آمریکاسیاست داخلی و جامعه

ترامپ در حال انجام کاری است که روزولت نتوانست

ترامپ با حذف رقیبان و همراه‌کردن ارکان سیاسی و رسانه‌ها، درصدد انجام گاری بزرگ‌تر از روزولت است.

به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «ترامپ در حال انجام کاری است که روزولت نتوانست» نوشته جولیان ای. زلیزر (Julian E. Zelizer) در فارن پالیسی (Foreign Policy) منتشر شده است که به بررسی میزان نفوذ دونالد ترامپ در حزب جمهوری‌خواه و مقایسه آن با تلاش فرانکلین روزولت برای کنترل حزب دموکرات در دهه ۱۹۳۰ می‌پردازد. ترامپ برخلاف روزولت توانسته با استفاده از ابزارهای سیاسی مدرن، مخالفان درون‌حزبی را حذف و ساختار حزب را با رهبری خود همسو کند، هرچند این روند ممکن است پیامدهای بلندمدت منفی برای جمهوری‌خواهان داشته باشد. در ادامه، چکیده این مطلب آمده است.

دونالد ترامپ در حزب جمهوری‌خواه موقعیتی بسیار قدرتمند پیدا کرده و توانسته وفاداری گسترده‌ای را در درون حزب تحمیل کند، انتخابات مقدماتی را تحت‌تأثیر قرار دهد و مخالفان داخلی را کنار بزند. با وجود کاهش محبوبیت عمومی و افت حمایت برخی گروه‌های رأی‌دهنده، از جمله بخشی از لاتین‌تبارها و طبقه کارگر، او همچنان نفوذ مسلطی بر سیاست انتخاباتی جمهوری‌خواهان دارد. دولت ترامپ برای چشم‌انداز کلی حزب جمهوری‌خواه، به‌ویژه در انتخابات کنگره، پرهزینه است، زیرا مسائل اقتصادی و دغدغه‌هایی مانند هزینه زندگی همچنان برای رأی‌دهندگان اهمیت اساسی دارد. با این حال، ترامپ کنترل خود بر ساختار حزبی را حفظ کرده و بارها در تعیین نامزدها و شکست دادن چهره‌های باسابقه جمهوری‌خواه موفق بوده است.

نمونه‌های اخیر این نفوذ در چند ایالت مشاهده شده است. در ایندیانا، قانون‌گذاران جمهوری‌خواهی که با برنامه ترامپ برای تغییر حوزه‌های انتخاباتی مخالفت کردند، در انتخابات مقدماتی شکست خوردند. در کنتاکی، ترامپ از تلاش‌هایی حمایت کرد که به شکست توماس مسی و سناتور بیل کسیدی انجامید؛ دو سیاستمداری که در برخی موضوعات با او اختلاف‌نظر داشتند. در تگزاس نیز حمایت ترامپ به پیروزی کن پکستون بر جان کورنین کمک کرد، هرچند بخشی از حزب معتقد بود کورنین در انتخابات سراسری شانس بیشتری داشت. این تحولات بخشی از تلاش هماهنگ ترامپ برای بازسازی حزب جمهوری‌خواه از طریق حذف منتقدان و تقویت وفاداری سیاسی است.

این روند نوعی «پاکسازی حزبی» است که در آن همسویی ایدئولوژیک با ترامپ شرط بقا در حزب شده است. هرچند این وضعیت قدرت کوتاه‌مدت او را تقویت می‌کند، اما وابستگی بیش‌ازحد حزب به شخصیتی که محبوبیت سراسری‌اش رو به کاهش است، تنش‌هایی داخلی ایجاد کرده و آینده انتخاباتی حزب را با ابهام مواجه می‌سازد.

روزولت پس از پیروزی قاطع در انتخابات ۱۹۳۶ با مقاومت دموکرات‌های محافظه‌کار جنوب آمریکا روبه‌رو شد که بخش‌هایی از برنامه «نیو دیل» او را، به‌ویژه در حوزه حمایت از کارگران و افزایش نقش دولت فدرال، نمی‌پذیرفتند. حزب دموکرات آن زمان ائتلافی گسترده از لیبرال‌های شمالی، محافظه‌کاران جنوبی، مهاجران طبقه کارگر، روشنفکران ترقی‌خواه و رأی‌دهندگان سیاه‌پوست در حال ظهور بود. اختلاف‌ها بر سر گسترش اختیارات دیوان عالی، حقوق کارگری و رهبری در سنا تشدید شد و روزولت را به مداخله مستقیم در انتخابات مقدماتی کشاند.

روزولت آشکارا از رقبای برخی نمایندگان و سناتورهای دموکرات حمایت کرد و این رقابت‌ها را نبردی میان دیدگاه‌های ترقی‌خواهان و محافظه‌کارانه معرفی نمود. اما تلاش‌های او منسجم نبود و راهبردی پراکنده داشت. اگرچه موفق شد چند مخالف را شکست دهد، بیشتر چهره‌های هدف‌گرفته‌شده در قدرت باقی ماندند و واکنش منفی به مداخله او به تقویت جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای ۱۹۳۸ انجامید. در آن زمان، این اقدام شکست‌خورده تلقی شد و منتقدان آن را تهدیدی برای هنجارهای دموکراتیک و استقلال سیاسی محلی دانستند.

با این حال، نفوذ بلندمدت روزولت بسیار موفق‌تر بود. تغییرات ایدئولوژیک در دو حزب و تصویب قوانینی مانند قانون حقوق رأی و برنامه مدیکر، بعدها ائتلاف لیبرالی را که روزولت پایه‌گذاری کرده بود، تقویت کرد و جایگاه تاریخی او را تثبیت نمود.

در مقابل، نفوذ ترامپ به‌دلیل وجود شبکه‌های اجتماعی، کمیته‌های اقدام سیاسی و ابزارهای پیشرفته داده‌محور، سریع‌تر و مؤثرتر ارزیابی می‌شود. همچنین احزاب امروز از نظر ایدئولوژیک همگن‌تر از دوران روزولت هستند و همین مسئله کنترل رهبری را آسان‌تر کرده است. بااین‌حال، وابستگی شدید حزب جمهوری‌خواه به ترامپ ممکن است انعطاف‌پذیری راهبردی آن را در آینده کاهش دهد. چهره‌هایی که از ترامپ فاصله می‌گیرند، مانند لیز چنی، با هزینه سیاسی سنگینی مواجه می‌شوند و این مسئله امکان مخالفت داخلی را محدود کرده است. در پایان، مقایسه ترامپ و روزولت نشان‌دهنده تفاوت میان کنترل کوتاه‌مدت و میراث بلندمدت است. روزولت در پاکسازی درون‌حزبی شکست خورد اما در شکل‌دهی به ائتلافی پایدار موفق بود، درحالی‌که موفقیت ترامپ در تحمیل انضباط حزبی ممکن است در بلندمدت به تضعیف هویت و توان انتخاباتی جمهوری‌خواهان منجر شود./ منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا