینی کند. عقبنشینی آشکار ممکن است نشانه ضعف دیده شود و گروههای تندرو در روسیه را علیه او تحریک کند. از طرف دیگر، ادامه جنگ هم هزینه بیشتری به کشور تحمیل میکند.
همین بنبست، پوتین را در موقعیتی قرار میدهد که هر انتخابش هزینه دارد. توافق با اوکراین میتواند به بخشی از نخبگان اقتصادی و مردم عادی فرصت نفس کشیدن بدهد، اما ممکن است از نگاه حامیان جنگ، شکست یا عقبنشینی تعبیر شود. ادامه جنگ هم خطر فرسایش بیشتر ارتش، اقتصاد و جامعه را بالا میبرد.
خطر اصلی چیست؟ پوتین ممکن است بهجای عقبنشینی، تنش را بیشتر کند
اینجا همان نقطهای است که نگرانی اصلی شکل میگیرد. رهبرانی که احساس میکنند در تنگنا قرار گرفتهاند، همیشه مسیر آرامتری را انتخاب نمیکنند. گاهی فشار داخلی باعث میشود بهدنبال دشمن بیرونی بگردند، تهدیدها را بیشتر کنند یا با ایجاد بحران تازه، افکار عمومی را از مشکلات داخلی دور نگه دارند.
روسیه در سالهای اخیر بارها از تهدید هستهای، حمله به مراکز تصمیمگیری اوکراین، درگیری با ناتو و گسترش جنگ حرف زده است. بیشتر این تهدیدها تاکنون به اقدام مستقیم تبدیل نشدهاند، اما نمیتوان آنها را کاملاً بیاهمیت دانست.
خطر فوری شاید حمله هستهای نباشد. خطر واقعیتر، افزایش حملات سایبری، خرابکاری، عملیات پنهانی، فشار به زیرساختهای انرژی، دخالت در فضای سیاسی اروپا و حمله به خطوط حملونقل یا ارتباطات است. این اقدامات برای روسیه هزینه کمتری دارند، اما میتوانند ناامنی زیادی ایجاد کنند.
در واقع، مسکو ممکن است تلاش کند بدون ورود به یک جنگ مستقیم با ناتو، هزینه حمایت اروپا از اوکراین را بالا ببرد. حمله سایبری به شبکه برق، اختلال در سامانههای حملونقل، خرابکاری در تأسیسات صنعتی یا کارزارهای اطلاعاتی میتوانند بخشی از همین فشار باشند.
روسیه بهسوی سقوط میرود یا تشدید تنش؟
پیشبینی سقوط ناگهانی روسیه اشتباه است. حکومت پوتین ابزارهای کنترل زیادی دارد و تجربه زیادی هم در سرکوب، مدیریت بحران و انتقال فشار به جامعه دارد. اما این هم اشتباه است که تصور کنیم روسیه میتواند تا همیشه با همین شدت جنگ را ادامه دهد، بدون اینکه هزینه آن در داخل کشور بالا برود.
محتملترین وضعیت در کوتاهمدت نه فروپاشی است و نه آرامش. روسیه احتمالاً جنگ را ادامه میدهد، فشار اقتصادی را میان مردم و بخش خصوصی پخش میکند و همزمان تلاش میکند اروپا و اوکراین را با تهدید و فشارهای تازه خسته کند.
برای اوکراین و متحدانش، مسئله فقط جلوگیری از پیشروی روسیه در میدان نبرد نیست. آنها باید آماده باشند که یک روسیه تحت فشار، شاید خطرناکتر از یک روسیه باثباتتر باشد؛ روسیهای که در جنگ به بنبست خورده، اما هنوز نمیخواهد شکست را بپذیرد.
پوتین امروز مثل کسی است که برای ماندن روی آب دستوپا میزند. خطر اینجاست که در این تقلا، فقط خودش آسیب نبیند؛ ممکن است دیگران را هم با خود به زیر آب بکشد./فارین پالیسی



