تحولات پنهان: پیوند چین و روسیه و امنیت اروپا
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «تحولات پنهان: پیوند چین و روسیه و امنیت اروپا» توسط آلیچا باخولسکا (Alicja Bachulska) و ایوانا کاراسکووا (Ivana Karásková) در شورای روابط خارجی اروپا (European Council on Foreign Relations) منتشر شده است. این یادداشت بررسی میکند که چگونه نزدیکی چین و روسیه میتواند تعادل قدرت و امنیت اروپا را تحت تأثیر قرار دهد و نیاز به راهبردهای مشترک اروپایی را برجسته میکند. در ادامه، بهره سخن این یادداشت را میخوانید.
در دوران رهبری شی جینپینگ، سیاست خارجی چین بهطور بنیادین تغییر کرده و امنیت ملی بر رشد اقتصادی و سایر ملاحظات اولویت یافته است. این چارچوب که تحت عنوان «اول امنیت» شناخته میشود، در دیدگاه شی درباره «تغییرات بزرگی که در یک قرن دیده نشده» تجلی یافته است؛ او غرب رو به افول، هژمونی مستمر آمریکا و صعود چین به قدرت جهانی را مشاهده میکند. در این زمینه، همکاری با روسیه مهمترین رابطه دوجانبه چین است و بهعنوان وزنهای در برابر نفوذ آمریکا عمل میکند. فارغ از نتیجه جنگ اوکراین، پکن به حمایت از مسکو متعهد است تا مدت درگیری طولانی شود و امنیت اروپا پیچیدهتر گردد. این گزارش به بررسی جهانبینی راهبردی شی، تجلی آن در روابط چین و روسیه و سناریوهایی برای سیاستگذاران اروپایی میپردازد و بر ضرورت بازنگری اروپا در سیاست چین تأکید میکند.
شی جینپینگ از زمان به قدرت رسیدن در سال ۲۰۱۳ کنترل حزب کمونیست، ریاست جمهوری و کمیسیون مرکزی ارتش را در اختیار گرفت و چارچوبی سیاستی ایجاد کرد که امنیت را پایه توسعه میداند. او بارها از عبارت «تغییرات بزرگی که در یک قرن دیده نشده» برای توصیف تغییرات ژئوپولیتیک، فناوری و اجتماعی استفاده کرده و با دیدگاه رئالیستی، کاهش نفوذ غرب و تهدید مداوم آمریکا را عاملی برای آمادگی چین در قبال بحرانها میداند. مفهوم «امنیت ملی جامع» که در سال ۲۰۱۴ معرفی شد، شامل تقریباً بیست حوزه از امنیت سیاسی، نظامی، اقتصادی، زیستمحیطی، فرهنگی و اجتماعی است و راهنمای هماهنگی تهدیدات سنتی و غیرسنتی در سطح داخلی و بینالمللی است. این چارچوب، توسعه بازار داخلی را برای کاهش وابستگی به فناوری و بازارهای خارجی و تعامل گزینشی با اقتصاد جهانی ترویج میکند. دانشگاهها و اندیشکدهها بهطور محدود در چارچوب امنیت و اقتصاد بحث میکنند و دیدگاه شی مبنی بر اینکه «امنیت، زیربنای توسعه و ثبات، پیششرط رفاه است»، توجیهکننده فداکاری در برابر رشد اقتصادی است.
ستونهای امنیتی کلیدی شامل امنیت فناوری با کاهش وابستگی به شرکتهای آمریکایی، امنیت زنجیره تأمین با بومیسازی بخشهای حیاتی، امنیت مالی با بینالمللیسازی یوان و توسعه سیستمهای پرداخت جایگزین، ثبات اجتماعی با بازار داخلی مقاوم و مدرنیزهسازی نظامی برای خودکفایی و قدرت بازدارندگی است. چین همچنین از ابزارهای اقتصادی، اهرمی علیه رقبای خود استفاده میکند و با قوانین ضدتحریم خارجی، مقابله قانونی با محدودیتهای غربی را نهادی کرده است. در حوزه نظامی، با وجود ادعای دفاعی، توسعه حاملهای هواپیما، جنگندههای پنهانکار، موشکهای مافوق صوت و قابلیتهای سایبری نشاندهنده جاهطلبیهای جهانی است. چین رشد اقتصادی کندتر را میپذیرد تا ثبات و قدرت نظامی را تقویت کرده و با ایجاد روابط غیراتحادی، روسیه را بهعنوان متحد کلیدی در برابر غرب اولویت میدهد.
روابط چین و روسیه بهطور بیسابقهای عمیق شده و پس از سفر شی به روسیه در سال ۲۰۱۳، تا ماه می ۲۰۲۴ بیش از چهل دیدار حضوری میان شی و پوتین انجام شده است. این همکاریها شامل تعاملات در چارچوب سازمان همکاری شانگهای و بریکس، مخالفت با گسترش ناتو، راهبردهای آمریکا در هند-آرام و «انقلابهای رنگی» میشود. پس از تهاجم روسیه به اوکراین، تعاملات وزارتی، اقتصادی و نظامی افزایش یافته و پکن ثبات مسکو را برای امنیت مرزی، مدیریت هستهای و روابط پیشبینیپذیر ضروری میداند. از نظر اقتصادی، چین بزرگترین شریک تجاری روسیه شده و با ۲۳۷ میلیارد دلار تجارت در سال ۲۰۲۴، از موقعیت راهبردی و نفوذ در اوراسیا بهرهمند است. همکاری نظامی شامل فروش سامانههای اس-۴۰۰، جنگندههای سو-۳۵، تمرینات مشترک و هماهنگیهای چندبعدی است.
در جنگ اوکراین، چین با احتیاط عمل میکند و ضمن حمایت پنهان، از عواقب آن برای اعتبار بینالمللی فاصله میگیرد. کمکهای کلیدی شامل تأمین کالاها و فناوریهای دوکاربرده، حمایت اقتصادی از طریق خرید نفت و گاز ارزان و پوشش دیپلماتیک برای روسیه است. این اقدامات توجه آمریکا را منحرف و انسجام اروپا را تضعیف میکند. در سطح علمی و اقتصادی، بینالمللیسازی یوان، افزایش معاملات انرژی و درسآموزی برای مقابله با تحریمها تأکید میشود و وابستگی متقابل فناوری با روسیه را مستحکم میکند.
سه سناریو برای پساجنگ مطرح است: یک، پیروزی روسیه منجر به حفظ مزایای نامتقارن چین و تأخیر در واکنش آمریکا است، دو، شکست روسیه تهدیدی برای مرزها ایجاد میکند و سه، اتحاد غرب و بنبست بهترین گزینه برای چین با تضعیف روسیه و منحرفکردن غرب است. اروپا باید چین را بهعنوان عامل تسهیلکننده عمدی رفتار روسیه شناسایی و سیاست خود را بازطراحی کند، روابط غیرراهبردی را حفظ و هماهنگی با آمریکا را تقویت نماید. ابزارهای ضدفشار و چارچوبهای بلندمدت برای افزایش خودمختاری و امنیت قاره ضروری است./ منبع



