کالای عمومی به نام هوش مصنوعی: چرا پیشتازی چین، سیلیکونولی را به وحشت انداخته است؟
درحالیکه سیلیکونولی هوش مصنوعی را به یک کالای لوکس و انحصاری برای کسب سود تبدیل کرده، چین با رویکرد منبعباز، آن را به یک کالای عمومی برای پیشرفت تمام بشریت بدل ساخته و همین امر، پایههای مدل سرمایهمحور آمریکا را به لرزه درآورده است.
به گزارش اطلس دیپلماسی، یادداشتی با عنوان «کالای عمومی به نام هوش مصنوعی: چرا پیشتازی چین، سیلیکونولی را به وحشت انداخته است؟» در گلوبال تایمز (Global Times) منتشر شده است. این یادداشت به تحلیل اضطراب فزاینده سیلیکونولی از راهبرد منبعباز چین در حوزه هوش مصنوعی میپردازد و استدلال میکند که رویکرد چین، که هوش مصنوعی را به عنوان یک «کالای عمومی جهانی» تعریف میکند، در تضاد کامل با مدل سرمایهمحور و انحصارگرایانه آمریکاست که به دنبال کسب سود از طریق کمیابی مصنوعی و کنترل فناوری است. در ادامه، خلاصه این یادداشت را میخوانید.
اگر قرار است هوش مصنوعی جهان را به مکانی بهتر تبدیل کند، پس چرا سیلیکونولی را تا این حد عصبی کرده است؟ با جستجوی عبارت «هوش مصنوعی چین» در موتورهای جستجوی غربی، کلمه «مسابقه» بارها تکرار میشود، اما احساس واقعی که در پس این عناوین نهفته، «اضطراب» است. رسانهها به صراحت از وحشت سیلیکونولی از راهبرد منبعباز چین سخن میگویند و عرضه مدل جدید کیمی K3 را رویدادی میدانند که «توسعهدهندگان را شگفتزده، سیلیکونولی را شوکه و مسابقه هوش مصنوعی را یک شبه از نو تنظیم کرد». یک سرمایهگذار خطرپذیر آمریکایی این حس را به خوبی بیان میکند: «آینده منبعباز است… اگر آمریکا درهای منبعباز را ببندد، شرکتهای آمریکایی مجبور خواهند شد برای همان هوشی که رقبایشان در سراسر جهان با کسری از قیمت به دست میآورند، هزینههای گزافی بپردازند. این از نظر اقتصادی ناپایدار است.» این موج نگرانی به یک رویداد بازمیگردد: کنفرانس جهانی هوش مصنوعی در شانگهای، جایی که چین نه تنها از مدل کیمی K3 رونمایی کرد، بلکه با تأسیس سازمان همکاری بینالمللی هوش مصنوعی، پیام روشنی از رویکردی کاملاً متفاوت به توسعه هوش مصنوعی ارسال کرد؛ رویکردی که دقیقاً به پاشنه آشیل مدل آمریکایی ضربه میزند.
در هسته خود، راهبرد هوش مصنوعی آمریکا یک مسابقه سرمایهمحور است: سرمایهگذاریهای عظیم، بستهنگه داشتن قدرتمندترین مدلها و اعمال کنترلهای صادراتی. نتیجه، ارزشگذاریهای سرسامآور برای چند شرکت غولپیکر و سلطه کوتاهمدت برای آمریکاست. اما معایب این سیستم اکنون غیرقابلانکار است: هزینههای بسیار بالا و اتکای شدید به «کمیابی مصنوعی». به محض اینکه جایگزینهای منبعباز و کمهزینه به طور گسترده در دسترس قرار گیرند، این سیستم به سرعت فرو خواهد پاشید. اینجاست که پرسش اساسی مطرح میشود: هوش مصنوعی برای چه کسی است؟ در رویکرد آمریکایی، هوش مصنوعی عمدتاً یک ابزار گرانقیمت و محصولی سودآور برای ملتهای ثروتمند و سرمایهگذاران بزرگ است که شکاف بین فقیر و غنی را عمیقتر میکند. اما چین چشماندازی کاملاً متفاوت ارائه میدهد: هوش مصنوعی به عنوان یک «کالای عمومی جهانی» که قرار است به نفع تمام بشریت باشد.
کالاهای عمومی واقعی، برچسب قیمت گزاف، موانع دسترسی بالا یا کنترل انحصاری ندارند. چین با استقبال از مدلهای منبعباز، کدها، وزنها و دانش آموزشی را برای استفاده، اصلاح و توسعه در اختیار جهان قرار داده و الگوی قدیمی انحصار و سودجویی را رد کرده است. هدف، آسانتر کردن استفاده از هوش مصنوعی، افزایش بهرهوری و در دسترس قرار دادن آن برای همگان است. این فناوری در حال تغییر شکل انرژی، تولید، مراقبتهای بهداشتی و کشاورزی است. امارات از آن برای رانندگی خودران و برزیل برای کشاورزی هوشمند استفاده میکند. چین نیز در حال به اشتراک گذاشتن این قابلیتها با کشورهای جنوب جهانی است، زیرا کالاهای عمومی قرار نیست لوکس باشند. «پرده آهنین هوش مصنوعی» که آمریکا برای ساخت آن تلاش کرده، با فشار رویکرد منبعباز چین در حال برچیده شدن است. در نهایت، برنده واقعی مسابقه هوش مصنوعی، کسی نیست که قدرتمندترین مدل را در آزمایشگاه میسازد، بلکه کسی است که گستردهترین رفاه را در دنیای واقعی ایجاد میکند. آمریکا برای سود سرمایه و هژمونی فناورانه بازی میکند، در حالی که چین بر فراوانی مشترک و پیشرفت انسان شرط بسته است. پرسش نهایی هرگز تغییر نکرده است: آیا فناوری باید به تمام بشریت خدمت کند یا فقط به عدهای ممتاز؟ چین پاسخ خود را داده است./منبع



